گنج

۱- آیات ۱ تا ۸

۲۹ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

حم (۱) تَنْزِیلُ اَلْکِتٰابِ مِنَ اَللّٰهِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَکِیمِ (۲) مٰا خَلَقْنَا اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (۳) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ اَلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ اِئْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا أَوْ أَثٰارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۴) وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مَنْ لاٰ یَسْتَجِیبُ لَهُ‌ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعٰائِهِمْ غٰافِلُونَ (۵) وَ إِذٰا حُشِرَ اَلنّٰاسُ کٰانُوا لَهُمْ أَعْدٰاءً وَ کٰانُوا بِعِبٰادَتِهِمْ کٰافِرِینَ (۶) وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ (۷) أَمْ یَقُولُونَ اِفْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ اِفْتَرَیْتُهُ فَلاٰ تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمٰا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفیٰ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ (۸)

بنام خداوند بخشایندۀ مهربان

حم (۱) فرو فرستادن کتابست از خدای عزیز درست کار (۲) نیافریدیم آسمانها و زمین را و آنچه میان آن دوتاست مگر بحق و مدتی نام برده شده و آنان که کافر شدند از آنچه بیم کرده شدند اعراض‌کنندگان (۳) بگو خبر دهید از آنچه می‌خوانید از جز خدا بنمائید مرا که چه چیز آفریدند از زمین یا مر ایشان‌راست شرکتی در آسمانها بیارید مرا کتابی پیش از این یا بازمانده از دانش اگر هستید راستگویان (۴) و کیست گمراه‌تر از آنکه می‌خواند از جز خدا آن را که اجابت نمی‌کند مر او را تا روز قیامت و آنها از خواندن ایشان بیخبرانند (۵) و چون حشر کرده شدند مردمان باشند مر ایشان را دشمنان و باشند بپرستش ایشان انکارکنندگان (۶) و چون خوانده شود بر ایشان آیتهای ما که روشن است گویند آنان که کافر شدند مر حق را چون آمد ایشان را این سحریست آشکار (۷) بلکه می‌گویند بدروغ بست آن را بگو اگر دروغ بستم آن را پس مالک نمی‌باشند مر از خدا چیزی او داناتر است بآنچه سخن می‌کنید در آن کافی باشد او گواه میانه من و میانه شما و اوست آمرزنده مهربان (۸)

شد حق از نطق محمّد (ص) در خطاباز پی تنزیل آیات و کتاب
خود فرستاد این کتاب استوارآن خدای غالب استوده کار
نافریدیم این سماوات و زمینوآنچه باشد در میان آن و این
از تمام ممکنات و ماخَلَقجز به حکمت، جز به صحت، جز به حق
تا زمانی نام برده که به آنمنتهی گردد مقادیر و زمان
کافر آن کو گشت عَمآ أنْذِرُواْمُعرِضُون یعنی بگرداندند رو
گو که می بینید این آیا شمامی پرستید آنچه را غیر از خدا
چیزی از آن وانماییدم به فرضکآفریدستند از اجزاء ارض
یا که ایشان راست شرکت از گماندر سماوات اعنی اندر خلق آن
بر من آرید آن کتابی را به دینکآمده باشد شما را پیش از این
یا که آثاری ز علم ار با شماستگر در این دعوی شما گویید راست
یعنی ار دارید برهان و دلیلآورید از علم افزون یا قلیل
یعنی اندر بت پرستی خود شماگر دلیلی هست آرید آن به ما
لیک زآن گمراه تر که خواند اوغیر حق آن را که اندر جستجو
تا قیامت خوانَدش گر در خطابزآن دعای او نگردد مستجاب
وز دعاهاشان بتان بس غافلندکه بر آنها در تضرّع مایلند
حشر روزی که شوند این مردماندشمنانند این جماعت را بتان
حق به نطق آرد مر ایشان را به چندتا بر اپرستندگان کافر شوند
خوانده چون گردد بر ایشان برملابا نشان روشن آیتهای ما
کافران حق را که آمدشان چنینمی بگویند این بود سحری مبین
زین عجب تر أم یَقُولُونَ افتَرَاهبافته است آن را نه کآمد از اِله
گو که گر من افتراء بندم به حقپس منم خود بر عذابش مستحق
پس شما قادر به تقریبی ز منهیچ نبوید از عذاب ذوالمنن
گر به فرض از بهر اشفاق شمابر خدا بندم بدینسان افترا
تا که معبودان باطل را کنیدترک و رو بر خالق یکتا نهید
پس چو نازل او کند بر من عذابنی به دفعش قادرید از هیچ باب
پس مرا این افتراء بستن چه سودبهر چند از عاجزان بی وجود
اوست داناتر بر آنچه می کنیدخوض در آن طعن قرآن را پدید
هم گواهی را میان ما بس اوستکه غفور و مهربان بر هر کس اوست