فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ (۳۹) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۴۰) یُعْرَفُ اَلْمُجْرِمُونَ بِسِیمٰاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوٰاصِی وَ اَلْأَقْدٰامِ (۴۱) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۴۲) هٰذِهِ جَهَنَّمُ اَلَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا اَلْمُجْرِمُونَ (۴۳) یَطُوفُونَ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ (۴۴) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۴۵) وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ (۴۶) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۴۷) ذَوٰاتٰا أَفْنٰانٍ (۴۸) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۴۹) فِیهِمٰا عَیْنٰانِ تَجْرِیٰانِ (۵۰) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۵۱)
پس در آن روز پرسیده نشود از گناهش انسی و نه جنّی (۳۹) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۴۰) شناخته میشوند گناهکاران بعلامتشان پس گرفته شوند بموهای پیشانی و قدمها (۴۱) پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۴۲) اینست دوزخی که تکذیب مینمودند آن را گناهکاران (۴۳) میکردند میانه آن و میانه آب جوشان (۴۴) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۴۵) و برای کسی که ترسید مقام پروردگارش دو بوستانست (۴۶) پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۴۷) صاحبان انواع (۴۸) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۴۹) در آن دو تا دو چشمه است که جاری میباشند (۵۰) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (۵۱)
نی شود پرسیده آن روز از گناهآدمی زاد و پری بی اشتباه
نیست حاجت هیچ یعنی بر سئوالظاه ر آید مجرم از سیما و حال
یا گنه کاران مؤمن را خدامی نپرسد از گناه اندر جزا
پردة کس زآنکه ستّار العیوبمی ندرّد در دو عالم بر ذنوب
غیر مشرک یا که استمکاره راکو دریده پردة خود برملا
بر کدامین پس ز نعمتهای اومی کنید انکار و گردانید رو
یُعرَفُ الْمُجرِم بِسِیمَاهُم ببیناین بود تعریف کفار از یقین
از کبودی چشم و تاریکیِ رومی شوند اشناخته بی گفتگو
پس گرفته می شوند ایشان تمامخود به اقدام و نواصی از مقام
موی پیشانی و پاهاشان به بندمی بگیرند و به دوزخ در کشند
بر کدامین پس ز آلاء و نعممی کنید انکار و تکذیب از ستم
یعنی آن کو منکر آلاء ماستدر مقام رستخیز اینش جزاست
این است آن دوزخ که از روی عبادمشرکان منکر بُدند از بد نهاد
اهل دوزخ را دهند آنجا طوافهم میان آب جوشان بی خلاف
بر چه نعمت می کنید انکار پساز خدای ذوالنعم در هر نفس
شد فراموش ار که آن امدادتاندوزخ آرد در کشاکش یادتان
وز برای آنکه ترسد از خدادر مقام ایستادن در جزا
یا از آن ترسد که بر اعمال اوحق بود شاهد اگر بد یا نکو
حاصل آنکه بر چنین نیکو سرشتاز خدا باشد معیّن دو بهشت
بر کدام از نعمت ربّ العبادپس کنید انکار گر دارید یاد
وآن دو جنّت صاحبان شاخه هاباشد اندر قصرها و کاخها
هست هر شاخی نشان از نعمتیکه در آن نبود زوال و آفتی
پس کنید از نعمت حق بر کدامخود شما تکذیب جمله خاص و عام
در دو جنّت هست دو چشمه روانهر کجا خواهند آید در عیان
وآن بود ادراکهای جزء و کلنزد ارباب نظر و اهل سبل
شرح آنها گفته ایم از پیشترچیست تا تحقیق هر یک در نظر
بر چه نعمت پس ز نعمت های اِلهمی کنید انکار و دارید اشتباه