گنج

۴- آیات ۸ تا ۱۰

۲۴ بیت

أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ نُهُوا عَنِ اَلنَّجْویٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنٰاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَةِ اَلرَّسُولِ وَ إِذٰا جٰاؤُکَ حَیَّوْکَ بِمٰا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اَللّٰهُ وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لاٰ یُعَذِّبُنَا اَللّٰهُ بِمٰا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ اَلْمَصِیرُ (۸) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَنٰاجَیْتُمْ فَلاٰ تَتَنٰاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَةِ اَلرَّسُولِ وَ تَنٰاجَوْا بِالْبِرِّ وَ اَلتَّقْویٰ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (۹) إِنَّمَا اَلنَّجْویٰ مِنَ اَلشَّیْطٰانِ لِیَحْزُنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضٰارِّهِمْ شَیْئاً إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ (۱۰)

آیا ندیدی بسوی آنان که نهی کرده شده از راز گفتن پس عود می‌کنند بآنچه نهی کرده شدند از آن و راز می‌گویند ببدی و دشمنی و نافرمانی رسول و چون آیند تحیت گویند ترا بآنچه تحیت نگفت ترا بآن خدا و می‌گویند در خودهاشان چرا عذاب می‌کند ما را خدا بآنچه می‌گوییم بس است آنها را دوزخ که در می‌آیند در آن پس بد است آنجای بازگشت (۸) ای آن کسانی که ایمان آوردید چون راز با هم گوئید پس راز مگویید ببدی و دشمنی و نافرمانی رسول و راز گوئید بخوبی و پرهیزگاری و بپرهیزید از خدا که بسویش حشر کرده خواهید شد (۹) جز این نیست که این راز گفتن از شیطانست تا غمگین شود آنان که ایمان آوردند و نیست ضرر رسانیده ایشان را بچیزی مگر باذن خدا و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان (۱۰)

ننگری آیا به سوی آن کسانکه ز نجوی نهیشان کردی عیان
پس به آنچه نهی کرده زآن شدندباز گشتند و ره از نجوی زدند
راز می گویند با هم بی اصولهم ز عدوان و ز عصیان رسول
چون یهودان نزد پیغمبر شدندگفتی السام علیک از ناپسند
سام اندر لفظ ایشان بی دریغبود مُردن، کشته گشتن یا به تیغ
گفت پیغمبر جواب آن گروهبر شما باد آنچه گفتید از وجوه
روزی این گفتند در وقت ورودعایشه بشنید و بر خشمش فزود
گفت السام علیکم والسخطداء و بُعد از رحمت حق بی غلط
گفت پیغمبر به او آهسته هیننرم خویی کن نه پرخاش این چنین
گفت نشنیدی چه گفتند این یهودگفت کردم رد بر ایشان هم به زود
مستجاب است آنچه گفتم در جوابنیست بر من قول ایشان مستجاب
آمد این آیت که گویندت یهودچونکه آیندت تحیّت یا درود
بر هر آنچه کت تحیّت حق نگفتوین چنین گویند با هم در نهفت
حق چرا نکند به این ما را عذابکه بگوییم از خطاب ناصواب
یعنی ار پیغمبر است احمد، چراحق به ما نازل نسازد زین بلا
بس مر ایشان را بود نار سعیرچون درآیند اندر آن بِئْسَ الْمَصِیر
ای کسان کآورده اید ایمان شماراز چون گویید با هم هر کجا
راز پس با هم نگویید از فضولوز گناه و ظلم و عصیان رسول
راز گویید از پی پرهیز و بِرّگفت باید خیر خلق از جهر و سرّ
می بترسید از خدا زآنچه کنیدآنکه سویش حشر کرده می شوید
غیر از این نبود که نجوی کز جفاستاز بلیس و وسوسۀ دیو دغاست
مؤمنان را تا کند اندوهناکور نه از نجوای کافر نیست باک
نیست یعنی مؤمنان را زآن ضررهیچ چیز الاّ به اذن دادگر
پس توکل مؤمنان را بر خداستباید ایشان را توکل وین بجاست