گنج

شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود صفدر بدر و حنین ابی‌الحسنین علی علیه‌السلام

۲۰ بیت
در حریم کعبه شاه انس و جان آمد پدیدآنکه مقصود دو عالم بود آن آمد پدید
حکمران آسمان اندر زمین شد جلوه‌گرپادشاه لامکان اندر مکان آمد پدید
ذات مطلق کان برون بود از مکان و از زمانشد مقید در مکان و در زمان آمد پدید
کعبه خود قلب جهانست و ز غیب ذات خویشسر غیب الغیب در قلب جهان آمد پدید
ممکنی پیدا شد اما واجب آمد در ظهورگشت جسمی ظاهر اما سرجان آمد پدید
گرد عالم چند میجویی نشان از بی‌نشانبینش ار داری جمال بی‌نشان آمد پدید
تا کند خود را تماشا با همه وصف و شئوندر شهود از غیب آن گنج نهان آمد پدید
با تمام معنی اسم ذات و اسماء صفاتصورتی گشت آنشه با عز و شان آمد پدید
پیش از آن کاید فرود ایاک نعبد نستعیناز درون قبله وجه مستعان آمد پدید
طالبان را مژده ده مطلوب آمد در کنارمی‌کشان را کن خبر پیرمغان آمد پدید
عشقبازان را حبیب با وفا گشت آشکاردردمندان را طبیب مهربان آمد پدید
احمد مرسل که خود روح روان عالمستبهر آن روح روان روح روان آمد پدید
تا که بنماید بلاغت را نهج در روزگارآن خدای نطق و خلاق بیان آمد پدید
باغ وحدت کش نهالند انبیاء و اولیاءباغبان آن خدائی بوستان آمد پدید
حق ندارم خوانمش جز حق چه پنهان از شمافاش می‌بینم که حق فاش و عیان آمد پدید
قادری آمد که چون دم زد بحرف کاف و نونماه و خورشید و زمین و آسمان آمد پدید
با ولایش دل ز هول روز محشر ایمن استدرحقیقت معنی کهف الامان آمد پدید
حب و بغضش میدهد از هالک و ناجی خبربهر نقد قلب و خالص امتحان آمد پدید
کی توان خواندن کف فیاض او را بحر و کانآنکه از جود وجودش بحر و کان آمد پدید
خیزد از هرجا غلامی بهر درگاهش بلیقنبر از زنگ و صغیر از اصفهان آمد پدید