گنج

۳- آیات ۳۳ تا ۴۲

۱۱ بیت

فَإِذٰا جٰاءَتِ اَلصَّاخَّةُ (۳۳) یَوْمَ یَفِرُّ اَلْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ (۳۴) وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ (۳۵) وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ (۳۶) لِکُلِّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ (۳۷) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (۳۸) ضٰاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (۳۹) وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهٰا غَبَرَةٌ (۴۰) تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ (۴۱) أُولٰئِکَ هُمُ اَلْکَفَرَةُ اَلْفَجَرَةُ (۴۲)

پس چون آید فریاد گوش کر کننده (۳۳) روزی که گریزد مرد از برادرش (۳۴) و مادرش و پدرش (۳۵) و زنش و پسرش (۳۶) هر مردی را از ایشان روزی چنین کاریست که مشغول دارد او را (۳۷) رویهائیست روز چنین درخشان (۳۸) خندان و فرحناک (۳۹) و رویهائیست روز چنین بر آنهاست گرد کدورت (۴۰) فرو گیرد آنها را تیرگی (۴۱) آن گروه‌اند آنهایی که کافران بدکارند (۴۲)

پس چو آمد صآخة یعنی بلندصیحه ای کآن را خلایق بشنوند
روزی آنکه مرد بگریزد به سراز برادر هم ز مادر وز پدر
وز زن خود کش مصاحب بود و یارهم ز فرزندان ز هول و اضطرار
ز اهل حشر آن روز هر کس را عیانهست کاری که بود مشغول آن
یک سراست و اندر آن صد محشریمی نپردازد به شغل دیگری
رویها باشند آن روز از لقاءروشن و رخشنده چون خور در سماء
خرّم و خندان و مستبشر همهفارغ از اندوه و دور از واهمه
رویها باشند هم کز خیرگیشِسته بر آنها غبار تیرگی
مر سیاهی گیرد آنها را فروچون شوند ایشان به دوزخ رو به رو
آن گروه تیره رو اندر جهانکیستند، آن کافران و فاجران
جمع کرده کفر خود را با فجوربار اِلهی آن تو از ما دار دور