گنج

۳- آیات ۱۶ تا ۲۱

۳۱ بیت

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحُکْمَ وَ اَلنُّبُوَّةَ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ اَلطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلَی اَلْعٰالَمِینَ (۱۶) وَ آتَیْنٰاهُمْ بَیِّنٰاتٍ مِنَ اَلْأَمْرِ فَمَا اِخْتَلَفُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ اَلْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (۱۷) ثُمَّ جَعَلْنٰاکَ عَلیٰ شَرِیعَةٍ مِنَ اَلْأَمْرِ فَاتَّبِعْهٰا وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَ اَلَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ (۱۸) إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُوا عَنْکَ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً وَ إِنَّ اَلظّٰالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ اَللّٰهُ وَلِیُّ اَلْمُتَّقِینَ (۱۹) هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ (۲۰) أَمْ حَسِبَ اَلَّذِینَ اِجْتَرَحُوا اَلسَّیِّئٰاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ سَوٰاءً مَحْیٰاهُمْ وَ مَمٰاتُهُمْ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ (۲۱)

و بتحقیق دادیم بنی اسرائیل را کتاب و حکومت و نبوت و روزی دادیمشان از پاکیزه‌ها و افزونی دادیم ایشان را بر جهانیان (۱۶) و دادیم ایشان را بینه‌هایی از امر پس اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه آمد ایشان را دانش از راه ستم میانشان بدرستی که پروردگار تو حکم می‌کند میانشان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند (۱۷) پس گردانیدیم ترا بر طریقه از امر دین پس پیروی کن آن را و پیروی مکن خواهشهای آنان را که نمی‌دانند (۱۸) بدرستی که ایشان هرگز کفایت نمی‌کنند از تو از خدا چیزی را و بدرستی که ستمکاران بعضی ایشانند دوستان بعضی و خداست دوست پرهیزکاران (۱۹) اینست دلیلهای بینش‌بخش از برای مردمان و هدایت و رحمت از برای گروهی که یقین می‌کنند (۲۰) آیا پنداشتند آنان که کسب کردند بدیها را که گردانیدیم ایشان را مانند آنها که گرویدند و کردند کارهای شایسته یکسانست زندگیشان و مردگیشان بد است آنچه حکم می‌کنند (۲۱)

ما به اسرائیلیان دادیم خودحکم و تورات و نبوّت از رشد
حکم یعنی حکمتی کآن لازم استدر حکومت گر به عدل او عازم است
حاکمی گر نیستش حکمت به کاردر حکومت نیست از حق برقرار
رزقشان دادیم هم از طیّباتبرتری از اهل عالم وز جهات
هم دگر کردیم اعطاء بی قرینبیّنات روشن اندر امر دین
پس نکردند اختلاف ایشان در آنجز ز بعد از علم کآمدشان عیان
دانشی کآن بود بی کذب و گزافاندر ایشان موجب رفع خلاف
زآن عداوتهای ثابت در سرشتدر میانشان از ریاستهای زشت
یا نکردند اختلاف اندر اصولجز ز بعد از علمشان بر این رسول
از پی کتمان امر احمدیمختلف گشتند در رای و بدی
می کند پروردگارت بی ستیزبین ایشان حکم روز رستخیز
اندر آن چیزی که در آن اختلافمی نمودند و بُد آن دور از خلاف
بعد از ایشان بر شریعت پس تو راما بگرداندیم ز امرت پیشوا
پیروی کن پس زآن شرع نکوکه نباشد هیچ نقصانی در او
هم مکن ز اهواء آنان پیرویکه ندانند ایچ برهانی قوی
نیستشان یعنی که اندر کیش خودحجتی مبنی به علم اندر سند
بت پرستانند شاید زین مرادیا یهودان که گذشتند از سداد
منحرف گشتند از حکم و کتاباز هوای نفس عاری از صواب
تا عوام الناسشان تابع شونداز خدا بر خلق دون قانع شوند
پیروی ز ایشان مکن تو کاین فرقدفع نکنند از تو چیزی را ز حق
نیستشان قدرت به دفع حادثاتباش بس در امر شرعت با ثبات
ظالمان بعضی به بعضی از نفاقدر معادات تو دارند اتفاق
حق بود مانا ولیّ متقینباش با ایشان تو نی با مشرکین
حافظ است از شرّ خلقت حق به پاساین بصیرتهاست مانا بهر ناس
یعنی این قرآن و هادی هم به دینبخششی هم بهر ارباب یقین
کرده اند آیا گمان از خُبث ذاتآنکه کردند اجتراح سیّئات
جارحه دست است یعنی کسب بدکرده اند از جارحه یعنی زید
آنکه گردانیمشان روز شماربر مثال مؤمنانِ نیک کار
یا مساوی در حیات و در مماتاین چه فکر ناپسند و تُرّهات
در حیات آنسان که اندر راحتندهمچنین در آخرت بی آفتند
بد بود حکمی که ایشان می کنندبر تساوی حال خود هم ناپسند