گنج

۴- آیات ۴۱ تا ۴۹

۲۱ بیت

أَمْ عِنْدَهُمُ اَلْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ (۴۱) أَمْ یُرِیدُونَ کَیْداً فَالَّذِینَ کَفَرُوا هُمُ اَلْمَکِیدُونَ (۴۲) أَمْ لَهُمْ إِلٰهٌ غَیْرُ اَللّٰهِ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۴۳) وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ اَلسَّمٰاءِ سٰاقِطاً یَقُولُوا سَحٰابٌ مَرْکُومٌ (۴۴) فَذَرْهُمْ حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ اَلَّذِی فِیهِ یُصْعَقُونَ (۴۵) یَوْمَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً وَ لاٰ هُمْ یُنْصَرُونَ (۴۶) وَ إِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا عَذٰاباً دُونَ ذٰلِکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (۴۷) وَ اِصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ حِینَ تَقُومُ (۴۸) وَ مِنَ اَللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبٰارَ اَلنُّجُومِ (۴۹)

یا نزد ایشانست غیب پس ایشان می‌نویسند (۴۱) یا اراده دارند مکری پس آنان که کافر شدند ایشانند مکرکرده‌شدگان (۴۲) یا مر ایشان‌راست الهی جز خدا منزه است خدا از آنچه شرک می‌آورند (۴۳) و اگر بینند پاره از آسمان فرود آینده گویند ابریست بر هم نشسته (۴۴) پس واگذار ایشان را تا ملاقات کنند روزشان را که در آن هلاک گردانیده شوند بصاعقه (۴۵) روزی که کفایت نکند از ایشان مکرشان چیزی را و نه ایشان یاری کرده شوند (۴۶) و بدرستی که برای آنها که ستم کردند عذابست پیش از آن و لیکن اکثر ایشان نمی‌دانند (۴۷) و صبر کن مر حکم پروردگارت را پس تویی بعین عنایت ما و تسبیح کن بستایش پروردگارت وقتی که برمیخیزی (۴۸) و از شب پس تسبیح گویش و در پشت کردن ستاره‌ها (۴۹)

هست آیا نزد ایشان غیب هاپس نویسند از هنر وز عیب ها
تا بدان گویند کز حشر و حسابقول پیغمبر نباشد بر صواب
با تو می خواهند آیا کرد کیدبهر اخراج از بلد یا قتل و قید
آن کسان که نگرویدستند پسمکر کرده گشته اند ایشان و بس
خود وبال مکر و کید اعنی به سازسوی ایشان گردد از هر گونه باز
خود مر ایشان راست آیا بر سزاهیچ معبود و الهی جز خدا
حق منزه باشد او از کلّ شیءزآنچه شرک آرند از چیزی به وی
قول تو گفتند گر صدق است زودبر سر ما آسمان آور فرود
هم ببینند ار فرود آمد سماپاره ای زآن، پس بگویند از عمی
ابر مرکوم این بود نی آسماننی که از انکار باز آیند ز آن
پس به خود بگذارشان در تفرقهروز خود بینند تا در صاعقه
نیست سود آن روزشان در آزمونکَیدُهُم شَیئاً وَلاهُم یُنْصرُون
می ندارد باز ز ایشان مکرشانرنج و یاری نی ز عمرو و بکرشان
بهر استمکارگان هست از بترغیر رنج آخرت رنج دگر
وآن عذاب قبر یا قحط و بلاستیا که قتل و اسر زآن دانا خداست
هست محنت ها فزون اندر جهانلیک نادانند بسیاری از آن
شو شکیبا حکم رب خویش راپس تویی اندر عنایت های ما
یاد کن حق را به پاکی هم سپاسگو به نعمت های ربّت بی قیاس
اندر آن وقتی که برخیزی ز خواببعضی از شب تا کنی بر حق ایاب
پس نما تسبیح ذاتش بر رسومتا به هنگامی که برگردد نجوم
صبح یعنی چون شود روشن ز فجرذکر او کن نی که بر امید اجر