گنج

۱۶- آیات ۶۸ تا ۸۳

۹۸ بیت

قُلْ یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْ‌ءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا اَلتَّوْرٰاةَ وَ اَلْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی اَلْقَوْمِ اَلْکٰافِرِینَ (۶۸) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ اَلَّذِینَ هٰادُوا وَ اَلصّٰابِئُونَ وَ اَلنَّصٰاریٰ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَلاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ (۶۹) لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ (۷۰) وَ حَسِبُوا أَلاّٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا ثُمَّ تٰابَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا کَثِیرٌ مِنْهُمْ وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِمٰا یَعْمَلُونَ (۷۱) لَقَدْ کَفَرَ اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْمَسِیحُ اِبْنُ مَرْیَمَ وَ قٰالَ اَلْمَسِیحُ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّٰهِ فَقَدْ حَرَّمَ اَللّٰهُ عَلَیْهِ اَلْجَنَّةَ وَ مَأْوٰاهُ اَلنّٰارُ وَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ أَنْصٰارٍ (۷۲) لَقَدْ کَفَرَ اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اَللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاّٰ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمّٰا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۷۳) أَ فَلاٰ یَتُوبُونَ إِلَی اَللّٰهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۷۴) مَا اَلْمَسِیحُ اِبْنُ مَرْیَمَ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کٰانٰا یَأْکُلاٰنِ اَلطَّعٰامَ اُنْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ اَلْآیٰاتِ ثُمَّ اُنْظُرْ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ (۷۵) قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ اَللّٰهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۷۶) قُلْ یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ اَلْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا أَهْوٰاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَوٰاءِ اَلسَّبِیلِ (۷۷) لُعِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ لِسٰانِ دٰاوُدَ وَ عِیسَی اِبْنِ مَرْیَمَ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ (۷۸) کٰانُوا لاٰ یَتَنٰاهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ (۷۹) تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی اَلْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ (۸۰) وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلنَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اِتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ (۸۱) لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ اَلنّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ (۸۲) وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی اَلرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ اَلدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ اَلْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ اَلشّٰاهِدِینَ (۸۳)

بگو ای اهل کتاب نیستند بر چیزی تا برپای دارید توریة و انجیل را و آنچه فرو فرستاده شد بشما از پروردگارتان و هر آینه افزون کند بسیاری از ایشان را و آنچه فرو فرستاده شد بتو از پروردگارت بیراهی و ناسپاسی پس اندوه مدار بر گروه کافران (۶۸) بدرستی که آنان که گرویدند و آنان که یهود شدند و از دینی بدینی روندگان و ترسایان آنکه گروید بخدا و روز بازپسین و کردگار شایسته پس نیست بیمی بر ایشان و نه ایشان اندوهناک شوند (۶۹) هر آینه بحقیقت گرفتیم پیمان فرزندان یعقوب را و فرستادیم بسوی ایشان رسولانی چند هرگاه که آمد ایشان را پیغمبری بآنچه نه آرزومند بود تنهایی ایشان گروهی را تکذیب کردند و گروهی را می‌کشتند (۷۰) و پنداشتند که نباشد آزمایشی پس کور شدند و کر شدند پس توبه داد خدا بر ایشان پس کور شدند و کر شدند بسیاری از ایشان و خدا بیناست بآنچه می‌کنند (۷۱) هر آینه بحقیقت کافر شدند آنان که گفتند بدرستی که خدا اوست مسیح پسر مریم و گفت مسیح ای بنی اسرائیل بپرستید خدا را که پروردگار من و پروردگار شماست بدرستی که هر که انباز قرار داد بخدا پس بدرستی که حرام کرده است خدا بر او بهشت را و جای اوست آتش و نیست مر ستمکاران را هیچ یاری‌کننده (۷۲) هر آینه بدرستی که کافر شدند آنان که گفتند بدرستی که خدا سیم سه است و نیست هیچ خدایی مگر خدای یگانه و اگر باز نایستند از آنچه می‌گویند هر آینه برسد آنان را که کافر شدند از ایشان عذابی دردناک (۷۳) آیا پس توبه نمی‌کنند بسوی خدا و آمرزش نمی‌خواهند از او و خدا آمرزندۀ مهربانست (۷۴) نیست مسیح پسر مریم مگر پیغمبری که بحقیقت گذشتند پیش از او پیغمبران و مادرش بود بسیار راست‌گوی بودند که می‌خوردند طعام را بنگر که چگونه بیان می‌کنم از برای ایشان آیتها را پس بنگر که چگونه برگردانیده می‌شوند (۷۵) بگو آیا می‌ترسید از جز خدا آنچه مالک نمی‌شود از برای شما ضروری و نه سودی را و خدا اوست شنوای دانا (۷۶) بگو ای اهل کتاب غلو مکنید در دینتان بناحق و پیروی مکنید خواهشهای جمعی که بحقیقت گمراه شدند از پیش و گم کردند بسیاری را و گمراه شدند از میانۀ راه (۷۷) لعنت کرده شدند آنان که کافر شدند از بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی پسر مریم این بسبب آنست که نافرمانی کردند و بودند که تعدی می‌کردند (۷۸) بودند که باز نمی‌ایستادند از منکری که می‌کردند آن را هر آینه بد بود بآنچه بودند که می‌کردند (۷۹) می‌بینی بسیاری از ایشان را که دوست می‌گیرند آنان را که کافر شدند هر آینه بد است آنچه پیش فرستاده برای ایشان نفسهاشان که خشم کرد خدا بر ایشان و در عذاب ایشانند جاویدان (۸۰) و اگر بودند که می‌گرویدند بخدا و پیغمبر و آنچه فرو فرستاده شد باو نمی‌گرفتندشان دوستان و لیکن بسیاری از ایشان نافرمانانند (۸۱) هر آینه خواهی یافت سخت‌ترین مردمان را در دشمنی از برای آنان که ایمان آوردند یهود را و آنان که شرک آوردند و هر آینه خواهی یافت نزدیک‌ترینشان را در دوستی از برای آنها که گرویدند آنان که گفتند بدرستی که ما ترسایانیم آن باینست که از ایشانند کشیشان و صومعه‌نشینان و آنکه آنها سرکشی نمی‌کنند (۸۲) و چون بشنوند آنچه فرو فرستاده شد برسول می‌بینی چشمهاشان را که می‌ریزد از اشک انده آنچه را شناختند از حق می‌گویند ای پروردگار ما گرویدیم پس بنویس ما را با شاهدان (۸۳)

آمد این آیت که با اهل کتابگو شما را نیست چیزی بر صواب
نیستید اعنی که بر دین صحیحتا به وقتی کایستید از دل صریح
حکم آن تورات و هم انجیل راوآنچه در این دو بود تنزیل را
وآن خود ایمان بر رسول آوردن استهم قبول حکم قرآن کردن است
تا به وقتی کآنچه نازل بر شماستز امر و نهی آن را بپا دارید راست
می کند در اکثری ز ایشان زیادآنچه نازل گشته از ربّ العباد
سرکشی و فتنه و کفر و غروریعنی از قرآنشان زاید شرور
پس مشو اندوهناک از کافراننیست راجع فعلشان بر دیگران
ز اهل ایمان، وز نصاری و یهودهمچنین از صابِئُون و اهل حدود
هر که زینان بر خدا و یوم دینآرد ایمان، هم کند کاری متین
نیست پس خوفی بر ایشان از عِقابهم نه اندوهی ز فقدان ثواب
هیچ فعلی نیست ضایع نزد حقزآنکه خیر از حق بود در ماخَلَق
چونکه بگرفتیم ز اسرائیلیانعهد توحید و نبو ّت در زمان
یعنی از آباء ایشان کاعترافبودشان بر احمد از ایمان صاف
پس بر ایشان فعل آباء حجت استگر کنند انکار ، ترک طاعت است
هم فرستادیم ما پیغمبرانسوی ایشان بهر تأکید و نشان
هر رسولی کآمد ایشان را ز جودبر هر آنچه نفسشان مایل نبود
فرقه ای را چون محمّد (ص) یا مسیحدر زمان کردند تکذیب صریح
فرقه ای را هم بکُشتند از عنادهمچو شعیا، کو خبر از بعد داد
بر گمانشان محنتی از جزء و کلنیستشان در قتل و تکذیب رسل
کور و کر گشتند پس ز آیات حقچون بر این بودند از حق مستحق
توبه پس کردند و حق ز ایشان گذشتبازشان دل کور و کر ز اجرام گشت
سوی کوری و کری بشتافتندروی از پیغمبران برتافتند
ناشناسی بر خدا و بر رسولبدترین آفت آمد در حصول
زآن مبدّل شد به زشتی حالشانهم خدا بیناست بر اعمالشان
پس به تحقیق آن کسان کافر شدندکه برون از حد خود یکسر شدند
از غلط گفتند می باشد خداآن مسیح ابن مریم بی خطا
گفت اسرائیلیان ر ا مر مسیحجز به حق باشد پرستش بس قبیح
جمله بپرستید او را ز اختیارکوست بر ما و شما پروردگار
هر که آرد شرک بر وی از اَنامپس یقین جنّت بر او گردد حرام
جای او دوزخ بود و اهل ستمنیستشان یاری در آن مأوای غم
ممکن است این قول حق باشد صریحیا تتمۀ قول عیسای مسیح
کافر آن کس شد که گفت از اشتباهمر خدا باشد یکی از سه اِله
وآنگهی نبود به برهان و شهوددر وجوب ذاتی الاّ یک وجود
نیست هستی را قبول اشتراکیا قبول افتراق و انفکاک
لازم ذاتش علو و وحدت استهستی مادون خود را علت است
پس نه گر باز ایستند از این مقالمَس نمایدشان عذابی بد مآل
بر نمیگردند آیا سوی حقآب غفران تا خورند از جوی حق
هم نمی باشند آمرزش طلببر طریق اهل توحید و ادب
حق بود آمرزگار و مهربانبر عبادش خاصه بر مستغفران
می نباشد نزد ارباب عقولآن مسیح ابن مریم جز رسول
پیش از او بودند هم اهل سُبلقَد خَلَت مِنْ قَبلِهِ قوم الرُّسُلُ
داشت گر او معجزات موجزیجمله را بود آیتی و معجزی
مرده گر او زنده کردی هم کلیماژدها میشد عصایش بس عظیم
والدی او را نبودی گر به عینآدم آمد همچنین بی والدین
عیسی ار امرش عجیب و مطلب استامر موسی و امر آدم اعجب است
پس نباشد بر الوهیّت سببامر عیسی گرچه بس باشد عجب
مادرش صدّیقه ای بود از کرامهر دو می خوردند چیزی از طعام
میبُود خوردن دلیل احتیاجنیست حق محتاج بر طبع و مزاج
بین چگونه می کنم روشن تمامبر شما آیات خود را از کلام
پس نگر کردند بر گردیده چونز امر حق وز فهم آن در آزمون
میکنند اعراض یعنی از قبولوین ز هر چیزی است اعجب در عقول
گو پرستید ای نصاری در حیاتآنکه مالک بر شما نبود به ذات
نیست یعنی قادر اندر ضرّ و نفعیا توانا بر کسی در جلب و دفع
بشنود حق هر چه گویند این غلاتهم بدانند جمله سرّ ممکنات
گو که در دین خود ای اهل کتاباز غلو باشید اندر اجتناب
در حق عیسی است ناحق وآن نبودآنچه گویید از نصاری وز یهود
آن کند افراط اندر مدح اووین به ذمّش کرده بر تفریط رو
پیروی نارید بر اهواء قومیعنی اسلافی که بُدشان بغض و لوم
کآن جماعت گمره از آئین خویشپیش از این گشتند دور از دین خویش
همچنین کردند گمراه از عباداکثری را از طریق اقتصاد
واندر آن ماندند یعنی در ضلالمنحرف از راه و رسم اعتدال
آنکه کافر شد ز اسرائیلیانکردشان داوود لعنت یک لسان
پیش از این گردید در تفسیر ثبتشرح صید ماهی و اصحاب سبت
همچنین عیسی ابن مریم کرد بازلعنت ایشان را شدندی زآن گراز
این ز نافرمانی آن قوم بودکز جهالت می گذشتند از حدود
آن چنان بودند کز افعال زشتکس نکردی نهی کس را در سرشت
باالله آن بد بود کایشان از فنونمرتکب بودند از اعلی و دون
نهی از منکر بُد آن فعلی که همسخت واجب بود در کلّ امم
بینی از ایشان تو بسیاری عیانکه تولّاشان بود بر کافران
می نمایند از عناد مسلمیندوستی با اهل کفر و مشرکین
بد بود چیزی که بفرستاده پیشنفس هاشان از دورویی بهر خویش
وآن بر ایشان شد به خشم حق سببجاودان اندر عذابند و تعب
بود اگر کآرند ایمان بددلانبر خدا و بر نبی از قلب و جان
وآنچه بفرستاده از حق سوی اوستمشرکان را هیچ نگرفتی به دوست
بود هم گویند روی این خطاببر یهودان کاهل دینند و کتاب
یعنی ار بودند ایشان معتقدبر خدا و جمله احکامش به جد
حکم تورات است این ، کارباب دینمی نگیرند اولیاء از مشرکین
لیک بسیاری از ایشان فاسقندخارج از ایمان و حکم سابقند
مینمایند از عناد مؤمناندوستی با مشرکان و دشمنان
سختتر یابی ز مردم در عنادکآرد ایمان بر جهودان و اعتقاد
یا که آنهایی که شرک آورده انداین دو قوم از دشمنی پرورده اند
هم ز مردم یابی اقرب تر کسیکو به وُد با مؤمنان باشد بسی
آن کسان گویند از روی ودادما نصاراییم در زهد و سداد
می نباشد در نهان و در شهوددوستی با مشرکانشان چون یهود
این از آن باشد که ایشان در خصالراهبند و راستگو در کل حال
نیستند آن فرقه از گردنکشاناز قبول حق چو بشنیدند آن
وین بود خاص ن جاشی زآنکه اوداشت پاس مسلمین را بس نکو
از مسلمانان ز مکه با محنپیش او رفتند چندین مرد و زن
زآنکه بُد ز اعدایشان توبیخ هاشرح آن ضبط است در تاریخ ها
چونکه ایشان بشنوند از مسلمینآنچه نازل شد به خیرالمرسلین
چشمشان بینی تو پر از اشک هاریزد از آن همچو آب از مشک ها
از شناسایی به حرف حق و راسترقت قلب اصل این حزن و بکاست
ر َبنَآ گویند یعنی ما بر اینهستمان ایمان و اقرار از یقین
پس تو ما را با گواهان کن حسابنام ما بنویس ز ایشان در نساب
بس ملامت کرد ایشان را یهودبر قبول دین حق آن گونه زود
سالها گفتند ما را داعیندجانب اسلام و بر آن ساعیند
هیچمان باور نشد قول رسولچون شما را شد به این زودی قبول