بسم االله الرحمن الرحیم
سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (۱) هُوَ اَلَّذِی أَخْرَجَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ اَلْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اَللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ اَلرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی اَلْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی اَلْأَبْصٰارِ (۲)
بنام خداوند بخشاینده مهربان
تسبیح کرد خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و اوست عزیز حکیم (۱) اوست آنکه بیرون کرد آنان را که کافر شدند از اهل کتاب از دیارشان در اول راندن گمان نبرده بودید که بیرون روند و گمان برده بودند ایشان بازدارندگانست حصارهاشان از خدا پس آمد ایشان را خدا از جایی که گمان نبرده بودند و انداخت در دلهاشان هراس که خراب میکردند خانههاشان را بدوستهای خودشان و دستهای مؤمنین پس عبرت گیرید ای صاحبان دیدها (۲)
خوانده بر پاکی خدا را از یقینآنچه باشد در سماوات و زمین
او عزیز است و حکیم اندر جهاتغالب و استوده کار اعنی به ذات
چونکه بشکستند آن قوم نضیراز یهودان عهد سلطان نذیر
حکم شد کز آن نواحی وآن دیارسوی دیگر ارض بربندند بار
بر تواریخ ار که داری هیچ ربطشرح آن اندر کتب ثبت است و ضبط
وین بود فتحی ز بهر مؤمنینکه شدند ایمن ز بدخواهان دین
یافت این دربارة ایشان نزولکآن کس است او نزد ادراک و عقول
که برون کفار را ز اهل کتابکرد بیرون از دیار او با شتاب
أولِ الْحَشْر اعنی از جهد تماماندر اول، راندن ایشان به شام
حشر اخراج است گر دانشوریجمع را از جا به جای دیگری
کی شما را بود هرگز این گمانکه روند آن قوم بیرون از مکان
هم گمان بردند آن قوم از خطاهست مانع حصن هاشان از خدا
یعنی آن حصن و حصار استوارمی کند منع از عذاب کردگار
پس رسید از حق عذاب و امتحاناز رهی کایشان نکردند آن گمان
ترس و رعب افکندشان پس در قلوببر جلاء تا دل نهادند از کروب
خانه های خود خراب از دست خویشمی نمودند از تعصبهای بیش
هم به دست مؤمنان تا راه هاگردد ایشان را فراخ از هر کجا
مؤمنان آن خانه ها را منهدممی نمودند از ثواب مغتنم
لیک می کردند خودهاشان خرابخانه های خود ز بخل بی حساب
تا کس ار ساکن شود ویران بودیا که چوب آن به کار آسان رود
پس شما زآن انهدام و اضطراریَا أولی الْأبصَار گیرید اعتبار