نسبنامهٔ اقطاب نامدار
کنون خواهم درود از حق دگر بازبه روح انبیاء و اهل اعجاز
درود اوّل به روح پاک آدمکه باشد صفوت ﷲ مکرم
دگر نوح نبی ﷲ و دیگرخلیل و حضرت ابراهیم آذر
دگر بر موسی(ع) صاحب فتوحشدگر بر عیسی(ع) پاکیزه روحش
به هر یک ز انبیاء حق به تعیینز آدم جمله تا ختم النبیین
به اصحاب و به آل طیّبینشخلیفه زادگان و جانشینش
علی(ع) کو لنگر عرش است و افلاکدگر همجفت او صدیقه پاک
سلام بیشمار از حیّ داوربه زهرا(س) و به سبطین و به حیدر
دگر هم بر علی(ع) و بر محمد(ع)به جعفر(ع) نونهال باغ احمد
درود از حق بلا فصل و مکرربه روح اطهر موسی بن جعفر(ع)
دگر هم بر علی(ع) فرزند موسی(ع)که قطب اعظم است و شمس اجلی
تحیات و سلام از حق دگر همتقی(ع) و هم نقی(ع) را خوش دمادم
دگر بر عسگری(ع) سلطان ذوالنصردگر بر مهدی(ع) دین صاحب عصر
خود این اثنا عشر شاه و امامندخلیفه حق پس از خیرالانامند
تحیات و سلام بیتناهیبه روح این امامان از الهی
دگر بر اولیاء و اهل توحیدکه از حق بودشان تکمیل و تآیید
خصوص آنها که میرند و مکملشود بر نامشان ختم سلاسل
کمیل و ادهم و طیفور و معروفز هر یک سرّ وحدت گشته مکشوف
همه اندر طریقت پیر و استادوز آنها ابتدا شد رسم ارشاد
پس از معروف شیخ دین سری بودکه ماهی در سپهر رهبری بود
جنید از بعد او قطب جهان شددلیل و پیشوای عارفان شد
پس از او بوعلی رودبارینکو شد پیر وقت از لطف باری
پس از او بوعلی کاتب آمدز پیر رودباری نایب آمد
از آن پس شیخ ابو عمران عیان گشتز مغرب نور حق مشرق نشان گشت
ابوالقاسم از آن پس حق نسب شدکه او را گورکانی خود لقب شد
ابوبکر است زآن پس صاحب تاجکه نام اوست عبدﷲ نساج
شد احمد را از آن پس رتبه عالیکه خوانند اهل توحیدش غزالی
ابوالفضل است دیگر پیر ارشادکه اصل او بود از شهر بغداد
ابوالبرکات زآن پس حق نفس شدوز آن پس بوسعید از اندلس شد
ابومدین دگر کو مغربی بودچو شمس از مشرق توحید بنمود
شهید راه حق او بوالفتوح استکه صاحب خرقه و فرزانه روح است
از آن پس شد کمال الدین کوفیهمانا قطب وقت و پیر صوفی
دگر از اهل بربر شیخ صالحبر ابواب معانی بود فاتح
از آن پس یافعی شد شیخ آگاهبه اسم و رسم عبد خاص ﷲ
وز آن پس یافت خرقه نعمت ﷲکه باشد رهنمای کل در این راه
کسی کابطال این نام و نسب کردبه نفی یافعی ترک ادب کرد
بهل او را که باشد بند تقلیدکند از حمق نفی اهل توحید
نماید نعمت ﷲ خود تفاخربه شیخ یافعی دور از تشاجر
غرض شد نعمت ﷲ ولی همز عبدﷲ شیخ و قطب عالم
خلیل ﷲ که او برهان دین استپدر را در طریقت جانشین است
محبالدین حبیب ﷲ در این راههم آمد یادگار نعمت ﷲ
کمال الدین هم از وی یادگار استکه نسل سیم از آن شهریار است
دگر هم قطب عالم در عیانیاز آن پس شد خلیلﷲ ثانی
وزآن پس میر شمسالدین چو ماهیفروزان شد بگو بی اشتباهی
عیان شد پس حبیب الدین ثانیز چرخ دل چو ماه آسمانی
دگر شد شاه شمسالدین ثانیبنای معرفت را پیر و بانی
کمال الدین ثانی پس کله دارشد اندر سلسله هم صاحب اسرار
از آن پس شاه شمسالدین ثالثشد از جد و پدر بر خرقه وارث
رسید این خرقه پس بر شیخ محموددگر بر شیخ شمسالدین مسعود
علی شاه رضا را او خلیفهنمود اندر دکن چون بُد وظیفه
فرستاد او به ایران و اینت معلومشهی را کو بود سلطان معصوم
هم آن شه خرقه بر نورعلی دادکه بود آن شاه ماه چرخ ارشاد
حسین شیخ زینالدین از او دلقگرفت و گشت دُرجی هادی خلق
پس از وی پیر مجذوبعلی بودکه اندر عهد خود قطب و ولی بود
به زین العابدین شیروانیرسید این خرقه با رسم و نشانی
و زو رحمتعلی هم گشت ذی قدرکه در شیراز بود او نایبالصدر
صفی دریافت فیض خدمت اونصیب جان ما شد رحمت او
مراد از خرقه بود و وضع ارشادنبودم قصد شرح حال اوتاد
که گویم حال هر یک را به تفصیلتو وصف جمله در خود کن به تحصیل