گنج

۷- آیات ۶۵ تا ۷۵

۹۱ بیت

یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ حَرِّضِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَی اَلْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ (۶۵) اَلْآنَ خَفَّفَ اَللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ مَعَ اَلصّٰابِرِینَ (۶۶) مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْریٰ حَتّٰی یُثْخِنَ فِی اَلْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ اَلدُّنْیٰا وَ اَللّٰهُ یُرِیدُ اَلْآخِرَةَ وَ اَللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۶۷) لَوْ لاٰ کِتٰابٌ مِنَ اَللّٰهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَخَذْتُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ (۶۸) فَکُلُوا مِمّٰا غَنِمْتُمْ حَلاٰلاً طَیِّباً وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۶۹) یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ اَلْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اَللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۷۰) وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیٰانَتَکَ فَقَدْ خٰانُوا اَللّٰهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (۷۱) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ اَلَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهٰاجِرُوا مٰا لَکُمْ مِنْ وَلاٰیَتِهِمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ حَتّٰی یُهٰاجِرُوا وَ إِنِ اِسْتَنْصَرُوکُمْ فِی اَلدِّینِ فَعَلَیْکُمُ اَلنَّصْرُ إِلاّٰ عَلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۷۲) وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ (۷۳) وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ اَلَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ (۷۴) وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولٰئِکَ مِنْکُمْ وَ أُولُوا اَلْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلیٰ بِبَعْضٍ فِی کِتٰابِ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ (۷۵)

ای پیغمبر ترغیب کن مؤمنان را بر کارزار اگر بوده باشد از شما بیست صبرکنندگان غالب شوند بر دویست و اگر باشد از شما صد غالب شوند بهزار از آنان که کافر شدند بسبب آنکه گروهی‌اند که نمی‌فهمند (۶۵) اکنون تخفیف داد خدا از شما و دانست که در شما ناتوانیست پس اگر باشد از شما صد صبر کننده غالب می‌شوند بر دویست و اگر بوده باشد از شما هزار غالب می‌شوند بر دو هزار بدستوری خدا و خدا با صبرکنندگانست (۶۶) نسزد مر پیغمبری را که باشد مر او را اسیران تا آنکه کشش بسیار کند در زمین می‌خواهند متاع دنیا را و خدا می‌خواهد آخرت را و خدا غالب درست کردار است (۶۷) اگر نبود نوشته از خدا که پیشی گرفته بود هر آینه مس کرده بود شما را در آنچه گرفتید عذابی بزرگ (۶۸) پس بخورید از آنچه غنیمت گرفتید حلال پاکیزه و بپرهیزید از خدا بدرستی که خدا آمرزندۀ مهربانست (۶۹) ای پیغمبر بگو مر آن کسانی را که در دستهای شمایند از اسیران اگر داند خدا در دلهای شما خیری را بدهد شما را بهتر از آنچه گرفته شد از شما و می‌آمرزد شما را و خدا آمرزندۀ مهربانست (۷۰) و اگر اراده کنند خیانت با تو پس بتحقیق خیانت کردند خدا را از پیش پس توانایی داد بر ایشان و خدا دانای درست کردار است (۷۱) بدرستی که آنان که گرویدند و هجرت کردند و جهاد کردند بمالهاشان و جانهاشان در راه خدا و آنان که جای دادند و یاری کردند آنها بعضیشان دوستان بعضی‌اند و آنان که گرویدند و هجرت نکردند نیست شما را از دوستی ایشان هیچ چیز تا هجرت کنند و اگر بیاری طلبند شما را در دین پس بر شماست یاری کردن مگر بر جمعی که میانه شما و میانه ایشان پیمانیست و خدا بآنچه می‌کنید بیناست (۷۲) و آنان که کافر شدند بعضی از ایشان دوستان بعضی‌اند اگر نکنید آن را خواهد شد فتنه در زمین و فسادی بزرگ (۷۳) و آنان که گرویدند و هجرت گزیدند و جهاد کردند در راه خدا و آنان که جای دادند و یاری کردند آن گروه ایشانند گروندگان براستی مر ایشان‌راست آمرزش و روزی خوب (۷۴) و آنان که گرویدند از بعد و هجرت گزیدند و جهاد کردند با شما پس آنها از شمایند و صاحبان رحمها بعضی از ایشان اولی باشند ببعضی در کتاب خدا بدرستی که خدا بهمه چیزی داناست (۷۵)

ای پیمبر مؤمنین را بر قتالکن همی تحریض اندر انتقال
از شما باشند صابر گر که بیستبیست تن گردند غالب بر دویست
ور که باشند از شما صد مرد کارپس یقین گ ردند غالب بر هزار
زآن کسان که بر خدا کافر شدندبی تفقه ز امر حق سر وازدند
زآنکه باشند آن گروه لَّا یَفقَهُونعقلشان اندک بود غفلت فزون
مؤمنان را دل شد از این حکم بَدکه یکی با ده مقابل چون شود
گشت پس منسوخ حکم ماسَبَقخَفَّفَ الله عَنْکُم الْئن گفت حق
ضعف و سستی در شما امروز دیدآنچه می دانست یعنی شد پدید
از شما پس باشد ار صد تن صبوربر دو صد غالب شوند از فرّ و زور
ور که باشند از شما مردان هزارهم به ألفینند غالب در عیار
این به اذن حق بود و از عون اوحق بود با صابران بی گفتگو
علت این هر دو حکم مختلفبا تو گویم تا که باشی معترف
چون در اول مؤمنان بودند کمبودشان افزون مدد از ذوالکرم
از حیات خود به کلی نا امیداستعانت جو ز خلاّق مجید
هم مدد می کرد حقشان در نمودتا یکی ز ایشان به ده تن می فزود
پس چو افزون گشتشان حال و رجالبر قرار خود نماند آن اتکال
پرده گشت اسباب بر چشم یقینکم شد آن قوّت که بُد در مؤمنین
حکم ثانی شد که یک تن از شمابا دو تن باشد مقابل هر کجا
هر چه امید از خلایق کمتر استروی دل بر حق فزون از مضطر است
مستجاب آنگه دعاء گردد ز ربکه شود امید، مقطوع از سبب
دیده باشی در مقام اضطرارچون بر آید حاجت از پروردگار
وقت دیگر کاضطرارت کمتر استنی دعاء بر استجابت درخور است
شرح این در جای خود گویم تمامنک شنو حال اسیران از کلام
روز بدر از مکیان هفتاد تنشد اسیر مؤمنان اندر زمن
زآن کسان بودند عباس و عقیلمشورت در کارشان کرد آن خلیل
کاین اسیران را کُشیم اینک به تیغیا فِداء گیریم ز ایشان بی دریغ
هست در اسلام قتل و فدیه شاناختیار از بهر ما بر هر نشان
حکم ایشان نیست بیرون زین سه قسمیا که اسلام آورند از رسم و اسم
یا که بکُشند این اسیران را تمامیا که ز ایشان فدیه گیرند از نظام
واندر این فدیه دهید اینسان قراردر اُحد آییم تا در کارزار
پس رضاء بر فدیه دادند اهل دینفدیه بود اسهل ز قتل مشرکین
واندر این اصحاب را بود اختلافیعنی اندر قتل و فدیه بی خلاف
گفت صدیق ای رسول مجتبیمر تو را هستند این قوم اقربی
بعد از این شاید که اسلام آورندفدیه بگرفتن بود بِه در پسند
گفت فاروق این بود از حزم دورکُشتشان باید به تیغ اندر حضور
تا مگر اهل فساد اندک شونداز جهان آواره و مندک شوند
گفتگو بسیار شد از هر کنارتا به فدیه یافت فکرت ها قرار
وین برون بود از صلاح مسلمینوز رضاء و میل خیر المرسلین
آمد آیت کز نبی نبود سزاکز اسیران گیرد ار یابد فدا
تا کُشد بسیار از ایشان در زمینعزّ اسلام اندر این باشد یقین
خواستۀ دنیا شما را خواهش استخواستید آنکه نه جز آرایش است
زآن اسیران خواستید اعنی فداو آخرت بهر شما خواهد خدا
حق بود غالب دهد بر دشمناندوستان را نصرت اندر امتحان
داند آنچه هست لایق بر عباداز عطاء و منع در دفع فساد
گر نمی بود این چنین فرمان حقکه بود در لوح ثبت از ماسَبَق
که بدون نهی معلوم صریحبر کسی نارد عقوبت در قبیح
می رسید البته از حق بر شمادر هر آنچه برگرفتید از فدا
آن عذابی که بسی باشد بزرگگلّه هرگز فدیه کی گیرد ز گرگ
بود انکار فداء از این سندکه بُدند اسلامیان کم در عدد
چون قضیه منعکس گردید چندپس به اخذ فدیه مأذون آمدند
چون رسید این آیت ارباب غزاشد هراسان هر کس از اخذ فدا
ترک آن کردند پس آیت رسیدکز غنیمت هر چه میباشد خورید
فدیه باشد از غنایم بی سؤالوآن بود بهر شما پاک و حلال
هم بترسید از خدا در هر زمانکو بود آمرزگار و مهربان
گو بر ایشان ای نبی ذوالوفاکه اسیرانند در دست شما
حق ببیند گر که در دلهایتاننیکویی ز ایمان و اخلاص از نهان
نیکی بهتر دهد هم بر شمازآنچه بگرفتند ایشان از فدا
داده اید ار در فداء سیم و زریمیدهد حق بر شما زآن بهتری
هم بیامرزد دهد سودی عظیممر شما را کو غفور است و رحیم
هم خیانت با تو خواهند ار کننداین خیانت با خدا کردند چند
پیش از این یعنی به نقض عهد و غدرکآمدندی با بَد اندیشان به بدر
پس بر ایشان حق تواناییت دادیمکن ار گردد تو را مکنت زیاد
آگه است او بر مآل بندگانحکم از دانش کند در هر زمان
آن کسان کایمان به حق آورده اندهجرت از بهر پیمبر کرده اند
همچنین ز اموال و نفس خود جهاددر ره حق کرده اند از اعتقاد
وآنکه جا دادند و هم گشتند یاراهل هجرت را ز انصار کبار
آن گروهند اولیاء یکدگربعض بر بعضی مُعین در مال و زر
وآن کسان که هجرت از ملک و مکانمی نکردند از گروه مؤمنان
نیست چیزی از ولاشان بر شماجز که تا هجرت کنند ایشان ز جا
از شما خواهند ور یاری به دیندر قتال مبغضین و مشرکین
بر شما فرض است یاریشان به جهدجز به قومی کاهل میثاقند و عهد
هست مابین شما و ایشان عهودنقض پیمان تا نیاید در شهود
یعنی ار با فرقه ای آن مؤمنانکه نکرده هجرت از شهر و مکان
در قتال آیند و آن فرقه به جهدبا شما باشند در پیمان و عهد
بر شما نبود روا امدادشانگرچه یابد ره به نیکی دادشان
حق بود بینا بر آنچه می کنیداز وفاء و نقض بر عهد سدید
همچنین از کافرانند اولیابعض بر بعض دگر در هر کجا
گر که نکنید آنچه گفتم در وداددر زمین حادث شود فتنه و فساد
یعنی ار نبوند با هم پشت و یارامر ایشان بس شود نااستوار
کافران یابند در هر جا ظهورفتنه زین اکبر نباشد در امور
وآن کسان کاندر حقیقت مؤمنندبر خدا و بر رسولش موقنند
کرده هجرت از دیار و از وطنجاهدند اندر ره حق در علن
وآن کسان که جای دادند استواراهل هجرت را و هم گشتند یار
آن گروه از اهل ایمانند و حقهستشان غفران و رزق اندر ورق
در جهان آسایش و رزق کریمدر جنان آمرزش و نور و نعیم
وآنکه آوردند ایمان آن کساناز پس صلح حدیبیه عیان
همچنین هجرت نمودند از ودادبا شما کردند در میدان جهاد
آن گروهند از شما در هر کجاهم أولُواْلْأرحَام یعنی اقربا
بعض از بعض دگر اولی ترنددر مواریث ارچه دور از محضرند
در کتاب الله و قرآن مبینحق به هر چیزی بود دانا یقین
گشت آخر سورة انفال ماخواهم اندر توبه توفیق از خدا