بخش ۲۲ - در تحقیق نفس حق و نفس باطل و لطیفه ظهور حجت «قاهر، غالب، عادل»
آن ولی کآن بر حق و ربانی استدر تخلّق مظهر سبحانی است
در شریعت پیرو پیغمبر استدر طریقت رهنمایش حیدر است
گفت حیدر صوفی کامل هنرهست یکسان پیش چشمش سنگ و زر
ورنه صوفی نیست کلب کوفی استکلب کوفی بهتر از این صوفی است
هر که نبود در لِوای بوترابگمره است و غول راه و دزد باب
هست آن ابلیس آدم روی و بَسبندهء دنیا و پابندِ هوس
حاصلا بسیار قطّاع الطریقهست در رَه، باش هُشیار ای رفیق
دیده را بگشا مَرو کورانه راهورنه اندازند غولانت به چاه
بندگیّ رهبری را کن قبولتا نیندازد ز راهت نفس غول
هر که باشد پیر ره را بنده اومؤمن است و عارف و دل زنده او
پیر باشد امتحان نقد و قلبپیر اگر جویی تو شیری ور نه کلب
چون ظهور مهدی قاهر شودنقد ها و قلب ها طاهر شود
قلب با آتش چو گردد رو به روظاهر آید طینت نا پاک او
قلب اگر گوید که با آتش خوشمطالب دیدار و وصل آتشم
بی خبر باشد ز عدل آتش اوچونکه آتش دید گردد سرکش او
جز زری کو بیشتر شد نار کشآمد از آتش برون بی غل و غش
شاید ار او طالب آتش بودزآنکه هم کارش ز آتش خوش بود
پیش از آن خود را به تعظیم شهانکرده در نار ولایت امتحان
بر دم پیران حاضر دائمشبوده تصدیق از امام قائمش
پیر وقت ما علی رحمت استعهد او بر جمله عالم طاعت است
هر دلی کز طاعت او سرکش استهست قلبی کو عدو آتش است
پس به هر عصری است مهدی در ظهوربر زجاجه اولیا تابیده نور
قطب امکان اوست باقی مظهرندوین مظاهر شهر علمش را دَرَند
بی وجود او ندارد کس وجودغیبت او، از فرط پیدایی نمود