گنج

۴- آیات ۲۷ تا ۳۷

۱۸ بیت

ثُمَّ یَتُوبُ اَللّٰهُ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۲۷) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا اَلْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاٰ یَقْرَبُوا اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اَللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (۲۸) قٰاتِلُوا اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ لاٰ یُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ یَدِینُونَ دِینَ اَلْحَقِّ مِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ حَتّٰی یُعْطُوا اَلْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ (۲۹) وَ قٰالَتِ اَلْیَهُودُ عُزَیْرٌ اِبْنُ اَللّٰهِ وَ قٰالَتِ اَلنَّصٰاریٰ اَلْمَسِیحُ‌ اِبْنُ اَللّٰهِ ذٰلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ یُضٰاهِؤُنَ قَوْلَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قٰاتَلَهُمُ اَللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ (۳۰) اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ اَلْمَسِیحَ اِبْنَ مَرْیَمَ وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِیَعْبُدُوا إِلٰهاً وٰاحِداً لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ سُبْحٰانَهُ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۳۱) یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ یَأْبَی اَللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْکٰافِرُونَ (۳۲) هُوَ اَلَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ اَلْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُشْرِکُونَ (۳۳) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ اَلْأَحْبٰارِ وَ اَلرُّهْبٰانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوٰالَ اَلنّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ اَلذَّهَبَ وَ اَلْفِضَّةَ وَ لاٰ یُنْفِقُونَهٰا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ (۳۴) یَوْمَ یُحْمیٰ عَلَیْهٰا فِی نٰارِ جَهَنَّمَ فَتُکْویٰ بِهٰا جِبٰاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هٰذٰا مٰا کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا مٰا کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ (۳۵) إِنَّ عِدَّةَ اَلشُّهُورِ عِنْدَ اَللّٰهِ اِثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اَللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذٰلِکَ اَلدِّینُ اَلْقَیِّمُ فَلاٰ تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قٰاتِلُوا اَلْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمٰا یُقٰاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلْمُتَّقِینَ (۳۶) إِنَّمَا اَلنَّسِیءُ زِیٰادَةٌ فِی اَلْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عٰاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عٰاماً لِیُوٰاطِؤُا عِدَّةَ مٰا حَرَّمَ اَللّٰهُ فَیُحِلُّوا مٰا حَرَّمَ اَللّٰهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْکٰافِرِینَ (۳۷)

پس توبه می‌پذیرد خدا پس از آن بر هر که می‌خواهد و خدا آمرزندۀ مهربانست (۲۷) ای آن کسانی که گرویدید جز این نیست مشرکان پلیدند پس نباید که نزدیک شوند به مسجد الحرام پس از سالشان این سال و اگر بترسید از درویشی پس زود باشد بی‌نیاز کند شما را خدا از فضلش اگر خواهد بدرستی که خدا دانای حکیم است (۲۸) کارزار کنید با آنان که نمی‌گروند بخدا و نه بروز بازپسین و حرام نمی‌کنند آنچه را حرام گردانید خدا و رسولش و قبول نمی‌کنند دین حق را از آنانی که داده شدند کتاب را تا آنکه بدهند جزیه را از دستی و ایشان باشند خواران (۲۹) و گفتند یهود که عزیز پسر خداست و گفتند ترسایان مسیح پسر خداست این گفتارشانست بدهنهاشان مانند می‌شوند گفتار آنان را که کافر شدند از پیش کشت ایشان را خدا چگونه برگردانیده می‌شوند (۳۰) گرفتند دانایانشان را و زاهدانشان را صاحبها از جز خدا و مسیح پسر مریم و فرموده نشدند مگر آنکه پرستش کنند الهی یگانه را نیست خدایی مگر او منزه است از آنچه شریک می‌آورند (۳۱) می‌خواهند که فرو نشانند نور خدا را بدهنهاشان و ابا دارد خدا مگر آنکه تمام کند نور خود را و اگر چه کراهت دارند کافران (۳۲) اوست که فرستاد رسولش را به هدایت و دین حق تا غالب گرداند آن را بر دین همه‌اش و اگر چه کراهت دارند شرک‌آورندگان (۳۳) ای آن کسانی که گرویدید بدرستی که بسیاری از دانایان و زاهدان هر آینه می‌خورند مالهای مردمان را بباطل و باز می‌دارند از راه خدا و آنان که نهفته می‌نهند طلا و نقره را و انفاق نمی‌کنند در راه خدا پس بشارت ده ایشان را بعذابی دردناک (۳۴) روزی که افروخته شود بر آنها در آتش دوزخ پس داغ کرده شود بآنها پیشانی‌هاشان و پهلوهاشان و پشتهاشان این است آنچه نهادید نهفته برای خودهاتان پس ببخشید آنچه را بودید نهفته می‌نهادید (۳۵) بدرستی که شمار ماهها نزد خدا دوازده است در کتاب خدا روزی که آفرید آسمانها و زمین را از آنها چهار حرام اینست دین درست پس ستم مکنید در آنها بر خودهاتان و کارزار کنید با مشرکان همگی هم چنان که کارزار می‌کنند با شما همگی و بدانید که خدا با پرهیزکارانست (۳۶) جز این نیست تغییر دادن ماههای حرام زیادتیست در کفر اضلال کرده می‌شوند بآن آنان که کافر شدند حلال می‌گردانند آن را سالی و حرام می‌گردانند آن را سالی تا موافقت نمایند با شمار آنچه حرام گردانید خدا پس حلال می‌گردانند آنچه را حرام کرد خدا آراسته شد مر ایشان را بدی کردارشان و خدا راه ننماید گروه ناگروندگان را (۳۷)

آمد این آیت که بپذیرد یقینحق ز هر کس خواست توبه بعد از این
یعنی آن ایمان نخواهد شد قبولکه ز صدق دل نباشد بر رسول
همچنان که فرقه ای زآن مردمانبازگشتند از حق اندر نهروان
حق بود زآن تائبان توبه پذیرکه نماند هیچشان شک در ضمیر
پس بر ایشان حق تعالی بیگمانهست آمرزندگار و مهربان
ای گروه مؤمنان دانید پسمشرکان باشند در معنی نجس
پس نگردند ایچ نزدیک آن کسانسوی مسجد یا حرم فاش و نهان
بعد از این سالی که خواند این سوره رابهر ایشان مرتضی (ع) اندر ملا
ور ز منع مشرکان ترسید زآنکه کشید از رنج درویشی زیان
بسته گردد راه کسب و اتّجارپس شما افتید اندر اضطرار
زود باشد که ز فضل خود خداخواهد ار سازد توانگر جمله را
حق تعالی خود علیم است و حکیمبر مآل و حال خلقش از قدیم
چون دری بندد به روی بنده ایکس جز او هم نیست بگشاینده ای
باب دیگر برگشاید سوی اوکآن صلاح اوست هم نیکوی او
مؤمنان بُکشید آنان را که هیچبر خداشان نیست ایمان در بسیج
هم نه ایمانشان به روز آخر استقتل کافر واجب است این ظاهر است
هم نمیدارند چیزی را حرامکه خدا کرده حرام آن بر انام
دین حق را می نپذرند از عتابزآن کسان که داده گشتند از کتاب

« در بیان حکم جزیه »

این است نسبت بر نصاری و یهودکه تعدّی را گذشتند از حدود
پس به ایشان کرد می باید قتالجزیه تا بدهند در هر ماه و سال
نی به عنوان وکیل و نائبیبل دهند از دست خود بر حاجبی
جزیه نبود بر نساء و بر صغیربر مجانین هم به مسکین و فقیر
از یهودان آنکه عقلش کوته استگفتهاند اینکه عُزَیر، ابن الله است
همچنین گفتند اتباع مسیحکو پسر باشد خدا را بس صریح
این سخن نبود به جز از غفلتیغافلان هستند در هر امتی
قولشان این است کز افواه خودبیخرد گویند بر دلخواه خود
در تشابه قولشان باشد چنانکه ز قبل از این کلام کافران
منتسب کردند یعنی بر وجودآنچه را بر شأن او لایق نبود
بُکشد ایشان را خدا بر ماکَذَبکه به حق کردند آن را منتسب
حق به باطل می بگردانند چونچیست تا پاداش أنَّی یُؤفَکُون
برگرفتند آن دو فرقه بی سندراهبان و احبار را ارباب خود
دون حق فرمانشان بردند زودیعنی اندر آنچه حکم حق نبود
همچنین خواندند از جهل و عمیمر مسیح ابن مریم را خدا
یعنی ابن الله خوانندش به ناماز ره ثالث،ثلاثه آن عوام
وآنگه ایشان را نبود امری بر اینتا پرستند ایچ جز حق را به دین
آن خدایی که جز او موجود نیستواحد است و غیر او معبود نیست
پاک باشد ذاتش از انباز و یاروآنچه میگیرند با وی از عثار
این اراده هستشان از خُبث هوشنور حق را تا کنند ایشان خموش
با دهانهاشان که تکذیب کراممیکنند از جاهلی در هر مقام
یعنی آن آثار و اسماء و صفاتکه از آن گردد شناسا وجه ذات
نور یا باشد پیمبر یا کتابیا به هر دوری ولی ای مستطاب
حق نخواهد لیک آن از هیچ رویابی الاّ أن یُتِم نُورَهُ
کاره اند ار چند کفار از عتابهمچو خفاش از شعاع آفتاب
اوست آن کس که فرستاد از ودادبا چنین قرآن رسولی بر عباد
هم به دین حق که ظاهر سازد اوبر همه ادیانش اندر جستجو
گرچه زآن باشند کا ره مشرکانکُره ایشان ناورد در دین زیان
ای گروهی کاهل ایمانید و دادباشد از احبار و رهبانان زیاد
که خورند اموال مردم را به زوریا به رشوت وین بود ز انصاف دور
باز دارند از ره حق خلق راتا شناسی دیو ارزق دلق را
وآنکه از اهل کتاب و غیر آنگنج سیم و زر نهند اندر نهان
هم نسازند از خیال پیچ پیچدر ره حق زآن کنوز انفاق هیچ
پس بشارت ده بر ایشان ای حبیببر عذابی دردناک و پر نهیب
یَومَ یُحمَی یعنی آن روزی که نارگنجها را برفروزد شعله بار
این اشاره است اعنی اندر مکسبشگنجها آتش شود بر صاحبش
داغ کرده پس شوند از سیم و زربر جبین و پشت و پهلو سر به سر
کاین بود آن گنجها کز بهر خودروی هم بنهاده بودید از خرد
پس چشید اینک وبال گنجهاکه ذخیره کرده اید از رنجها
تا نگویی هست هر مالی چنینفرق ها باشد میان لعل و طین
هست مالی کآن فزاید بر شرفهم بود کو آورد رنج و تلف
مر شمار ماه های مستطابنزد حق باشد ده و دو در کتاب
یعنی اندر لوح محفوظ مبینروز خلقِ این سماوات و زمین
زآن ده و دو، چار مه باشد حراماین است دین قیّم از روی کلام
هم کنید ای اهل ایمان کارزارمشرکان را کافّه در هر دیار
همچنان که می کنند ایشان قتالبا شما از کافه در ماه و سال
هم بدانید ای گروه مؤمنینحق بود با اهل تقوی بالیقین
غیر از این نبود که افزاید نَّسِئبر عتو و کفر تا آید نَّسِئ
مر فکندن حرمت ماه حرامبر مه دیگر که هست آن جزء عام
این فزاید کافران را بر ضلالکه حرامی را کنند از خود حلال
سال دیگر می کنند آن مه حرامتا موافق عدّه را سازند و تام
سوء اعمالی که شیطان خواستهگشته اندر وهمشان آراسته
راه ننماید خدا بر کافرانگرچه باشد رهبر هر عقل و جان