أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اَللّٰهَ لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۴۰) یٰا أَیُّهَا اَلرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ اَلَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی اَلْکُفْرِ مِنَ اَلَّذِینَ قٰالُوا آمَنّٰابِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ اَلَّذِینَ هٰادُوا سَمّٰاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمّٰاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ اَلْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوٰاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هٰذٰا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اَللّٰهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اَللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی اَلدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی اَلْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ (۴۱)
آیا ندانستی که خدا مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین عذاب میکند آن را که خواهد و میآمرزد آن را که خواهد و خدا بر همه چیز تواناست (۴۰) ای پیغمبر اندوهناک نکند ترا آنان که میشتابند در کفر از آنان که گفتند گرویدیم بدهنهاشان و نه گرویدند بدلهاشان و از آنان که یهود شدند شنوندگانند مر دروغ را شنوندگانند مر گروهی دیگر نیامدندت میگرداندند سخن را از پس جایهای او میگویند اگر داده شوید این را پس بگیریدش و اگر نه دادندتان آن را پس بترسید و آنکه خواهد خدا آزمایش او را پس مالک نشوید مر او را از خدا چیزی آن گروهاند آنان که نخواسته خدا که پاک گرداند دلهای ایشان را مر ایشانراست در دنیا خواری و مر ایشانراست در آخرت عذابی بزرگ (۴۱)
این ندانی کز خدا باشد یقینپادشاهی سماوات و زمین
می کند بر هر که می خواهد عذابهمچنین آمرزد و بدهد ثواب
هم توانا باشد او بر کلّ شیءبر عذاب و عفو قادر پی به پی
ای رسول مستطاب اندوهناکمی مباش از کفر ارباب هلاک
کز عناد ت میشتابند آن کسانسوی کفر و هست دینشان بر لسان
بر زبان گفتند امَنَّا و هیچنیستشان ایمان به قلب اندر بسیج
وز کسانی هم که هستند از یهودمنکر اسلام و دینند از جحود
بشنوند از بهر تکذیب تو حرفاز دروغی تا مگر بندند طرف
بشنوند از تو کلامی با فروغتا بر او پیرایه بندند از دروغ
آنچه تو ناگفته باشی پس به سهلنسبتش بر تو دهند از کفر و جهل
لِلْکِذْب باشند سَماعُون چنینباز سَماعُون لِقَومٍ اخَرِینَ
یعنی آنچه بشنوند از تو همانبازگو سازند بهر دیگران
نامدستند آن جماعت پیش توهستشان از دور نفی از کیش تو
میدهند از میل تغییر کلامبعد از آنکه وضع شد در هر مقام
وآن بُد از تورات در رجم زناءکه یهود از وی نمودندی اِباء
بودشان دعوی که در تورات نیستحکم رجم این بل به موسی افتری است
تازیانه تا چهل باید زدنزانی و زانیه را در انجمن
زآنکه بر تفصیل شایع گشته بوداین عمل مابین اشراف یهود
شد زنائی اندر اشراف یهودگفتگو در حکم آن بسیار بود
پس ز خیبر بر یهود یثرب آنعرضه کردند از پی نظم و نشان
تا بِپُرسند از رسول معتمدکه چه باشد حکم آن از رجم و حد
مصطفی(ص) بر رجم فرمان داد زودشد پدید انکار این حکم از یهود
که نباشد حکم رجم اندر کتابگفت ز امر حق ، رسول مستطاب
کاندر این معنی به ابن صوریاکوست دانا بر کتاب اندر شما
میکنیم این امر خواهید ار رجوعتا نماند اختلاف اندر وقوع
پس بگفتند آنچه او گوید بجاستواقف از تورات و حکم مامضی است
حاضر آمد گفت پس پیغمبرشآنکه داری بر خدایی باورش
حاضر آور کز تو پرسم یک سخنصدق آن گویی اگر دانی به من
هست در تورات و ز آن نبود شکیبهر آن کش نیست در دین مسلکی
گفت چون شد که یهودا ن را اِباءمی نمایند از تجاهل در زناء
گفت بهر آنکه ز اشراف یهوداین عمل سر زد نشد حکمی که بود
داشتند از خوف یا از رشوتیمکتتم از بهر پاس حرمتی
تا زنائی ز ابن عم ّ پادشاهشد عیان هم گشت پامال آن گناه
عذری آمد پس اواسط را به دستکز چه پوشید ار که آن حکم حق است
از چه بر ما منحصر شد حکم حقبر اعالی نیست این نظم و نسق
تا نگردد ابن عم ّ شاه رجمبعد از این در ما ندارد راه، رجم
پس بپوشیدیم آن حکم از کتابرجم بر حد شد مبد ّل در عِقاب
تا که باشد عام حکم اندر حصولبر کسی عذری نباشد در قبول
آمد این آیت که تحریف کلاممینمایند این جماعت از مقام
این چنین گویند گر داده شویدحکم ز او بر جَلد و تحمیم از امید
پس بگیرید و به فعل آرید آنور نماید حکم رجم آن بی گمان
پس نمایید از قبول آن حذرزآنکه ندهد بر مراد ما ثمر
خواهد ار حق فتنه ای از بهر کسفتنه می باشد عقوبت هر نَفَس
پس بنتوانی شدن مالک به کاربهر او چیزی ز حق در رفع ضار
یعنی ار خواهد عقوبت بر کس اوتو نهای قادر به دفعش یک تسو
چون زمام اختیار اندر امورنیست بر دست تو از نزدیک و دور
هر چه او خواهد شود از بیش و کماز اراده و علم و اسرار قدم
نقشها بر پرده زد نقاش غیبنقش کی داند رموز حُسن و عیب
تا تواند داد تغییری به رنگیا کند با کلک آن نقاش جنگ
آن کسان را هیچ علام الغیوبمینخواهد تا شود طاهر قلوب
پاکی دل چون نخواهند از هلاکهم نخواهد حق بر ایشان قلب پاک
هستشان رسوایی ای در این جهانجزیه و خواری و ترس از مال و جان
هم مر ایشان راست در دیگر سرایمر عذابی بس بزرگ از خُبث رای