گنج

بخش ۳۳ - در تحقیق‌ صراط الذین‌ انعمت‌ علیهم‌ ای طالب‌ راه گوش معنی‌ بگشا انعمت‌ علیهم‌ را دریاب‌ و بدانکه‌ چون اهدنا الصراط المستقیم‌ گویی‌ راه کجاست‌ و از حق‌ طلب‌ کدام راه می‌ نمایی‌، این‌ معنی‌ بر تو مجهول نباشد حق‌ جل‌ و علا راه را واضح‌ نموده و انعمت‌علیهم‌ فرموده درویش‌ نعمت‌ اللّهی‌ به‌ سرّاین‌ نکته‌ رسیده و مورد نعمت‌ خاص الهی‌ گردیده تا نگویی که‌ آن راه راست‌ که‌ خدا فرموده کجاست

۵۸ بیت
هرچه‌ خواهم‌ زین‌ بیان گردم خموششور عشقم‌ آورد دیگر بجوش
گرچه‌ خاموشی‌ است نزد ما حَسَن‌لیک‌ من‌ بی‌اختیارم در سخن‌
چون سخن‌ ز اِنعام خاص حضرت‌ است‌لازم اظهارش به‌ اهل‌ نعمت‌ است‌
گر تو ز اهل‌ نعمتی‌ و منعمی‌بر بیانم‌ گوش جان بگشا دمی‌
چون شنیدی وصف‌ راه و رهنمااز هدایت‌ باز بشنو نکته‌ ها
استعانت‌ چون ز حق‌ جویی‌ به‌ راهتا شود هادی بر آن راهت‌ اله‌
بایدت‌ مجهول نبود راه راست‌کآن صراط مستقیم‌ حق‌ کجاست‌
ورنه‌ نبود در دعایت‌ فایدهنیستت‌ فیض‌ هدایت‌ عایده
زآنکه‌ مجهول است راهت‌ ای پناهطالب‌ مجهول نبود مرد راه
کرده چون تصریح‌ حق‌ آن راه رادر حقیقت‌ رهرو آگاه را
حق‌ نکرده بهر تصریح‌ اکتفاءبر صراط المستقیم‌ و اهدنا
بلکه‌ فرموده است‌ بهر اختصاصآن رهی‌ کانعام کردم بر خواص
آن ره اقصر که‌ راه واحد است‌اهل‌ نعمت‌ را بر آن حق‌ راشد است‌
کرده حق‌ ارشاد آن بر انبیاکاهل‌ اِنعامند از خوان ولا
هر که‌ شد اهل‌ ولا مرد ره است‌کاین‌ ولایت‌ خاصه‌ اهل‌ ﷲ است‌
این‌ ولایت‌ آن علی‌ مرتضی‌(ع) است‌این‌ ولایت‌ نعمت‌ تام خداست‌
زین‌ ولایت‌ گفت‌ حق‌ در روز خُم‌کای گروه الیوم اکملت‌ لکم‌
زین‌ ولایت‌ گر نداری آگهی‌ز اهل‌ نعمت‌ نیستی‌ و گمرهی‌
این‌ ولایت‌ چیست‌؟ در راه آمدنهم‌ ز جان تسلیم‌ مرد حق‌ شدن
با فقیه‌ قشری گم‌ کرده راهاین‌ ولایت‌ راست‌ نآید ای پناه
این‌ ولایت‌ عشق‌ شاه دین‌ علی‌ است‌بیعت‌ و تسلیم‌ بر دست‌ ولی‌ است‌
مر ولی‌ را دست‌، دست‌ مرتضی‌(ع) است‌دست‌ حیدر بی‌گمان دست‌ خداست‌
پس‌ چو با دست‌ خدا بستی‌ تو عهددر صراط راست‌ داری جد و جهد
پس‌ در انعمت‌ علیهم‌ نکته‌ای است‌حیف‌ کت‌ آگاه جان از نکته‌ نیست‌
چون ندانی‌ نکته‌ گویم‌ فاش من‌نکته ‌گو من‌، نکته‌ من‌، قلاّش من‌
من‌ رسیدم نکته‌ها را مو به‌ موبا تو گویم‌ گر تو باشی‌ نکته‌ جو
آن صراط مستقیم‌ منجلی‌هست‌ راه نعمت‌ ﷲ ولی‌
لطف‌ انعمت‌ علیهم‌ این‌ بودوین‌ نعم‌ مخصوص اهل‌ دین‌ بود
نعمت‌ ﷲ نعمتی‌ آورده است‌خوان ز بهر رهروان گسترده است‌
الصلا ای طعمه‌ خواران الصلانعمتش‌ تام است‌ یاران، الصلا
هرکه‌ ننشیند بر این‌ خوان نعیم‌هست‌ گمراه از صراط مستقیم‌
زآنکه‌ دست‌ نعمت‌ ﷲ ولی‌دست‌ بر دست‌ است‌ تا دست‌ علی‌
وآن علی‌ فرمود در عین‌ شکوهمن‌ صراط مستقیمم‌ ای گروه
هرکه‌ بیرون زین‌ صراط است‌ ای عمونیست‌ در منعم‌ علیهم‌ داخل‌ او
پس‌ چه‌ از منعم‌ علیهم‌ نیست‌ آنهست‌ یا مغضوب یا ضال این‌ بدان
ضال و مغضوب‌ از صراط اعتدالاهل‌ افراطند و تفریط‌ از ضلال
نعمت‌ اللّهی‌ کجایی‌ زین‌ بیانسرکش‌ از شادی به‌ اوج آسمان
گر به‌ رقص‌ آیید ازین‌ صحبت‌ رواست‌نعمت‌ حق‌ زآنکه‌ مخصوص شماست‌
بر شما این‌ نعمت‌ ارزانی‌ بودجانتان خوشنود و نورانی‌ بود
بی‌حد و مر شکر این‌ نعمت‌ کنیدوز حق‌ استدعای صد رحمت‌ کنید
هم‌ ز حق‌ خواهید توفیق‌ سپاسکه‌ شما را کرده حق‌ نعمت‌ شناس
نعمت‌ حق‌ را هر آن کس‌ پای زدباب‌ رحمت‌ بر رخش‌ گردید سد
حق‌ ز رحمت‌ طعمه‌ خواران را بخواندوآنکه‌ نآمد از در رحمت‌ براند
فیض‌ رحمت‌ لازم این‌ نعمت‌ است‌رحمت‌ اللّهی‌ غریق‌ رحمت‌ است‌
تا نگردد رحمت‌ مولا سبب‌کی‌ کند کس‌ نعمت‌ مولا طلب‌
رحمت‌ و نعمت‌ بود ملزوم هم‌هر دو را بر ما خدا داد از کرم
مجرمان را زاهل‌ این‌ رحمت‌ نمودچونکه‌ رحمت‌ کرد، بر نعمت‌ فزود
چون نمودیم‌ از در رحمت‌ دخولیافت‌ بر ما نعمت‌ بی‌حد نزول
نعمت‌ ار خواهی‌ به‌ جرم خود چه‌ مامعترف‌ شو و از در رحمت‌ درآ
جرم هستی‌ تا علی‌ رحمتت‌بخشد و بدهد فراوان نعمتت‌
ای خوش آن کز باب‌ رحمت‌ رد نشدباب‌ رحمت‌ بر رخ او سد نشد
هر که‌ آمد زود گو داخل‌ شودورنه‌ در بستند و سد حائل‌ شود
سابق‌ آمد باب‌ رحمت‌ در طلب‌درپس‌ آن باب‌ قهر است‌ و غضب‌
باب‌ رحمت‌ بر تو اول گشت‌ بازچون نرفتی‌ شد غضب‌ را چنگ‌ ساز
رحمت‌ حق‌ بر غضب‌ پس‌ سابق‌ است‌باب‌ رحمت‌ باز بهر عاشق‌ است‌
چه‌ از در رحمت‌ درآیی‌ عاشقی‌ذات‌ سبحان را به‌ رحمت‌ سابقی‌
حق‌ تعالی‌ بر سر خوان ولااهل‌ رحمت‌ را زند دائم‌ صلا
تاکه‌ بدهد جان و گیرد جان حق‌هم‌ دهد سر بر سر پیمان حق‌