گنج

۳- آیات ۳۶ تا ۴۴

۱۹ بیت

فَمٰا لِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ (۳۶) عَنِ اَلْیَمِینِ وَ عَنِ اَلشِّمٰالِ عِزِینَ (۳۷) أَ یَطْمَعُ کُلُّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٍ (۳۸) کَلاّٰ إِنّٰا خَلَقْنٰاهُمْ مِمّٰا یَعْلَمُونَ (۳۹) فَلاٰ أُقْسِمُ بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ إِنّٰا لَقٰادِرُونَ (۴۰) عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ (۴۱) فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ اَلَّذِی یُوعَدُونَ (۴۲) یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ اَلْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ (۴۳) خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذٰلِکَ اَلْیَوْمُ اَلَّذِی کٰانُوا یُوعَدُونَ (۴۴)

پس چیست آنان را که کافرند نزد تو شتابندگانند (۳۶) از راست و از چپ تو جدا جدا (۳۷) آیا طمع می‌دارد هر مردی از ایشان که داخل شود در بهشتهای با ناز و نعمت (۳۸) نه چنانست بدرستی که ما پدید کردیم ایشان را از چیزی که نمی‌دانند (۳۹) پس سوگند یاد نمی‌کنم بپروردگار مشارق و مغارب که مائیم هر آینه توانایان (۴۰) بر اینکه عوض آریم بهتر از ایشان و ما نیستیم به پیشی‌گیرندگان (۴۱) پس واگذار ایشان را تا صحبت باطل کنند و بازی کنند تا ملاقات کنند روزشان را که وعده داده می‌شوند (۴۲) روزی که بیرون آیند از کوره‌ها شتابند گویا ایشان بسوی بتان می‌شتابند (۴۳) خشوع‌کننده است چشمهاشان فرا گیرد ایشان را خواری اینست آن روز که بودید وعده کرده می‌شدید (۴۴)

چیست آنان را که بس کافر شدندجانب تو می شتابند از گزند
مُهطِعینند از یمین و از شمالبر گروه حلقه کرده در ضلال
یا گروه فرقه فرقه مختلفبر عناد و بر تمسخر متّصف
دارد آیا هر یکی ز ایشان طمعتا شود داخل به جنّت بی ورع
نه چنین است ایچ کافر در بهشتره نیابد با چنان خُبث سرشت
خلق ما کردیم ایشان را پدیدزآنچه دانند اعنی از نطفۀ پلید
پس خورم بر رب مشرقها قسمهم به مغربها که دارد شمس هم
مشرق و مغرب ز بهر آفتابسیصد و شصت است هر سال از حساب
می کند هر روز از شرقی طلوعهم کند بر مغرب دیگر رجوع
اینکه ما باشیم قادر در محلکآوریم از جایشان خلقی بَدل
یعنی ایشان را براندازیم ماخلق دیگر جایشان سازیم ما
ما نه مسبوقیم اندر امر خویشتا کسی جوید ز ما سبقت به پیش
پس فرو هل تا شروع ایشان کننددر امور لغو و لعب و ناپسند
تا کنند ایشان ملاقات از نشانروز خود که بودشان وعده بر آن
اندر آن روزی که آیند از نمونبا شتاب از گورها ایشان برون
گوییا کایشان شتابند آن چنانبر نُصُب یعنی عَلَم از هر مکان
خاشع و بر رو فتاده بر زمینهمچو در پیش بتان آن مشرکین
چشمهاشان افتد از خشیّت به زیرذلت ایشان را بپوشد ناگزیر
هست این روز آنکه در دنیا فزونوعده داده می شدند از آزمون