وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدٰاهُمْ حَتّٰی یُبَیِّنَ لَهُمْ مٰا یَتَّقُونَ إِنَّ اَللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (۱۱۵) إِنَّ اَللّٰهَ لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ (۱۱۶) لَقَدْ تٰابَ اَللّٰهُ عَلَی اَلنَّبِیِّ وَ اَلْمُهٰاجِرِینَ وَ اَلْأَنْصٰارِ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ اَلْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تٰابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ (۱۱۷) وَ عَلَی اَلثَّلاٰثَةِ اَلَّذِینَ خُلِّفُوا حَتّٰی إِذٰا ضٰاقَتْ عَلَیْهِمُ اَلْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ وَ ضٰاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لاٰ مَلْجَأَ مِنَ اَللّٰهِ إِلاّٰ إِلَیْهِ ثُمَّ تٰابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلتَّوّٰابُ اَلرَّحِیمُ (۱۱۸) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ کُونُوا مَعَ اَلصّٰادِقِینَ (۱۱۹)
و نباشد خدا که اضلال کند جمعی را پس از آنکه هدایت کردشان تا آنکه بیان کند برای ایشان آنچه پرهیز کنند بدرستی که خدا بهمه چیز داناست (۱۱۵) بدرستی که خدا مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین زنده میکند و میمیراند و نیست مر شما را از غیر خدا هیچ دوستی و نه یاری کننده (۱۱۶) بتحقیق توبه پذیرفت خدا بر پیغمبر و مهاجران و انصار و آنان که پیروی کردند او را در زمان دشواری از بعد آنکه نزدیک بود برگردد دلهای پارۀ از ایشان پس پذیرفت توبه از ایشان بدرستی که او بایشان مهربان رحیم است (۱۱۷) و بر آن سه که گذاشته شدند تا چون تنگ شد بر ایشان زمین با آن فراخی و تنگ آمد بر ایشان نفسهاشان و یقین کردند که نیست پناهی از خدا مگر بسوی او پس توبه پذیرفت از ایشان تا ثابت بر توبه بمانند بدرستی که خدا اوست توبهپذیر مهربان (۱۱۸) برای آن کسانی که گرویدند بپرهیزید از خدا و باشید از راستگویان (۱۱۹)
حق نسازد هیچ قومی را تباهبعد از آنکه گشتشان هادی به راه
تا کند روشن بر ایشان آنچه هستواجب از پرهیز نزد حق پرست
آن کسان کز مصطفی (ص) غایب شدندبی خبر از نسخ آیتها بُدند
باز چون گشتند و دیدند از نمودحکمها بر قسم دیگر گشته بود
باز پرسیدند ز اعمالی که پیشکرده بودند آن کسان در دین و کیش
آمد این آیت به شأن آن کسانکه نبودند آگه از تغییر آن
یا که پیش از حکم بر تحریم خمریافت فرمان آنکه او غافل ز امر
یا که از تحویل قبله بی خبراز جهان رفتند قومی پیشتر
از نبی گشتند مستفسر که چیستحال ایشان گفت احمد (ص) باک نیست
آمد این آیت که هیچ اعمال کسحق نسازد ضایع اندر پیش و پس
حق به هر چیزی است دانا از امورهم ز قبل و بعد اشیا ء در حضور
هم مر او را شاهی ارض و سماستزنده گرداند بمیراند به راست
مینباشد مر شما را جز خدایکارسازی یا مددکاری به جای
حق به توبه بر پیمبر گشت بازبر قبول توبه یعنی ز اعتزاز
چونکه داد اذن تخلّف از قتالاو به انصار و مهاجر در سؤال
زآنکه بعضی زآن جماعت از جهادداشتند اکراه اما نه از عناد
بل ز حبّ مال و از انس وطنهم پی آسایش و آرام تن
این بود ثابت به نزد اهل راهکه نباشد بر نبی جایز گناه
توبۀ او باب توبۀ امّت استهم بر امّت بهر جذب رحمت است
یا که باشد توبۀ او بر خدابهر استکمال رفعت و اعتلا
یا که باشد توبه از نقص بشرچاره نبود زین انابت در سیر
سوی حق برگشت هر کس قدر اوستجزر و مد بحر جز جام و سبوست
از رضا (ع) مروی است کز بهر رسولتوبۀ آن قاعدین آمد قبول
وآن کسان که پیروی از حضرتشکرده اند اندر زمان عسرتش
همرهش بودند یعنی در تبوکهم به عسرت بود ایشان را سلوک
فوق طاقت بودشان جوع و عطشجان ز گرماشان در آزار و طپش
بودشان عسرت ز زاد و راحلههم ز بی آبی و بُعد مرحله
در چنان تنگی ز سلطان رسلپیروی کردند ایشان در سبل
بعد از آنکه بود نزدیک از کروبآنکه قومی را ز جا گردد قلوب
یعنی از بیچارگی مرتد شوندبازگردند از جهاد و بد شوند
پس بر ایشان گفت حق بر توبه باززآنکه بود ایمانشان دور از مجاز
دادشان توفیق کز وسواسهاتوبه ها آرند و بپذیرد خدا
چون بر ایشان حق رئوف است و رحیمدادشان ره بر صراط مستقیم
هم دگر پذرفت توبه زآن سه کسکز غزا ماندند ایشان باز پس
گفت پیغمبر به اصحاب کرامکه بر ایشان لب ببندند از کلام
هیچ با ایشان نگوید کس سخنهمچنین باشد جدا هر کس ز زن
تا بر ایشان تنگ شد زآن امتناعارض امکان با وجود اتساع
همچنین شد تنگ دلهاشان ز غممیفزود اندوه و غمشان دم به دم
پس بدانستند خود بی اشتباهنیست از حق جز به سوی او پناه
حق بر ایشان پس به توبه گشت بازدادشان توفیق توبه ز اعتزاز
داشت ایشان را به توبه مستقیمکوست در هر حال توّاب الرحیم
گر به توّاب است علمت رهنمونتوبه بپذیرنده یعنی بر فزون
توبه روزی گر کند صد بار کسجمله را بپذیرد او از بنده بس
وین بود از رحمت بی منتهیکاندر او غرقند یکجا ماسوی
اتَّقُواْ الله ای گروه مؤمناندور باشید از خلافی آن چنان
هم شما باشید اندر قول و دیناز گروه راستگویان بالیقین
از صفی بشنو علامت های صدقکیست تا در هر زمان دارای صدق
اول آنکه با فقیران در سلوکآن چنان باشد که با شاه و ملوک
دیگر آن کز مال دنیا ، زرّ و گنجبر ذخیره ننهد از پاداش رنج
هم نگردد عهد او هرگز خلافهم نتابد رو ز دشمن در مصاف
لب نجنباند به حرفی در خطابجز که گوید مر سؤالی را جواب
گر نمایی خویش را آنسان به خلقکآن چنانی ، صادقی و پاک دلق
گفته اند این آیه در شأن علی (ع) استگر چنین باشد خلاف صدق نیست
زآنکه او در راستی معروف بودبر صفات صادقان موصوف بود