گنج

۴- آیات ۳۸ تا ۴۶

۲۲ بیت

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۳۸) فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ (۳۹) فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی اَلْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ (۴۰) وَ فِی عٰادٍ إِذْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ اَلرِّیحَ اَلْعَقِیمَ (۴۱) مٰا تَذَرُ مِنْ شَیْ‌ءٍ أَتَتْ عَلَیْهِ إِلاّٰ جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ (۴۲) وَ فِی ثَمُودَ إِذْ قِیلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتّٰی حِینٍ (۴۳) فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ اَلصّٰاعِقَةُ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ (۴۴) فَمَا اِسْتَطٰاعُوا مِنْ قِیٰامٍ وَ مٰا کٰانُوا مُنْتَصِرِینَ (۴۵) وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ (۴۶)

و در موسی هنگامی که فرستادیم او را بسوی فرعون با حجت واضح (۳۸) پس کردید بیکسویش و گفت جادوگر است یا دیوانه (۳۹) پس گرفتیم او را و لشکرهایش را پس انداختیم ایشان را در دریا و او بود ملامت آورنده (۴۰) و در عاد هنگامی که فرستادیم بر ایشان باد بی‌نفع (۴۱) که نمی‌گذاشت هیچ چیز را که می‌گذشت بر آن مگر که می‌گردانیدش چون پوسیده ریزه‌ریزه شده (۴۲) و در ثمود هنگامی که گفته شد مر ایشان را که برخورید تا وقتی (۴۳) پس سر کشیدند از فرمان پروردگارشان پس گرفتشان صاعقه و ایشان می‌نگرستند (۴۴) پس نتوانستند هیچ برخواستنی و و نبودند انتقام کشندگان (۴۵) و قوم نوح از پیش بدرستی که ایشان بودند گروهی بیرون رفتگان از فرمان (۴۶)

همچنین در قصۀ موسی نشانهست بهر اعتبار آرندگان
چون به فرعونش فرستادیم ماخود به حجت های روشن برملا
پس تولّی کرد او بر رکن خودکرد یعنی قوّتش را مستند
گفت موسی را که ساحر باشد اویا که دیوانه بدون گفتگو
پس گرفتیم او و لشکرهاش همپس بیفکندیم ایشان را به یم
آن زمان بود او به نفس خود مُلِیمچونکه خود را دید در دریای بیم
همچنین در قصۀ عاد از قرارهست آیتها بر اهل اعتبار
چون بر ایشان ما فرستادیم بادکه عقیم آن بود بر سان جماد
یعنی آبستن نمی شد زو درختبود قهری بر گروه شور بخت
یا عقیم این است وجهی از وجوهکه نمودی قطع فعل آن گروه
حاصل آنکه سویشان رنج العقیمما روان کردیم بر انذار و بیم
هیچ می نگذاشت آثاری به جابر هر آنچه برگذشت از هر کجا
جز که آن را کرد مانند رمیمکهنه و ریزنده آن باد عقیم
همچنین در قصۀ قوم ثمودعبرتی مر اهل ایمان را فزود
چون به ایشان گفته شد که بر خوریداز منال و عمر تا وقت وعید
وآن سه روز از بهر عقر ناقه بودنازل آن دم رنج فوق الطاقه بود
پس ز امر رب خود سرکش شدندزآن سبب مستوجب آتش شدند
پس گرفت آن مردمان را صاعقهجمله می دیدند روز آن عایقه
پس نبُدشان استطاعت بر قیامتا که بگریزند از آن آشوب عام
هم نبودند آنکه بر دفع عذابیار یکدیگر شوند از هیچ باب
یا که بکشند انتقام از ما پدیدزآن عقوبتها که بر ایشان رسید
بوده قوم نوح از ایشان پیشتررفته قومی از حدود خود به در