وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اَللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اَللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً (۳) وَ اَللاّٰئِی یَئِسْنَ مِنَ اَلْمَحِیضِ مِنْ نِسٰائِکُمْ إِنِ اِرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاٰثَةُ أَشْهُرٍ وَ اَللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاٰتُ اَلْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً (۴) ذٰلِکَ أَمْرُ اَللّٰهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً (۵)
و روزی دهد او را از جایی که گمان نمیبرد و کسی که توکل کند بر خدا پس اوست کافی او بدرستی که خدا رساننده امر است بتحقیق که گردانیده خدا برای هر چیزی اندازه (۳) و آن زنان که نومید شدند از حیض از زنان شما اگر شک دارید پس عده ایشان سه ماه است و آن زنان که حایض نشوند و صاحبان حمل مدتشان آنست که فروگذارند بار خود را و کسی که بپرهیزد از خدا میگرداند برای او از امر و آسان (۴) آن امر خداست فرو فرستاد او را بسوی شما و کسی که پرهیزد از خدا نگاه دارد از او گناهانش را و بزرگ شود مر او را اجرش (۵)
بدهد او را روزی از جایی که آنمی نباشد هرگز او را در گمان
هر توکل بر خدا کرد، او کندمر مهمّاتش کفایت از سند
حق رساننده است امرش را تمامبر هر آنچه خواهد او در هر مقام
بر هر آن چیزی بگردانیده حققدر آن اندازه ای از ماخَلَق
یا که مقداری ز اوضاع زمانکه نیفتد پیش و پس آنی از آن
رفت مردی نزد شاهی ز اهل دینخواست کاری زآن خلیفه آن امین
گفت قرآن خوانده ای گفتا که نیگفت رو آموز قرآن ز ایمنی
کار ما ندهیم بر آن بی هنرکه بود از علم قرآن بیخبر
زآن طمع آموخت قرآن مرد عامتا به این آیت رسید اندر کلام
از عمل یکباره ببرید از امیدپس خلیفه روزی از راهش بدید
گفت قرآن هیچ خواندی، گفت مردخواندم آری دانم آن را فرد فرد
گفت هر کاری که خواهی نک تو راستگفت کاری من نخواهم خود به راست
آیتی خواندم ز قرآن کآن مراکرد مستغنی ز هر کار ای کیا
خواند این آیت بر او پس مرد هوشیاد گیر از وی هم ار داری تو گوش
وآنکه نومیدند از حیض آن نساءدر شکید از قطع دم وآنگه شما
پس زمان عدّه شان باشد سه ماهتا که گردد رفع ریب و اشتباه
ور به سن لَم یَحِضند آن زنانعدّة ایشان سه مه شد همچنان
وآن زنان باردار اندر یقینشد نهایتشان ز وقت عدّه این
تا که بگذارند ایشان بار خویشگر یکی باشد ز یک ور هست بیش
جمله باید وضع گردد بی سخننی که گر یک طفل را بنهاد زن
می تواند شد به عقد دیگریگیرد او با حمل طفلی شوهری
عصمت زوجیّت اما منقطعمی شود زو گر ز حکمی منتفع
هر که ترسد از خدا و آرد وثوقهم نماید او مراعات حقوق
حق بگرداند پدید آرد بر اوز امر خود آسانی ای بی گفتگو
اینکه شد مذکور در آیت همهاز طلاق و عدّه و رجعت همه
حکم حق باشد که بفرستاده اوبر شما از لوح محفوظش فرو
هر که پرهیزد ز حق یابد نجاتمی بپوشاند حق از وی سیّئات
هم نماید مزد او را حق بزرگاجر این است ار عمل باشد سترگ