گنج

۱۸- آیات ۹۰ تا ۱۰۲

۹۸ بیت

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا اَلْخَمْرُ وَ اَلْمَیْسِرُ وَ اَلْأَنْصٰابُ وَ اَلْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ اَلشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۹۰) إِنَّمٰا یُرِیدُ اَلشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ اَلْعَدٰاوَةَ وَ اَلْبَغْضٰاءَ فِی اَلْخَمْرِ وَ اَلْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ وَ عَنِ اَلصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (۹۱) وَ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ اِحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا اَلْبَلاٰغُ اَلْمُبِینُ (۹۲) لَیْسَ عَلَی اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِیمٰا طَعِمُوا إِذٰا مَا اِتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ ثُمَّ اِتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اِتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اَللّٰهُ یُحِبُّ اَلْمُحْسِنِینَ (۹۳) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اَللّٰهُ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ اَلصَّیْدِ تَنٰالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِمٰاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اَللّٰهُ مَنْ یَخٰافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اِعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۹۴) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا اَلصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ اَلنَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ اَلْکَعْبَةِ أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِکَ صِیٰاماً لِیَذُوقَ وَبٰالَ أَمْرِهِ عَفَا اَللّٰهُ عَمّٰا سَلَفَ وَ مَنْ عٰادَ فَیَنْتَقِمُ اَللّٰهُ مِنْهُ وَ اَللّٰهُ عَزِیزٌ ذُو اِنْتِقٰامٍ (۹۵) أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ اَلْبَحْرِ وَ طَعٰامُهُ مَتٰاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیّٰارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ اَلْبَرِّ مٰا دُمْتُمْ حُرُماً وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (۹۶) جَعَلَ اَللّٰهُ اَلْکَعْبَةَ اَلْبَیْتَ اَلْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ اَلشَّهْرَ اَلْحَرٰامَ وَ اَلْهَدْیَ وَ اَلْقَلاٰئِدَ ذٰلِکَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ‌ (۹۷) اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ شَدِیدُ اَلْعِقٰابِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۹۸) مٰا عَلَی اَلرَّسُولِ إِلاَّ اَلْبَلاٰغُ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا تُبْدُونَ وَ مٰا تَکْتُمُونَ (۹۹) قُلْ لاٰ یَسْتَوِی اَلْخَبِیثُ وَ اَلطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ اَلْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اَللّٰهَ یٰا أُولِی اَلْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۱۰۰) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ اَلْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اَللّٰهُ عَنْهٰا وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ (۱۰۱) قَدْ سَأَلَهٰا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهٰا کٰافِرِینَ (۱۰۲)

ای آن کسانی که گرویدید جز این نیست که شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلید است از کردار شیطان پس دوری کنید از آنها باشد که شما رستگار شوید (۹۰) جز این نیست که می‌خواهید شیطان که بیندازد میان شما دشمنی و کینه در خمر و قمار و باز دارد شما را از یاد خدا و از نماز پس آیا هستید شما باز ایستادگان (۹۱) و فرمانبرید خدا و فرمانبرید رسول را و حذر کنید پس اگر اعراض کنید پس بدانید که نیست بر رسول ما مگر رسانیدن آثار (۹۲) نیست بر آنان که گرویدند و کردند کارهای شایسته گناهی در آنچه خوردند چون پرهیزکار شدند و گرویدند و کردند کارهای شایسته پس پرهیزکار شدند و گرویدند پس پرهیزکار شدند و نیکی کردند و خدا دوست دارد نیکوکاران را (۹۳) ای آن کسانی که گرویدید هر آینه می‌آزماید شما را خدا بچیزی از شکار که می‌رسد بآن دستهای شما و نیزه‌هاتان تا جدا نماید خدا آن را که می‌ترسید از او در نهانی پس کسی که تعدی کرد پس از آن پس او راست عذابی پر درد (۹۴) ای آن کسانی که گرویدید مکشید صید را و شما باشید محرمان و کسی که کشت آن را از شما از روی عمد پس جزائیست مثل آنچه را کشت از شتر و گاو و گوسفند که حکم کنند بآن دو صاحب عدالت از شما قربانی رسنده کعبه یا کفاره است طعام مسکینان یا برابر آن روزه تا بچشد بدی عقوبت کارش را عفو کرد خدا از آنچه گذشت و آنکه بازگشت کرد پس انتقام می‌کشد خدا از او و خدا غالب صاحب انتقام است (۹۵) حلال کرده شد برای شما شکار دریا و طعامش مایه تعیش برای شما و از برای قافله و حرام کرده شد بر شما شکار بیابان ما دام که باشید محرمان و بترسید از خدایی که بسوی او محشور می‌شوید (۹۶) گردانید خدا کعبه را خانه محترم بجهت قوام مردمان و ماه حرام و قربانی را و قلاده‌ها آن از برای اینست که بدانید که خدا می‌داند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و بدرستی که خدا بهمه چیز داناست (۹۷) بدانید که خدا سخت عقوبت است و بدرستی که خدا آمرزندۀ مهربانست (۹۸) نیست بر رسول مگر رسانیدن و خدا می‌داند آنچه آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید (۹۹) بگوی یکسان نیست پلید و پاکیزه و اگر چه بشگفت آورده باشد ترا بسیاری پلید پس بترسید از خدای صاحبان خردها باشد که شما رستگار شوید (۱۰۰) ای آن کسانی که گرویدید می‌رسید از چیزهایی که اگر آشکار کرده شود مر شما را بد آید شما را و اگر بپرسید از آن هنگامی که فرو فرستاده می‌شود قرآن آشکار شود مر شما را در گذشت خدا از آن و خدا آمرزندۀ بردبار است (۱۰۱) بحقیقت سؤال کردند آن را جمعی پیش از شما پس گرویدند بآنها کافران (۱۰۲)

ای گروه مؤمنان خمر و قماربر شما و أنصَابُ و َ أزلَام است عار
رجس یعنی آنچه عقل و شرع از آندارد استنکار و اکراهی عیان
چه نجس العین باشد آن پلیدیا نجاست اندر آن نبود پدید
فعل شیطان است و اصل افتضاحدوری از وی مر شما را شد فلاح
زو نمایید اجتناب از اختیارتا به حق گردید شاید رستگار
خمر، هر چیزی بود کآن مُسکر استعقل استعمال آن را منکر است
مَیسِر، اقسام قمار است از شناختوآنچه بتوان کرد از وی برد و باخت
معنی أنصَابُ و َأزلَام از نشانپیش از این با شرح و بسط آمد بیان
غیر از این نبود که دیو کج نهادبینتان زآن خواهد اندازد عناد
بازتان از ذکر دارد وز نمازپس شما زآن ایستید آیا که باز
از خدا و از رسول او بَریدطاعت اندر امر و نهی ار سرورید
پس کنید از ترک فرمانش حذرور کنید اعراض ز امر مستقر
پس بدانید اینکه نبود بر رسولجز بلاغی در فروع و در اصول
نیست بر آن کو به ایمان کرده روباشد اعمالش به نزد حق نکو
مر گناهی زآنچه خورده است از حرامگر نبوده مشرک او بر حق به نام
بلکه ثابت بوده در ایمان خودهم بر اعمال نکو و احسان خود
مستمر پس گشته بر تقوای خویشراسخ اندر حرمت شرک و بدیش
مستمر پس در اطاعت و اتَّقَیهم بود اعمال نیکش برملا
حق که نیکوکاری و نیکی از اوستمرد نیکوکار را دارد به دوست
اهل توحید و طریقت بالیقینکرده تحقیق اندر این آیت چنین
که بود عرفان، وصول سالکانبر مقام معرفت بعد العیان
هست احسان کشف از این عرفان که گفتبعد ایمان گوهری بنهفته سُفت
از پس ثُم اتَّقَواْ و امَنُواْکرده اشعارت به ثُم أحسَنُواْ
بعد ایمان یعنی از عبد و ملوکبر شما فرض است عرفان و سلوک
کی رسد ایمان مؤمن بر کمالتا نیابد فعل و خُلقش اعتدال
وآن میسّر نیست جز با معرفتزآن شود تکمیل افعال و صفت
شرح این گفتیم در تفسیر پیشباز هم گوییم اندر جای خویش
ای گروه مؤمنان اندر عملآزماید حق شما را از محل
در گهِ احرام بر، چیزی ز صیدتا که دارد زهد و پرهیزی ز صید
شیء اندک که رسد دست و رماحمر شما را بر وی و هست آن جناح
تا خدا داند کز او ترسنده کیستدر مقام ترک و تقوی بنده کیست
یعنی آید علم غیبش در شهودبر مطیع و عاصی آن چیزی که بود
عین ثابت داشت هر نوع اقتضاگردد اندر خلق ظاهر جا به جا
پس هر آن کس ترسد از حق او به غیبهست اعمالش بری ز اغراض و عیب
پس هر آن کز حد گذشت از اختیارواندر اِحرام او کند صیدی شکار
بعد ذَلِک پس بر او باشد عذابآن زمان کآید به خواری در حساب
صید نکُشید ای گروه مؤمنانتا شما باشید مُحرم در مکان
وآنکه بُکشد صید بر عمد از شمامثل آنچه کُشته، پس بدهد جزا
از تعمّد کُشت صیدی را کسیقصد از عمد او بُد ار دانی بسی
ور نه قتل صید بر عمد و خطاءهر دو ممنوع است و فرض آمد فِداء
مثل آنچه کُشته ، فرض است از نعمدر فداء از اشتر و گاو و غنم
آنچه بر وی حکم عدلین از شماصادق آید که مماثل شد هَدی
کرد باید ذبح هَدی اندر حرمحکم چون بر بَالِغَ الْکَعبه است هم
یا بود کفارة جرمش طعامبر مساکین یا به قدر آن صیام
روزه قدر قوت هر مسکین بودمعنی أو عدلُ ذَلِک این بود
تا چشد او سختی فعل بدشوآن برون رفتن ز اندازه و حدش
حق گذشت و عفو کرد از ماسَلَفکرد ابوالبشر ار که صیدی را تلف
وآنکه برگردد به مثل این عملحق کِشد زو انتقام اندر محل
زآنکه حق در حکم خود بس غالب استدر تمرّد انتقامش واجب است
صید دریا بر شما باشد حلالگر محلید ، ار که مُحرم بی سؤال
نزد بعضی آن سمک باشد به جنسنزد ما آن ماهی ای کو راست فلس
هم کنید آن را شکار و هم طعامکآن شما را شد متاع اعنی به کام
همچنین آن کاروانان را رواستکز قدیدش توشه گیرند ار که خواست
صید برّی هم شما را شد حرامتا در اِحرامید از حد و مقام
وز خدا ترسید از اعلی و دونو َاتَّقُواْ الله إلَیهِ تُحشَرُون
مُحرمی گر کرد صیدی شد حرامبر وی و بر مُحرم دیگر تمام
ور مُحلی کرد صیدی ، صید اوهست بر مُحرم محرّم، نی نکو
لیک نبود این بیان بی اختلافهم صفی در شرح آن نبود معاف
هست اندر مذهب جعفر به نامگر مُحل ، صیدی نماید در مقام
خود حرام است آن به مُحرم بالیقینعامه هم گویند بعضی این چنین
کعبه را کرده است حق بیت الحرامامر مردم تا بر او یابد قیام
همچنین ماه حرام آن کوست چارهم دگر هدی و قَلآئِد بالمدار
اول این سوره شرح آن تمامگفته شد ز اقوال جمله خاص و عام
این بر آن باشد که دانند ، آن خداداند آنچه در زمین است و سما
هم به تحقیق اوست دانا بالتمامبر هر آن شیء که دارد وصف و نام
می بدانید اینکه حق باشد شدیددر عقوبت سخت یعنی در وعید
هم غفور و مهربان بر آنکه اواز حرام وی بگردانید رو
می نباشد جز رساندن بر رسولکو شود خوشنود نفسی یا ملول
میبداند آن خدای جهر و سرّآنچه را ظاهر کنید و مستتر
گو نباشد مستوی پاک و پلیدور تو آیی بر شگفت از مامَزید
یعنی از بسیاری خُبث درونپاک اندک بِه ز ناپاک فزون
پس بترسید از حق ای اهل عقولرستگی یابید شاید در قبول
ای مسلمانان نپرسید از رسولآنچه گردید از جواب آن ملول
یعنی از چیزی که گر ظاهر شودموجب اندوهتان در سِرّ شود
ور که میپرسید هیچ از امر و نهیآن شود ظاهر شما را وقت وحی
عفو کرده حق شما را زآن سؤالکز نبی پرسید با صد قیل و قال
غیر موقع بس سؤالات از رسولمینمودی مردمان بوالفضول
یا ز روی سخریت یا امتحانیا ز نادانی و تعطیل زمان
از سؤال مردمان شد در غضبآن رسول بردبار منتجب
خواست فاروق معظم عذر و عفواز پیمبر زآن جسارت ها و سهو
گفت از ما بگذر ار سر زد گناهبودمان چون جاهلیّت رسم و راه
یافت این آیت در این موقع نزولبهر ترک آن سؤالات از رسول
هیچ مینفزاید آنها بر شماغیر اندوه و مشقت و ابتلا
حق بود آمرزگار و بردبارنیست عاجل بر عقوبت هیچ بار
مینمودندی سؤال از چیزهاقوم از پیغمبران پیش از شما
پس بدان گشتند قوم از کافرانبر عقوبت شد سبب بر ناگهان
از صفی بشنو مقامات سؤالپس بکار از تجربت بر بی ملال
اول آن مسئول بنگر در شئوناز تو کم باشد به وجهی یا فزون
گر فزون باشد مراعات ادبشرط باشد در سؤال و در طلب
نیست لایق کز بزرگی، کوچکیپرسد آن کش نیست حاجت اندکی
ور که محتاج است هم بر آن سؤالمعرفت می بایدش در وقت و حال
گر ندیم شاه گوید در سلامآنچه شب می گفت وقت چنگ و جام
مر زبانش را ببرند از وجوبیا زنند او را به داری یا به چوب
تا چه جای آنکه دور است از طریقنه ندیم است و نه همسر نه رفیق
رتبۀ مسئول پس اندر سؤالبین که شرط اول است آن در خصال
ثانی اندر مرتبۀ خود، بین که چیستآنچه پرسی هست حدت یا که نیست
در سیم بنگر چه باشد فائدهآن سخن برجاست یا بی قائده
گر که پرسیدی و گفتندت جوابحاصلش آب است بهرت یا سراب