گنج

۴- آیات ۱۶ تا ۲۰

۲۷ بیت

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ (۱۶) وَ اَلَّذِینَ اِهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً وَ آتٰاهُمْ تَقْوٰاهُمْ (۱۷) فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ اَلسّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ (۱۸) فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ وَ اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ‌ وَ مَثْوٰاکُمْ (۱۹) وَ یَقُولُ اَلَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا اَلْقِتٰالُ رَأَیْتَ اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ اَلْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ اَلْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ (۲۰)

و از ایشان کسی است که گوش می‌دارد بتو تا چون بیرون روند از نزد تو گویند مر آنان را که داده شدند علم را که چه گفت همین ساعت آنها کسانی‌اند که مهر نهاد خدا بر دلهاشان و پیروی نمودند خواهشهاشان را (۱۶) و آنان که هدایت یافتند افزود ایشان را هدایت و داد ایشان را تقواشان را (۱۷) پس آیا انتظار می‌برید جز قیامت که آید ایشان را ناگاه پس بتحقیق که آمد علامتهایش پس از کجا باشد ایشان را چون آمد ایشان را پند گرفتشان (۱۸) پس بدان که نیست خدایی مگر خدا و آمرزش خواه از برای گناهت و از برای مردان گرونده و زنان گرونده و خدا می‌داند جای گردشتان و آرامگاهتان را (۱۹) و می‌گویند آنان که ایمان آوردند چرا فرو فرستاده شد سوره پس چون فرو فرستاده شود سوره محکم و ذکر کرده شود در آن کارزار بینی آنان را که در دلهای ایشان مرض است که می‌نگرند بسوی تو نگریستن طاری شده بیهوشی بر او از مرگ پس اولی است برای ایشان (۲۰)

ز آن کسانند آنکه می بدهند گوشبر تو تا بیرون روند از لب خموش
چون ز نزدیک تو می گردند دورمی بگویند از نفاق و از غرور
با صحابه کآگه از شرعند و دینداده حقشان علم و ایمان و یقین
او چه میگفت آنفا یعنی رسولما نکردیم ایچ فهم آن اصول
این گروهند آن کسان که حق نهادمُهرشان بر قلبهای بد نهاد
کرده اند از آرزوشان پیرویهم تهاون بر کلام معنوی
وآن کسان که یافتندی ره خدازاید ایشان را کند نور هدا
هم دهد تقوی بِنَکشد انتظارجز قیامت را پس ایشان ز اضطرار
کآن بیاید سوی ایشان ناگهانشد علاماتش همانا پس عیان
از کجا پس باشد ایشان را ایابچون قیامتشان در آید با شتاب
هم چسان گیرند پند از آن اساسدر وقوع ساعت از هول و هراس
پس بدانید اینکه معبود به حقنیست جز پروردگار ماخَلَق
دافع هر حزن و خوف و محنت استآنکه ذاتش متّصف بر وحدت است
از حق آمرزش طلب بر ذنبهاتهم به ذنب مؤمنین و مؤمنات
منقطع شو یعنی از مادون حقدل بپرداز از وجود ماخَلَق
چیست توبه گر که گویم توبت استرستن از قید تعیّن توبت است
از هر آن قیدی رهی بر قدر آنتائبت خوانند مانا رهروان
تا به کلی وارهی از هر چه هستاین فنای عارفان با الله است
جز موّحد را نباشد این فناتا شناسی توبه ها را جا به جا
این قدر کافی است باقی را بفهمهیچ اگر از عقل و علمت هست سهم
حق بداند از شما بی اشتباهجای گردانیدن و آرامگاه
مؤمنان گویند از شوق و ودادسوره ای نازل نشد چون در جهاد
پس فرستاده شود چون در قتالسورة محکم بِلا نسخ و زوال
واندر آن ذکر قتال از مافَرَضبینی آنانکه به دل باشد مرض
قلبشان مانا مریض است از نفاقنیستشان در امر اسلام اتفاق
سوی تو بینند چون آن کس که غشگیردش در وقت موت اندر طپش
هست اولی پس مر ایشان را عذابیا بود اولی جهاد از هر صواب