گنج

۶- آیات ۵۰ تا ۶۴

۶۲ بیت

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ یَتَوَفَّی اَلَّذِینَ کَفَرُوا اَلْمَلاٰئِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبٰارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلْحَرِیقِ (۵۰) ذٰلِکَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لَیْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ (۵۱) کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اَللّٰهِ فَأَخَذَهُمُ اَللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ اَلْعِقٰابِ (۵۲) ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَهٰا عَلیٰ قَوْمٍ حَتّٰی یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۵۳) کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ وَ کُلٌّ کٰانُوا ظٰالِمِینَ (۵۴) إِنَّ شَرَّ اَلدَّوَابِّ عِنْدَ اَللّٰهِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۵۵) اَلَّذِینَ عٰاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لاٰ یَتَّقُونَ (۵۶) فَإِمّٰا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی اَلْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (۵۷) وَ إِمّٰا تَخٰافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیٰانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلیٰ سَوٰاءٍ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ اَلْخٰائِنِینَ (۵۸) وَ لاٰ یَحْسَبَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لاٰ یُعْجِزُونَ (۵۹) وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اِسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ اَلْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اَللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اَللّٰهُ‌ یَعْلَمُهُمْ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ (۶۰) وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ إِنَّهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۶۱) وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اَللّٰهُ هُوَ اَلَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ (۶۲) وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۶۳) یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ حَسْبُکَ اَللّٰهُ وَ مَنِ اِتَّبَعَکَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۶۴)

و اگر می‌دیدی هنگامی را که می‌میرانیدند آنان را که کافر شدند ملائکه می‌زدند بر رویهاشان و پشتهاشان و بچشید عذاب سوزان (۵۰) آن بسبب آن چیزی است که پیش فرستاد دستهای شما و بدرستی که نیست خدا بیداد کننده مر بندگان را (۵۱) چون شیوه فرعونیان و آنان که بودند پیش از ایشان کافر شدند بآیتهای خدا پس گرفت ایشان را خدا بگناهانشان بدرستی که خدا نیرومند سخت عقوبتست (۵۲) آن باینست که خدا نباشد تغییر دهنده نعمتی را که احسان کرد آن را بر جمعی تا آنکه تغییر دهند آنچه را باشد در نفسهاشان و بدرستی که خدا شنوای داناست (۵۳) چون شیوۀ فرعونیان و آنان که بودند پیش از ایشان تکذیب کردند آیتهای پروردگارشان را پس هلاک کردیمشان بگناهانشان و غرق کردیم فرعونیان را و همه بودند ستمکاران (۵۴) بدرستی که بدترین جنبندگان نزد خدا آنانند که کافر شدند پس ایشان ایمان نمی‌آورند (۵۵) آنان که پیمان گرفتی از ایشان پس می‌شکنند پیمان خود را در هر بار و ایشان نمی‌پرهیزند (۵۶) پس اگر دریابی ایشان را در حرب پس پراکنده ساز بایشان کسی را که باشد از پس آنها باشد که ایشان پند گیرند (۵۷) و اگر بترسی البته از جمعی خیانتی پس بیند از بسوی ایشان بریگستانی بدرستی که خدا دوست نمی‌دارد خیانت‌کاران را (۵۸) و نپندارند البته آنان که کافر شدند که پیشی گرفتند بدرستی که ایشان عاجز نمی‌کنند (۵۹) و آماده سازید برای ایشان آنچه بتوانید از اسباب توانایی از بستن آسان که بترسانید بآن دشمن خدا و دشمنان را و دیگران از غیر ایشان نمی‌دانید ایشان را خدا می‌داند ایشان را و آنچه انفاق می‌کنید از چیزی در راه خدا تمام داده می‌شود بشما و شما ستم کرده نشوید (۶۰) و اگر میل کردند مر صلح را پس میل کن مر آنها را و توکل کن بر خدا بدرستی که اوست شنوای دانا (۶۱) و اگر بخواهند که مکر کنند با تو پس بدرستی که کافیست ترا خدا اوست که تقویت کرد ترا بنصرتش و بگروندگان (۶۲) و الفت داد میان دلهاشان اگر صرف می‌کردی آنچه در زمین است همه الفت نمی‌افکندی میان دلهاشان و لیکن خدا الفت افکند میانشان بدرستی که اوست غالب درست کردار (۶۳) ای پیغمبر بس است ترا خدا و آنکه پیروی کرد ترا از مؤمنین (۶۴)

ور تو میدیدی که روح کافرانقبض می کردند چون روحانیان
با عمود آتشین بر روی و پشتمیزند از قهر و تهدیدی درشت
که چشید ای دون عذاب سوزناکوین بود بهر شما اول هلاک
وین بر آن باشد که بفرستاده پیشدستهاتان همچنین ز اعمال خویش
و اینکه حق نبود ستمگر بر عبادتا عذاب کس نماید بی فساد
اوست عادل بر جزای نیک و بدهر جزاء بر قدر فعل او رسد
مشرکان را با تو شد دأب ای ودودهمچو دأب آل فرعون عنود
وآن کسان که پیش از ایشان بوده اندکافر اندر آیت الله روز چند
پس خدا بگرفت ایشان را تمامزآنچه کردند از گناهان بر دوام
چون قوی است و شدید اندر عِقابمجرمان را چاره نبود از عذاب
این بر آن باشد که تغییر نعمحق به قومی ندهد اندر بیش و کم
جز که خود تغییر بدهند از خطازآنچه باشدشان قرین با نفس ها
هست تهدید قریش از این مرادکه فزودندی ز کفران بر فساد
ضم نمودند آن معادات رسولبر فساد بت پرستی بی اصول
بهر تکذیب نبی یکدل شدندزآن سبب نابود و مستأصل شدند
حق تعالی بشنود اقوالشانداند آن اندیشه و اعمالشان
دأبشان چون دأب فرعون است و آلقبل از آنها هم ز اتباع ضلال
بودشان تکذیب آیات و رسلکآمد از پروردگار از جزء و کل
پس نمودیم آن جماعت را تباهغرقشان کردیم در نیل از گناه
آل فرعون آنچه بودندی همهکه ستم کردند بر خویش آن رمه
هست حال این قتیلان قریشهمچو حال قبطیان در طور و طیش
بدترین جنبندگان اندر زمیننزد حق باشند کفار از یقین
چه از قریشند آن جماعت چه از یهودنآورند ایمان ز انکار و جهود
آن کسان که با تو بربستند عهدنقض پس کردند و بشکستند عهد
در هر آن باری شکستند آن عهودبوده اند آنها قُریظه از یهود
می نپرهیزند از آن پس گر به حربیابی ایشان را یکی بر شرق و غرب
پس به ایشان کن رمیده در قتالآنچه آیند از قفاشان بی سؤال
یعنی ایشان را چنان کن تار و مارتا نیاید کس دگر در گیر و دار
کافران را ده بر ایشان گوشمالتا پس از ایشان رمندت از قتال
کن چنان یابی چو بر ایشان ظفرتا به جنگت کافری ناید دگر
تا مگر گیرند ایشان عبرتیکه ز پی آیند هم با جرأتی
ور که ترسی از گروه ناقضینبر خیانت تا مگر باشی قرین
پس بیفکن سویشان عهد کهنقوم را بهر قتال اعلام کن
ده خبر یعنی که پیش از کارزارنیستم بر عهد خود من برقرار
چون شما کردید نقض عهد خویشهمچنین من نیستم بر عهد پیش
تا تو باشی بر سویه و اقتصادنآورند از غدر و حیلت بر تو یاد
حق ندارد خائنین را هیچ دوستپاس عهد و قول نزد او نکوست
نقض عهد خویش چون کردند قومهم تو نقض عهد خود کن بی زلوم
بی زلوم آن است کایشان را خبربدهی از امری که داری در نظر
می نپندار ای رسول مستطابکافران پیشی گرفتند از عذاب
کی تواند عاجزی عاجز کندآنکه را قدرت به هر جایز کند
یا که پیشی گیرد از وی در مرادیا شود عاجز ز کاهی ابر و باد
مر شما آماده سازید از قبولآنچه بتوانید از قوم و خیول
یعنی از مردان با تیغ و سلاحوز مراکب کاندر این باشد صلاح
می بترسانید اعداء را بر آندشمن حق را و خود را در عیان
هم بترسانید کفار دگرغیر اهل مکه در هر بوم و بر
که نمی دانید ایشان را شماداند اما حق تعالی جا به جا
وآنچه اندر راه حق خیری کنیدخود شما انفاق اندک یا مزید
مر جزاء یابید آن را تام و تمهم نیاید بر شما هیچ از ستم
ور به استسلام قومی میل کردصلح کن با آن جماعت بی نبرد
زآن مترس و کن توکل بر خداکو نگهدار است از حیلت تو را
یعنی از حیلت بود تا صلحشانتکیه کن بر حق تو را نبود زیان
حق به قول مشرکان باشد سمیعهم به نیّت هایشان دانا جمیع
ور که خواهند آنکه بدهندت فریبپس تو را کافی بود رب المجیب
اوست آن کو بر تو و بر مؤمنینمیکند تأیید بر یاری یقین
اُلفت او افکند مابین قلوباوس و خزرج را پس از رنج و کروب
آن خصومتهای چندین ساله رابُرد و جای خار هِشت او لاله را
گر نمودی خرج مَا فِی الْأرض راوین میسّر نیست الاّ فرض را
اندر این اُلفت میان آن قلوبتو نبودی قادر ار شاهی و خوب
لیک اُلفت داد حق مابینشانچون عزیز است و حکیم آن بی نشان
غالب است اعنی که بر هر نیّتیهم مقلّب بر قلوب از حکمتی
حَسبُکَ الله ای رسول بی قرینوآنکه باشد تابعت از مؤمنین