یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ اَلشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ اَلْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ إِنّٰا جَعَلْنَا اَلشَّیٰاطِینَ أَوْلِیٰاءَ لِلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۲۷) وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَیْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اَللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا قُلْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَی اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (۲۸) قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ اُدْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ کَمٰا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ (۲۹) فَرِیقاً هَدیٰ وَ فَرِیقاً حَقَّ عَلَیْهِمُ اَلضَّلاٰلَةُ إِنَّهُمُ اِتَّخَذُوا اَلشَّیٰاطِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ یَحْسَبُونَ
أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (۳۰) یٰا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ اَلْمُسْرِفِینَ (۳۱) قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اَللّٰهِ اَلَّتِی أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ اَلطَّیِّبٰاتِ مِنَ اَلرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا خٰالِصَةً یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ اَلْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (۳۲) قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّیَ اَلْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ اَلْإِثْمَ وَ اَلْبَغْیَ بِغَیْرِ اَلْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطٰاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (۳۳) وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ (۳۴) یٰا بَنِی آدَمَ إِمّٰا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیٰاتِی فَمَنِ اِتَّقیٰ وَ أَصْلَحَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ (۳۵) وَ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ اِسْتَکْبَرُوا عَنْهٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (۳۶) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ أُولٰئِکَ یَنٰالُهُمْ نَصِیبُهُمْ مِنَ اَلْکِتٰابِ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا یَتَوَفَّوْنَهُمْ قٰالُوا أَیْنَ مٰا کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ قٰالُوا ضَلُّوا عَنّٰا وَ شَهِدُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کٰانُوا کٰافِرِینَ (۳۷)
ای فرزندان آدم نباید که بفریبد شما را شیطان هم چنان که بیرون کرد والدین شما را از بهشت بر میکشد از آنها رختشان را تا بنماید ایشان را عورتهاشان را بدرستی که او میبیند شما را او و لشکرش از جایی که نمیبینید ایشان را بدرستی که ما گردانیدیم شیاطین را یاوران از برای آنها که نمیگروند (۲۷) و چون کنند کار بدی را گویند یافتهایم ما بر آن پدران خود را و خدا امر کرده ما را بآن بگو بدرستی که خدا امر نمیکند ببدی آیا میگویید بر خدا آنچه نمیدانید (۲۸) بگو امر کرد پروردگار من بعدل و راست دارید رویهاتان را نزد هر مسجدی و بخوانید او را خالصکنندگان از برایش دین را هم چنان که نخست آفرید شما را عود خواهید کرد (۲۹) گروهی را هدایت کرد گروهی را چنان کرد بر ایشان گمراهی را بدرستی که ایشان گرفتند دیوان رجیم را دوستان از غیر خدا و میپندارند که ایشانند هدایتیافتگان (۳۰) ای پسران آدم بردارید زینتتان را نزد هر مسجدی و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید بدرستی که او دوست ندارد مسرفان را (۳۱) بگو که حرام گردانیده زینت خدا را که بیرون آورد برای بندگانش و پاکیزهها از روزی بگو آن از برای آنهاست که گرویدند در زندگانی دنیا خالص روز قیامت همچنین تفصیل میدهیم آیتها را از برای گروهی که میدانند (۳۲) بگو جز این نیست که حرام کرد پروردگارم زشتیها را آنچه ظاهر باشد از آن و آنچه باطن باشد و بدی را و ستم ناحق را و آنکه شرک آورید بخدا ما دام که فرو نفرستاده باشد بر آن حجتی را و آنکه گوئید بر خدا آنچه را نمیدانید (۳۳) و از برای هر امتی وقتی است پس چون بیاید وقتشان باز پس نمیمانند ساعتی و نمیتوانند پیشی گرفت (۳۴) ای پسران آدم چون بیایند شما را رسولان از شما خواهند خواند بر شما آیتهای مرا پس آنکه پرهیزکاری کرد و شایسته شد پس نباشد بیمی بر ایشان و نه ایشان اندوهناک شوند (۳۵) و آنان که تکذیب کردند آیتهای مرا و سرکشی کردند از آنها آن گروه اهل آتشند ایشان در آن جاودانیانند (۳۶) پس کیست ستمکارتر تر از آنکه افترا کرد بر خدا دروغ را یا تکذیب کرد آیتهای او را آن گروه میرسد ایشان را بهره ایشان از آنچه نوشته شد برای ایشان تا وقتی که آید ایشان را فرستادگان ما جان ستانند ایشان را گویند کجایند آنچه بودید میخواندید شما از غیر خدا گویند گم شدند از ما و گواهی میدهند بر خودهاشان که ایشان بودند کافران (۳۷)
ای بنی آدم ز شیطان عنودبرحذر باشید در دار وجود
تا نیندازد شما را در فتنآن چنان کافکند آدم را به فن
راند أبَوَین شما را از جنانکندشان از تن لباس عزّ و شأن
تا کند عوراتشان را آشکارمر شوند از هم بدان سان شرمسار
بیند آن ابلیس و لشکرهای اومر شما را هر طرف آرید رو
از هر آنجا که نبینیدش شمازین چنین خصمی بود بس ابتلا
پس تو بر حق بر، ز کید او پناهکز عدو دارد به هر حالت نگاه
ما شیاطین را نمودیم اولیابا کسی کش نیست ایمان بر خدا
از ره جنسیّت و نسبت که هستبین ایشان از ره اخلاق پست
سر زند چون فعل زشت از کافرانهمچو کشف عورت و امثال آن
از ره تقلید گویند این عملیافتستیم از پدرها بی خلل
امر فرمودستمان بر آن خداکآوریم این فعل باطل را به جا
گو خدا نکند به فحشاء هیچ امراین است بر حق افتراء از زید و عمر
بر خدا گویید آیا افتراآنچه را که می ندانید از عمی
امر بر من کرده گو پروردگاربر طریق راستی در نظم کار
راست گردانید روی خویش راوقت هر سجده به قبله ز امر ما
می بخوانید آن خدا را بالخصوصدر عبادت یعنی از محض خلوص
در پرستش ناورید او را شریکخلق با خالق ستودن نیست نیک
مخلص آن باشد که سازد جمله پاکطاعت خویش از کدورت و اشتراک
چون به او خواهید گشتن جمله بازبیکس و بی آشنا، بی برگ و ساز
نیست چیزی با شما جز عجز و دردپس برید آیینه بر شه بی ز گرد
همچنان که آفرید از ابتداءحق شما را پاک از عیب و خطاء
هم به او خواهید برگشتن تمامخاک گردد خلق خاکی را مقام
فرقه ای را رهنما شد بر کمالهم گروهی حق ایشان بُد ضلال
زآنکه بر نفس و هوی تابع شدندبر سفال از ملکتی قانع شدند
فرقه ای بردند یا ره بر بهشتفرقه ای ماندند در اخلاق زشت
زآنکه شیطان را گرفتندی به دوستاین گروه گمرهان چون لحم و پوست
هم ببردند از غلط فرمانشانوین سبب گردید بر خذلانشان
بر گمانشان اینکه در ره بوده اندره به حکم مهتَدُون پیموده اند
ای بنی آدم بگیرید از نیازنزد هر مسجد لباس امتیاز
جامه ای کآن زینت آمد در نمودمی بپوشید اندر اوقات سجود
در نمازت جامه ستر عورت استنزد اهل دل حضورت زینت است
کشف عورت در طواف و در نمازنیست لایق نزد عقل و امتیاز
همچنین گر قلب باشد بی حضورهست عریان از لباس قدس و نور
زینت خود را به تن سازید راستچون شما را وقت طاعت با خداست
هم خورید و هم بیاشامید لیکمر شما را نیست هیچ اسراف نیک
حق ندارد مسرفان را هیچ دوستدوست دارد آنچه در خلقت نکوست
گنجها را گر کنی روزی تو صرفلیک بر موقع نباشد با تو حرف
ور که بیجا صرف سازی دِرهمیکرده ای اسراف مال حق همی
مر عرب در وقت احرام از مقاملحم و چربی را به خود کردی حرام
همچو آنانکه برهنه در طوافمیشدند این آیت آمد بی خلاف
گو، که کرده زینت حق را حرامزینتی کآورده بیرون بر انام
چون کتان و پنبه یا پشم و حریراز نباتات و ز حیوان ناگزیر
یا که بنموده حرام این طیّباتکه شما را رزق باشد در حیات
گو که هست این زینت و این طیّباتخاصه بهر مؤمنین و مؤمنات
مشرک ار با مؤمنان باشد شریکدر حیات دنیوی با رزق نیک
خالص آمد بهر خاصان رزق حقدر قیامت بی شریک اندر طبق
همچنان کآمد به تفصیل این بیانهم به تفصیل آید آیات از نشان
می کنیم اعنی بیان آیات خویشما به تفصیلی که هم کردیم پیش
هستمان احکام دیگر بر عبادوآن مبیّن گشت خواهد با رشاد
بهر آن قومی که دانش پیشه اندبهره مند از فهم و نیک اندیشه اند
ابن عباس از امیر مؤمنان (ع)یافت رخصت تا به اهل نهروان
رو کند بهر نصیحت کز خلافبازشان دارد به وجه ائتلاف
بود او بر مرکبی بهتر سوارجامه هایش با نمود و شاهوار
آن خوارج مر ورا گفتند توبهترین مردمانی در علو
آمدی هم سوی ما از بهر پندچون لباس جابرانت شد پسند
خواند قُلْ مَنْ حَرَّم او را در جوابشد مخالف از جواب او مجاب
هر نکو را دوست دارد ذوالجلاللیک باید باشد از مال حلال
پس بر ایشان کرد ظاهر بالتمامآنچه بود از حلّ و حرمت در مقام
مشرکان را ای محمّد (ص) گو تمامغیر از این نبود که فرموده حرام
آنکه باشد بر من او پروردگاراز فواحش هر چه باشد آشکار
وآنچه پنهان است و آن ظاهر نگشتشرح آن در سورة ماضی گذشت
شد فواحش بر فروج آن نسبتشیا هر آن جرمی بزرگ از شدتش
جاهلان در جاهلیّت بالتماممر زناء را روز دانستی حرام
لیک می گفتند شب باشد حلالزآنکه مستور است اندر شب فعال
آمد این آیت که پیدا و نهانخود حرام است این عمل بر مردمان
هم حرام است آنچه بر وی نیست حدچون صغائر نزد ارباب خرد
إثْم هم گویند باشد شرب خمرخواه باشد از عنب آن یا ز تمر
بَغْی را هم ساخت بر مردم حراموآن ستمکاری است یا کبر از انام
إثم و بَغی است آن به غیر حق یقینغیر حق باشد به تأکیدت متین
پس بدیهی ور نه در هر مشرب استاینکه ناحق ظلم و مبغوض رب است
هم حرام است اینکه شرک آرید بازدر عبادت بر خدای بی نیاز
آنچه نفرستاده بر آن حجتیدر پرستش یا که اندر طاعتی
هم حرام است آنکه بندید افترابر خدا زآنچه ندانید از عمی
هر گروهی راست وقت و نوبتیدر حیات و زندگی تا مدتی
پس چو بر سر آید ایشان را زماننیست تأخیری و تقدیمی در آن
ای بنی آدم چو آید رهبریبر شما وز قومتان پیغمبری
بر شما خوانند آیات مرااندر احکام شریعت جا به جا
پس هر آن پرهیزد از تکذیب آنوز فواحش در عیان و در نهان
کار خویش آرد به اصلاح او قریبحزن و خوفی نیست ایشان را نصیب
وآنکه بر آیات ما تکذیب کردسرکشی را پیشه زآن ترتیب کرد
یعنی از ایمان به وحدانیّتمهم ز ایمان بر رسول و آیتم
آن گروهند اهل آتش جاودانزآنچه بودند از قبولش سرگران
کیست پس ظالم تر از آن بی فروغکافتراء بندد خدا را بر دروغ
زآنکه گوید دارد او فرزند و جفتیا به حق بندد کلامی کو نگفت
یا شمارد بر دروغ آیات اوآن گُره را می رسد ز اوقات او
بهره از لوح آنچه شد ثبت از عذابوین نصیب آمد بر ایشان از کتاب
بر جزای آنچه از احوالشانثبت شد در دفتر اعمالشان
لیک موقوف است این حکم او ز کلتا که آید سویشان از ما رسل
حاملان موت یعنی از وضوحسویشان تازند بهر قبض روح
هست حَتَّی نیلشان را منتهییا تواند بود حرف ابتدا
پس بگویید آن ملایک در خطابمر إذَا را باشد این قَالُواْ جواب
نک کجایند آنکه می خواندیدشانغیر حق کز قهرتان بدهند امان
کافران گویند ضَلُّواْ عَنَّهُمانیست زآن گمگشتگان عونی به ما
هم به نفس خود شوند ایشان گواهکه به حق بودند کافر نی به راه