گنج

۴- آیات ۱۲ تا ۲۱

۸۵ بیت

وَ لَقَدْ أَخَذَ اَللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اِثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً وَ قٰالَ اَللّٰهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ اَلصَّلاٰةَ وَ آتَیْتُمُ اَلزَّکٰاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ اَلسَّبِیلِ (۱۲) فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ اَلْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لاٰ تَزٰالُ تَطَّلِعُ عَلیٰ خٰائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِصْفَحْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُحْسِنِینَ (۱۳) وَ مِنَ اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنٰا بَیْنَهُمُ اَلْعَدٰاوَةَ وَ اَلْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ وَ سَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اَللّٰهُ بِمٰا کٰانُوا یَصْنَعُونَ (۱۴) یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ اَلْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اَللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ (۱۵) یَهْدِی بِهِ اَللّٰهُ‌ مَنِ اِتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ اَلسَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَی اَلنُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (۱۶) لَقَدْ کَفَرَ اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْمَسِیحُ اِبْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ اَلْمَسِیحَ اِبْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۱۷) وَ قٰالَتِ اَلْیَهُودُ وَ اَلنَّصٰاریٰ نَحْنُ أَبْنٰاءُ اَللّٰهِ وَ أَحِبّٰاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ لِلّٰهِ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا وَ إِلَیْهِ اَلْمَصِیرُ (۱۸) یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۱۹) وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیٰاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتٰاکُمْ مٰا لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ اَلْعٰالَمِینَ (۲۰) یٰا قَوْمِ اُدْخُلُوا اَلْأَرْضَ اَلْمُقَدَّسَةَ اَلَّتِی کَتَبَ اَللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ (۲۱)

و بدرستی که گرفتیم پیمان بنی اسرائیل را و برانگیزانیدیم از ایشان و دوازده سالار و گفت خدا که من با شمایم هر آینه اگر بپا دارید نماز را و بدهید زکاة را و بگروید برسولانم و نیرو دهید ایشان را و وام دهید خدا را وامی نیکو هر آینه درگذرانم از شما بدیها شما را و در آورم شما را در بهشتها که می‌رود از زیرشان نهرها پس آنکه کافر شد پس از آن از شما پس بدرستی که گم شد میان راه (۱۲) پس بسبب شکستن ایشان بپیمانشان را لعنت کردیمشان و کردیم دلهای ایشان را سخت می‌گردانند سخنان را از جاهایش و فراموش کردند بهره از آنچه پند داده شدند بآن و همیشه دیده‌ور شوی بر ناراستی از ایشان مگر اندکی از ایشان پس درگذر از ایشان و رو بگردان بدرستی که خدا دوست دارد نیکوکاران را (۱۳) و از آنان که گفتند بدرستی که ما ترسایانیم گرفتیم پیمانشان را پس فراموش کردند بهره از آنچه پند داده شدند بآن پس برآغالاندیم میانشان دشمنی و کینه تا روز قیامت و زود باشد که آگاه گرداندشان خدا بآنچه بروند می‌کردند (۱۴) ای اهل نامه بدرستی که آمد شما را فرستاده ما که بیان کند برای شما بسیاری از آنچه بودید پنهان می‌داشتید از نامه و درگذرد از بسیاری بحقیقت آمد شما را از خدا نوری و کتابی روشن (۱۵) راه می‌نماید بآن خدا کسی را که پیروی می‌کند رضایش را براههای سلامتی و بیرون میارد ایشان را از تاریکیها بروشنایی باذنش و هدایت می‌کند ایشان را براه راست (۱۶) بتحقیق کافر شدند آنان که گفتند بدرستی که اوست مسیح پسر مریم بگو پس کیست که منع کند از خدا چیزی را اگر خواهد که هلاک کند مسیح پسر مریم و مادرش و هر که در زمین است همه و مر خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست می‌آفریند آنچه خواهد و خدا بر همه چیزی تواناست (۱۷) و گفتند یهودان و ترسایان ماییم پسران خدا و دوستان او بگو پس چرا عذاب می‌کند شما را بگناهانتان بلکه شما انسانید از جمله آنکه آفرید می‌آمرزد مر آن را که خواهد و عذاب می‌کند آن را که خواهد و مر خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و بسوی اوست مرجع (۱۸) اهل اهل کتاب بتحقیق آمد شما را رسول ما بیان می‌کند برای شما بر فاصله از رسولان مبادا که بگویید نیامد ما را هیچ مژده‌دهنده‌ای و بیم‌کننده پس بدرستی که آمد شما را مژده‌دهنده و بیم‌کننده و خدا بر همه چیزی تواناست (۱۹) و هنگامی که گفت موسی مر قومش را ای قوم یاد کنید نعمت خدا را بر شما چون گردانید در شما پیغمبرانی و گردانید شما را پادشاهان و داد شما را آنچه را که نداد به هیچ یک از جهانیان (۲۰) ای قوم من داخل شوید آن زمین پاک گردانیده را که نوشت خدا برای شما و باز پس مروید بر پشتهاتان پس بگردید زیانکاران (۲۱)

حق ز اسرائیلیان بگرفت چونعهد بهر جنگ جبّارانِ دون
تا موافق جمله با موسی شوندسوی شام از مصر ز امر حق روند
پس دو و ده از نقیبان بصیربهرشان کردیم تعیین در مسیر
حق تعالی گفت با آنها که منبا شما هستم به هر جا بی سخن
در زمین شام چون آرید رومیدهم نصرت شما را بر عدو
گر بپا دارید با شرطش صلاتهم دهید از مال بر مسکین زکات
بر رسولان آورید ایمان تمامتقویت ز ایشان کنید از هر مقام
بر خدا بدهید قرض از رزق و مالقرض نیکو یعنی از وجه حلال
قرض، انفاق است اندر راه حقاز خلوص و بندگی بر مستحق
درگذارم تا گناهان از شمااندر آرم در بهشتِ پُر نوا
بوستانی کآن مصون است از خزاننهرها از زیر آن باشد روان
پس هر آن کو بعد از این عهد اکیدگشت کافر غیر گمراهی ندید
گمرهی را کرده بر خویش اختیاروز طریق راست باشد برکنار
پس یقین ز اشکستن پیمانشانباز راندیم از در احسانشان
هم بگرداندیم زآن سستی بسیدر عقوبت قلبهاشان را قسی
قلب قاسی از نشان دوزخ استدرخور آن سست عهدی این فخ است
میکنند از عمد تحریف کلامدر قساوت این عمل باشد تمام
حرف تورات از مقام و موضعشمی بگردانند بر ناموقعش
منقلب یعنی به تأویلات خاممیکنند احکام تورات و کلام
حفظ وافی رفتشان یکجا ز یادکه بر ایشان حق به وعظ و پند داد
نیست زایل اطلاعت بر یهودوآن خیانتها کز ایشان رخ مود
دائم اعنی آگهی از حالشانتا چه باشد پیشه و افعالشان
خائنند و بَد سیَر جز اندکیکه نماندند از دیانت در شکی
پس تو ز ایشان درگذر، یعنی بپوشآن قبایح وز بیانش شو خموش
محسنان را دوست میدارد خدانیک باشد عفو و صَفح از هر خطا
عفو، احسان است و بس مستحسن استگر به کافر یا که آن بر مؤمن است
همچنین زآنها که گفتندی صریحما نصاراییم و از شهر مسیح
بود نصران قریه ای کآنجا مکانداشت عیسی، نام نصرانی است زآن
ما نصاراییم و ز انصار خداپس به هر تقدیر بگرفتیم ما
زآن جماعت نیز پیمانی که بودبر همانسان که گرفتیم از یهود
همچنان کردند ترک آن قوم نیزبهره ای کآن بود وافی در تمیز
داده بودیم آنچه را بر یادشاناز ظهور احمد کامل نشان
پس به آن شومی برافکندیم نیزدشمنی مابینشان تا رستخیز
زود باشد که دهد حقشان خبربر هر آنچه می کنند از بَد سیَر
ای یهود و ای نصاری بر شمامر رسولی با کتاب آمد ز ما
میکند روشن شما را از کتابآنچه مخفی میکنید از فصل و باب
وز کثیری زآن کند عفو از شماکه همی دارید آن را در خفا
آمد از حق بر شما نوری عیانهم کتابی کوست روشن بالبیان
می نماید حق به خلق اندر ایابره ز وی یعنی که از نور و کتاب
در هدایت نور حق، پیغمبر استیا ولی ای کو به دانایی سر است
تابع رضوان او، راه سلامهست باز از هر طرف بر وی تمام
یعنی آن کو خواست خوشنودیِ ویباشد از آفات ایمن پی به پی
می نماید خارج از ظلماتشانسوی نور و ایمن از آفاتشان
این بود با اذن او یعنی که خواستبهر ایشان تا نماید راه راست
وآنکه کافر گشت و گفت از ناروامر مسیح ابن مریم را خدا
ابن مریم بودنش باشد گواهاندر این کو بنده باشد نه اِله
زآنکه مریم بوده زو اکبر به سالنیست حادث را خدایی در مجال
کیست کو پس مالک او تا از خدامنع سازد هیچ شیئی برملا
گر عیان گردد اراده دیگرشکه هلاک آید مسیح و مادرش
یا هر آن چیزی که باشد در زمینجمله را نابود فرماید چنین
از خدا باشد زمین و آسمانوآنچه باشد این دو را اندر میان
آفریند هر چه خواهد در زمینهمچو آدم کآفرید از ماء و طین
خلق حو ّا بی ز اُم چون کرده بودبی پدر هم خلقت عیسی نمود
بی اَب و اُم مینماید خلق گاههمچو آدم را که از خاک سیاه
آفریند بی پدر همچون مسیحیا که بی مادر چو حوّایی صریح
حق بود قادر به هر چیزی به راستمی تواند کرد هر کاری که خواست
از غلط گفتند ترسا و یهودما پسرهای خداییم از نمود
هم احبای خدا و ابناء و یارکی معذّب گردد از پروردگار
گو چگونه پس نماید حق عذابمر شما را در ذنوب بیحساب
زآنکه فعلی هیچ بی پاداش نیستور بود بیرون ز عدل و ایمنی است
نیست هم پاداش فعل دیگریبر دگر کس راجع اندر منظری
هر کسی یابد جزای کار خویشخود رسد بر فخر خو یش و عار خویش
چون شما دارید هر یک اعترافبر عذاب هر دو عالم بی خلاف
عِجل را کردید سجده از فسونحکم شد کز یکدگر ریزید خون
پس نه احباب و نه ابناء اللّهیدبل بشر باشید و خلق ار آگهید
همچو دیگرها که خلقند و بشراز حق آیدشان جزای خیر و شرّ
بر ارداة اوست غفران و عذابمستحق تا کیست بر عفو و عِقاب
بر سماوات و زمین شاه است اوهم به او برگشت هر یار و عدو
آمد ای اهل کتاب از نزد مابر شما پیغمبری صاحب لوا
بر شما روشن نماید او سبلبر زمان فترت از وحی و رسل
چونکه گویید از طریق اعتذاربهر ما نامد رسول از کردگار
تا که بدهد مژده بر ما یا که بیمآمد آن کس با چنین وصف عظیم
تا که باشد امتحان جزء و کلخارها موضوع گردد هم ز گل
حق فرستاد انبیاء را پی به پیچون توانا باشد او بر کلّ شیء
ای محمّد(ص) آور از موسی به یادچونکه گفت او قوم خود را از وداد
کای گروه از نعمت رب ّ العبادکه شما را داده او، آرید یاد
چونکه گردانید او پیغمبراندر شما هم باز شاهان و سران
بر شما داد آنچه از خلق جهانبر کسی آن را نداد از انس و جان
چون شکاف بحر و نزل مائدهتا شما را باشد افزون فائده
ای گروه من درآیید از رضادر زمینی پُر فواکه پُر نوا
کآن فلسطین است یا خود ارض شامیا بود بیت المقدس آن به نام
آن زمین که حق نوشته بر شمانزد قسمت تا در آن گیرید جا
چونکه ایشان را ز جبّاران هراسبود در دل می نمودند التماس
تا به سوی مصر برگردند بازبا نقیبان بودشان این گونه راز
کاش ما را بود سالاری به پیشبازمان میبرد تا بر جای خویش