گنج

۲- آیات ۱۶ تا ۳۴

۱۸ بیت

أَ لَمْ نُهْلِکِ اَلْأَوَّلِینَ (۱۶) ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ اَلْآخِرِینَ (۱۷) کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ (۱۸) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۱۹) أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ (۲۰) فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ (۲۱) إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ (۲۲) فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ‌ اَلْقٰادِرُونَ (۲۳) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۲۴) أَ لَمْ نَجْعَلِ اَلْأَرْضَ کِفٰاتاً (۲۵) أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً (۲۶) وَ جَعَلْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ شٰامِخٰاتٍ وَ أَسْقَیْنٰاکُمْ مٰاءً فُرٰاتاً (۲۷) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۲۸) اِنْطَلِقُوا إِلیٰ مٰا کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ (۲۹) اِنْطَلِقُوا إِلیٰ ظِلٍّ ذِی ثَلاٰثِ شُعَبٍ (۳۰) لاٰ ظَلِیلٍ وَ لاٰ یُغْنِی مِنَ اَللَّهَبِ (۳۱) إِنَّهٰا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ (۳۲) کَأَنَّهُ جِمٰالَتٌ صُفْرٌ (۳۳) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۳۴)

آیا هلاک نکردیم پیشینیان را (۱۶) پس از پی ایشان خواهیم برد بازپسان را (۱۷) همچنین می‌کنیم با گنهکاران (۱۸) وای روزی چنین مر تکذیب‌کنندگان را (۱۹) آیا نیافریدیم شما را از آبی بیقدر (۲۰) پس گردانیدیم او را در آرامگاهی محکم (۲۱) تا مقداری معین (۲۲) پس توانا آمدیم پس خوب توانایانیم (۲۳) وای روزی چنین مر تکذیب‌کنندگان را (۲۴) آیا نگردانیدیم آیا زمین را کافی (۲۵) زندگان را و مردگان را (۲۶) و گردانیدیم در آن کوه‌های استوار بلند و آشامانیدیم شما را آب شیرین (۲۷) وای روزی چنین مر تکذیب‌کنندگان را (۲۸) بروید بسوی آنچه که بودید که بآن تکذیب می‌کردند (۲۹) بروید بسوی سایه صاحب سه شاخ (۳۰) نه خنک گرداند و نه کفایت کند از گرمی آتش (۳۱) بدرستی که آن می‌اندازد شراره چون کوشک (۳۲) گویا که شتران زرد است (۳۳) وای روزی چنین مر تکذیب‌کنندگان را (۳۴)

فرقۀ پیشینیان را ما هلاکخود نکردیم ایچ آیا در مغاک
پس درآریم آخرین را هم ز پیمشرکین چون اولین کردند طی
بر گنهکاران کنیم اینسان عملمر مکذب راست ویل آن روز بل
ما شما را ز آب بی مقدار و خوارنافریدیم ایچ آیا از قرار
در مقرّ استواری بس نگاهداشتیم آن را نگردد تا تباه
جای دادیم اعنی آن را در رحمتا زمانی کوست معلوم از مهم
وآن بود نُه ماه کمتر یا فزونای فَقَدَرنَا فَنِعمَ الْقَادِرُون
بر مکذب کو ندارد باور اینمر عذاب است و بلائی یوم دین
ما نکردیم ارض را آیا کِفَاتبر همه احیاء و اموات از ثبات
هم بگردانیم در ارض از قرارکوه های سرفراز استوار
می بنوشاندیم شیرین و زلالبر شما آب از منابع در جبال
وادی دوزخ بود در رستخیزبر مکذب کوست در انکار نیز
جانب دوزخ شوید اکنون روانزآنچه می کردید خود تکذیب از آن
پس به سوی سایه ای اکنون رویدکه بود او را سه شعبه بس شدید
سایه ای نی کوست مانع از تعبدفع نکند چیزی از کافر لَهَب
دوزخ اندازد شراره پر ز بیمبر مثال کوشکهای بس عظیم
گوییا هست آن شررها بی درنگبر نمود اشتران زرد رنگ
آن عذاب و آن عِقاب بی کرانبر کسی که می کند تکذیب آن