گنج

۱۷- آیات ۱۵۸ تا ۱۷۱

۱۱۷ بیت

قُلْ یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ إِنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ یُحیِی وَ یُمِیتُ فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ اَلنَّبِیِّ اَلْأُمِّیِّ اَلَّذِی یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ کَلِمٰاتِهِ وَ اِتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (۱۵۸) وَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ (۱۵۹) وَ قَطَّعْنٰاهُمُ اِثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبٰاطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ إِذِ اِسْتَسْقٰاهُ قَوْمُهُ أَنِ اِضْرِبْ بِعَصٰاکَ اَلْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اِثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْهِمُ اَلْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْهِمُ اَلْمَنَّ وَ اَلسَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (۱۶۰) وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اُسْکُنُوا هٰذِهِ اَلْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ اُدْخُلُوا اَلْبٰابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئٰاتِکُمْ سَنَزِیدُ اَلْمُحْسِنِینَ (۱۶۱) فَبَدَّلَ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلاً غَیْرَ اَلَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِجْزاً مِنَ اَلسَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَظْلِمُونَ (۱۶۲) وَ سْئَلْهُمْ عَنِ اَلْقَرْیَةِ اَلَّتِی کٰانَتْ‌ حٰاضِرَةَ اَلْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی اَلسَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتٰانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاٰ یَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِیهِمْ کَذٰلِکَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ (۱۶۳) وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اَللّٰهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً قٰالُوا مَعْذِرَةً إِلیٰ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (۱۶۴) فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا اَلَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلسُّوءِ وَ أَخَذْنَا اَلَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ (۱۶۵) فَلَمّٰا عَتَوْا عَنْ مٰا نُهُوا عَنْهُ قُلْنٰا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ (۱۶۶) وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ اَلْعَذٰابِ إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ اَلْعِقٰابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۶۷) وَ قَطَّعْنٰاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ اَلصّٰالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذٰلِکَ وَ بَلَوْنٰاهُمْ بِالْحَسَنٰاتِ وَ اَلسَّیِّئٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۱۶۸) فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا اَلْکِتٰابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هٰذَا اَلْأَدْنیٰ وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنٰا وَ إِنْ یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ یَأْخُذُوهُ أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثٰاقُ اَلْکِتٰابِ أَنْ لاٰ یَقُولُوا عَلَی اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ وَ دَرَسُوا مٰا فِیهِ وَ اَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (۱۶۹) وَ اَلَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُصْلِحِینَ (۱۷۰) وَ إِذْ نَتَقْنَا اَلْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وٰاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اُذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (۱۷۱)

بگو ای مردمان بدرستی که من رسول خدایم بسوی شما همه آن خدایی که مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین نیست خدایی مگر او زنده می‌کند و می‌میراند پس بگروید بخدا و رسولش آن نبی منسوب بام القری که می‌گرود بخدا و کلماتش و پیروی کنید او را باشد که شما راه را بیابید (۱۵۸) و از قوم موسی امتی باشند که هدایت می‌کنند بحق و بآن عدالت می‌کنند (۱۵۹) و جدا جدا کردیم ایشان را دوازده سبط امتان و وحی کردیم بموسی چون آب خواستند ازو قومش که بزن بعصایت آن سنگ را پس روان شد از آن دوازده چشمه بحقیقت دانستند مردم آبخورشان را و سایبان کردیم بر ایشان ابر را و فرو فرستادیم بر ایشان من و سلوی را بخورید از پاکیزه‌های آنچه روزی کردیم شما را و ستم نکردند بر ما و لیکن بودند که به خودشان ستم می‌کردند (۱۶۰) و هنگامی که گفته شد مر ایشان را ساکن شوید این قریه را و بخورید از آن هر جا که بخواهید و بگوئید فرو نه از ما بار گناهان را و داخل شوید در راه سجده‌کنان می‌آمرزیم برای شما گناهان شما را زود باشد که افزائیم اجر نیکوکاران را (۱۶۱) پس بدل کردند آنان که ستم کردند از ایشان گفتاری غیر آنچه گفته مر ایشان را پس فرو فرستادیم بر ایشان عذابی از آسمان بسبب بودنشان که ستم کردند (۱۶۲) و بپرس ایشان را از قریه که بود نزدیک دریا هنگامی که تعدی می‌کردند در شنبه چون می‌آمدند ماهیانشان روز شنبه ایشان ظاهر بر روی آب و روزی که شنبه نمی‌داشتند نمی‌آمدند ایشان را همچنین می‌آزمودیمشان بآنچه بودند که نافرمانی می‌کردند (۱۶۳) و هنگامی که گفتند جمعی از ایشان که چرا پند نمی‌دهید گروهی را که خدا هلاک‌کننده ایشانست یا عذاب‌کنندۀ ایشانست عذاب سخت گفتند عذر خواستنی بسوی پروردگار شما و باشد که ایشان بپرهیزند (۱۶۴) پس چون فراموش کردند آنچه پند داده شدند بآن رهانیدیم آنان را که نهی می‌کردند از بدی و گرفتیم آنان را که ستم کردند بعذاب سخت بسبب بودنشان که فسق می‌کردند (۱۶۵) پس چون سرباز زدند از آنچه نهی شدند از آن گفتیم مر آنان را که بشوید بوزینگان راندگان (۱۶۶) و چون اعلام کرد پروردگارت که هر آینه برانگیخته می‌شود بر ایشان تا روز قیامت کسی که عذاب کند ایشان را بد عذابی به درستی که پروردگار تو هر آینه زود عقوبتست و به درستی که او هر آینه آمرزنده مهربانست (۱۶۷) و جدا جدا کردیم ایشان را در زمین امتان بعضیشان باشند شایستگان و بعضی ایشان غیر آن و آزمودیم ایشان را براحتها و رنجها باشد که ایشان بازگردند (۱۶۸) پس ماندند از بعد ایشان خلفهایی که بمیراث گرفتند کتاب را می‌گیرند متاع این ادنی را و می‌گویند بزودی میامرزند ما را و اگر آید ایشان را متاعی مانند آن می‌گیرند آن را آیا گرفته نشد بر ایشان پیمان کتاب که نگویند بر خدا مگر حق و خوانده‌اند آنچه در آنست و سرای آخرت بهتر است از برای آنان که می‌پرهیزند آیا پس در نمی‌یابند (۱۶۹) و آنان که تمسک می‌جویند به کتاب و بر پا داشتند نماز را به درستی که ما ضایع نسازیم مزد مصلحان را (۱۷۰) و هنگامی که بلند کردیم کوه را بر زبر ایشان که گویا آن سایبانی بود و گمان بردند که آن فرود آینده بآنها بگیرند آنچه دادیم شما را بقوّت و یاد کنید آنچه در آنست باشد که شما پرهیز کنید (۱۷۱)

گو به خلق ای مردمان هستم رسولبر شما یکجا ز حق اندر نزول
آنکه هست او را به تحقیق متینپادشاهیِ سماوات و زمین
نیست معبودی جز او بی گفتگوزنده گرداند بمیراند هم او
گو رسولم زآنکه دارد این صفاتواحد است او در کمال خود به ذات
پس به او آرید ایمان در اصولهم بدان سان بر رسولش در قبول
آن نبیّ اُمّی آن کو بر خدادارد ایمان هم به آیات هدا
بر سخنهایی که بفرستاده حقبر وی و بر انبیای ماسَبَق
هم بَرید ای مردمان فرمان اوره مگر یابید بر عرفان او
هست هم از قوم موسی امتیجمله بر یَهدُونَ بِالْحَق آیتی
راه بنمایند بالحق متفقواندر آن باشند با ایشان محق
هم به وی یعنی به حق اندر عبادحکم حق جاری کنند از عدل و داد
فرقه ای بودند با عدل و حسابدر زمان موسی از حکم کتاب
راسخ اندر دین و هم قائم به حقبودشان انصاف در نظم و نسق
قصد یا زآن امّت اندر انتسابمؤمنان باشند از اهل کتاب
اشهر این باشد که چون موسی گذشتفتنه اندر قوم او بسیار گشت
سوی قتل انبیاء بردند دستمؤمنان گشتند یکجا خوار و پست
خواستند از حق گروهی از خواصکز میان قومشان سازد خلاص
حق رهی بنمود و رفتند آن کرامبر دیار چین به امنیّت تمام
عدل در ایمان خود کردند چونوصفشان زآن کرده حق بر یَعدِلُون
گفت پیغمبر که من آن قوم رادر شب معراج دیدم جا به جا
بعد شرح حال ایشان حق نموداندر آیت ذکر احبار یهود
گفت کردیم از هم ایشان را جدابر دو و ده سبط اندر اجتبا
گشت هر سبطی قبیله و امتیز آل یعقوب آنچه بود از حکمتی
تا که از تفریقشان یابد تمیزفاضل از مفضول و هم خوار از عزیز
هم به موسی وحی شد از ما چو آبزو طلب کردند قوم از التهاب
زن عصا بر سنگ و آب آور برونآنکه اندر توبره داری کنون
یعنی آن سنگی که گفتت در گذارمر مرا بردار کت باشم به کار
در زمان آورد بیرون سنگ راوآن عصا را زد به وی آهنگ را
در زمان بشکافت سنگ اندر شتابزو ده و دو چشمه جاری شد ز آب
مردمان دیدند و دانستند زودمشرب خود را هر آن سبطی که بود
ابر را کردیم هم ما سایه بانبهرشان در تیه از گرمای آن
هم بر ایشان ما فرستادیم بازمنّ و سلوی بی ز رنج و اهتزاز
گفتم ایشان را خورید از طیّباتزآنچه کردم رزقتان اندر حیات
پس ذخیره مینهادن از نهانآنچه می آمد بر ایشان ز آسمان
زآن ذخیره یا ز عصیان دگرظلم بر ما می نکردند آن حشر
لیک می بودند در حالی که همبودشان بر نفس های خود ستم
یاد کن آن را که چون گفتیم مامر شما گیرید در این قریه جا
کآن اریحا و ایلیا بُد سر به سروز قرای بیت مقدس در خبر
زآن خورید از هر چه میخواهید بازحِطِّه هم گویید کآن باشد نیاز
یعنی از ما وضع کن یا رب گناهچون درآیید از در قریه ز راه
از تواضع خاضع و ساجد شویددر وصول آن نعم حامد شوید
تا بیامرزم شما را هر خطاءبر نکوکاران فزایم در جزاء
شرح آن در سورة ثانی وقوعیافت گر خواهی بر آن می کن رجوع
پس بَدل کردند و ظلم ایشان به خویشقول مأمور بِه از عصیان بیش
نکتۀ غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمگر که فهمی لب ببند از اُشتلم
حطّه را گفتند حنطه د ر ورودغیر از آنچه حق بر ایشان گفته بود
پس فرستادیم رجزی ز آسمانبهر ایشان چون بُدند از ظالمان
می بپرس از اهل آن ده از یهودقریه ای کآن بر کنار بحر بود
و اهل آن بر شرع موسی بوده اندپس تعدّ ی ز امر حق بنموده اند
کن سؤال از شنبه از اهل کتابکآمدندی ماهیان بر روی آب
یوم سبت ایشان ز صید ماهیاندر شریعت بوده اند از منهیان
روی آب آنها شدندی آشکارروز سبت ایمن چو بودند از شکار
واندر ایّامی که غیر از شنبه بودنامدند آن ماهیان نزدیک رود
تا به روز شنبۀ دیگر سمکبر نیاوردی سر از آب ایچ یک
مینماییم این چنینشان امتحانآنچه می بودند در آن فاسقان
چاره پس کردند ایشان بهر صیدشنبه افکندند ماهی را به قید
روز دیگرشان درآوردند ز آبگشت و ین حیلت در ایشان جمله باب
پس ز حال آن جماعت کن سؤالاز یهودان تا چه گویند از مقال
چونکه گفتند امتی ز ایشان چراپند ندهید این کسان را زین خطا
بعض یعنی بعض دیگر را ز لومداشتندی باز اندر نهی قوم
این چنین قومی که حقشان مهلک استیا معذّب ناهیی گر مدرک است
باشد از حقشان بدون معذرتمر عذابی سخت اندر آخرت
اهل آن قریه بُدندی بر سه قسمصاید و واعظ دگر ساکت به اسم
واعظان گفتند ما را اعتذارباشد از این وعظ بر پروردگار
نهی از منکر چو بر ما واجب استپندشان بدهیم و این بر غالب است
نزد حق باشیم تا معذور ماهم بر اینیم از ره مقدور ما
تا بود کایشان بترسند از خداوز عذاب آخرت، وز ابتلا
پس چو از نسیان نیامد سودمندآنچه را که پند داده میشدند
ما رهاندیم آن کسان را که تمامناهیان بودند زآن فعل حرام
هم گرفتیم آنکه اِستم کاره بودبر عذابی سخت و آنشان چاره بود
زآن سبب کآن قوم بودند از بترخود ز فرمان پا نهادندی به در
سرکشی کردند پس چون آن گروهزآنچه می بودند منهی زآن وجوه
پس بگفتیم آن جماعت را عیانکه شما باشید خود بوزینگان
در چنان حالی که محرومید و دوراز عطاء و رحمت ربّ الغفور
ای محمّد (ص) یاد کن چو اعلام کردمر تو را پروردگارت کوست فرد
می برانگیزد بر ایشان او به زودمیکند یعنی مسلط بر یهود
مر کسی را تا به روز رستخیزکه چشاندشان عذابی درد خیز
همچو قتل و ضرب و جزیه و اختلالکه بر ایشان میرسد از سوء حال
بعد داوود و سلیمان بی شکیبخواری ایشان راست پی در پی نصیب
هست مر پروردگارت زود گیردر عقوبت کافران را ناگزیر
هم بود آمرزگار و مهربانبعد توبه بر گروه عاصیان
هم پراکنده نمودیم از یقینآل اسرائیل را اندر زمین
هم جماعتها که بعضی زآن فرقصالحند و پیرو فرمان حق
آن کسان تغییری اندر هیچ حالراه می ننمودشان اندر کمال
بر مسیح و بر محمّد(ص) بیگمانبودشان ایمان و باشد هر زمان
هم از ایشان دون این بودند نیزفاسق و استیزه روی و بی تمیز
آزمودیم آن کسان را سر به سربر بد و نیک جهان از نفع و ضرّ
از غناء و صحت و عیش و نعموز بلاء و فقر و بیماری و غم
باز تا گردند شاید از فسادسوی حق هم بر صلاح و بر سداد
آمدند از بعد ایشان همچنینخلف یعنی قوم دیگر جانشین
که بُدند از ماسَلَف قائم مقاموارث تورات گشتندی به نام
خود گرفتند آن به میراث این خلفعلم آن ناموخته از ماسَلَف
می بگیرید آنچه باشد پست تراز متاع دنیوی اندر ثمر
رشوه گیرند اعنی از غیر صوابخاصه در احکام و تحریف کتاب
می بگویند اینکه غفران از اِلهزود ما را میرسد در هر گناه
خویش آمرزیده دانستی ز ربشب ز جرم روز و روز از جرم شب
هم گر آید مثل آن آراستهآن کسان را از متاع و خواسته
یعنی از کالای دنیا مثل آنگر بیاید هم بر ایشان رایگان
باز خواهند آنکه گیرند از انامآنچه را حق کرده بر ایشان حرام
با چنین اصرار بر اخذ حرامچشم دارند از خدا غفران تام
باز نگرفته است آیا در حسابحق بر ایشان هیچ میثاق کتاب
که نگویند آن جماعت بر خداغیر حق حرفی به نزد مدعا
خوانده اند آن را که می باشد در آنوین ندیدند اندر او فاش و عیان
مر سرای آخرت نیکوتر استآن کسانی را که تقوی درخور است
نیستشان آیا تعقل اندکیبر صلاح و بر فساد خود یکی
وآن کسان را که تمسّک بر کتابهست و از تحریف دارند اجتناب
نیستشان ز احکام تورات انحرافیا به قرآن کرده باشند اعتراف
هم بپا دارند بر نیکی نمازکآن بود بنیاد طاعات و نیاز
نزد ما ضایع نگردد یک تسومزدشان کآرند بر اصلاح رو
زآن زم ان کن یاد از بهر نشانکوه را برداشتیم از فوقشان
زآنکه بر احکام تورات از دغلبودشان اهمال در حین عمل
ظنّشان بود اینکه کوه آید فرودبر سر ایشان سراسر در سجود
نیم رخ بر سجده، نیمی بر جبلتا بر ایشان کی فتد کوه از محل
می بگیرید از کمال جد و جهدبر شما دادیم آن چه از روی عهد
آن زمان گفتیم یعنی در خطابکه بگیرید آنچه حکم است از کتاب
یاد آرید آنچه می باشد در اواز عهود و امر و نهی و فعل و خو
تا شما باشید مر پرهیزکاراهل دین را در عداد و در شمار