گنج

۹- آیات ۴۹ تا ۵۴

۳۰ بیت

لاٰ یَسْأَمُ اَلْإِنْسٰانُ مِنْ دُعٰاءِ اَلْخَیْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ اَلشَّرُّ فَیَؤُسٌ قَنُوطٌ (۴۹) وَ لَئِنْ أَذَقْنٰاهُ رَحْمَةً مِنّٰا مِنْ‌ بَعْدِ ضَرّٰاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هٰذٰا لِی وَ مٰا أَظُنُّ اَلسّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلیٰ رَبِّی إِنَّ لِی عِنْدَهُ لَلْحُسْنیٰ فَلَنُنَبِّئَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِمٰا عَمِلُوا وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنْ عَذٰابٍ غَلِیظٍ (۵۰) وَ إِذٰا أَنْعَمْنٰا عَلَی اَلْإِنْسٰانِ أَعْرَضَ وَ نَأیٰ بِجٰانِبِهِ وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلشَّرُّ فَذُو دُعٰاءٍ عَرِیضٍ (۵۱) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ (۵۲) سَنُرِیهِمْ آیٰاتِنٰا فِی اَلْآفٰاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّٰی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ (۵۳) أَلاٰ إِنَّهُمْ فِی مِرْیَةٍ مِنْ لِقٰاءِ رَبِّهِمْ أَلاٰ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ مُحِیطٌ (۵۴)

ملول نمی‌شود انسان از دعاء خیر و اگر مس کند او را شری پس ناامید است ناامید (۴۹) و هر آینه اگر در چشانیم او را رحمتی از خود از پس سختی که مس کرد او را هر آینه خواهد گفت البته که این امر است و گمان ندارم قیامت را قائم و هر آینه اگر باز گردانیده شوم بسوی پروردگارم بدرستی که مراست نزد او هر آینه خوب‌تر پس هر آینه اخبار خواهم کرد البته آنها را که کافر شدند بآنچه کردند و هر آینه بچشانیم البته ایشان را از عذابی درشت (۵۰) و چون انعام کنیم بر انسان روی گرداند و دور کشد بجانبش را و چون مس کند او را شر پس صاحب دعائیست پهن (۵۱) بگو خبر دهید که اگر باشد از نزد خدا پس کافر شده باشید بآن کیست گمراه‌تر از آنان که اوست در مخالفتی دور از حق (۵۲) بزودی می‌نمائیم ایشان را آیتهای خود در آفاق و در خودهاشان تا آشکار گردد مر ایشان را که اوست حق آیا کافی نیست بپروردگارت که اوست بر همه چیزی گواه (۵۳) دانسته باش که ایشان در شکند از ملاقات پروردگارشان دانسته باش که او بهمه چیز احاطه‌کننده است (۵۴)

بس حریص است آدمیزاد و جهولناید ایچ از خواهش نیکی ملول
گر رسد او را بدی گاه هبوطپس در آن حالت یئوس است و قنوط
ناامید اعنی ز رحمت در عیانباز بر پروردگارش بد گمان
ور چشانیمش ز خود بخشایشیبعد سختی کش رسد آسایشی
گوید این نیکی که شد نزدیک مننیست جز از فعل و خوی نیک من
می نپندارم قیامت را که آنقائم آید کم در این باشد گمان
رو که گردم باز بر پروردگارنزد او دارم نکویی بی شمار
کافران را پس کنیم اخبار چندزآنچه کز بد در عمل آورده اند
هم مر ایشان را چشانیم از عذابآن عذاب سخت در یوم الحساب
که ز غلظت گوییا بر بیش و کمخود تو را کم یافته بالای هم
چون کنیم اِنعام و بگشاییم بازباب نعمت آدمی را ز اعتزاز
رو بگرداند ز شکر آن بی حضورجانب خود را از آن دارد به دور
ور که گردد تنگدست او یا مریضپس دعای اوست بسیار و عریض
گو شما دیدید آیا از خردگر که این قرآن ز نزد حق بود
پس بدان کافر شوید اندر سبیلبی تأمل و اتّباع هر دلیل
کیست پس گمراهتر زآن کو بوددر خلافی دور از راه رشد
زود بنماییمشان آیات خویشکاندر آفاق و در انفس هست بیش
تا شود روشن بر ایشان کوست حقیعنی آن پیغمبر کامل نسق
قصد از آفاق و انفس شد فتوحکاهل دین را باشد اندر جسم و روح
در عیان فتح اقالیم و بلاددر نهان کشف حقایق بر عباد
اندر آفاق از ظهور معنویدولت اسلامیان آمد قوی
رآیت إنَّا فَتَحنَا شد بلندگردن گردنکشان آمد به بند
اندر انفس منشرح شد صدرهابرگذشت از آسمانها قدرها
رتبه ها منزل به منزل پی به پیدر سلوک رهنوردان گشت طی
منکشف حق پرده های راز کردبابها بر اهل معنی باز کرد
باز بر سیمرغ جان شد راه قافعالم از گرد هوا گردید صاف
نیست آیا مر تو را کافی اِلههست ربّت مر به هر چیزی گواه
می بدانید اینکه در شکّند و ریباز لقاء رب خویش از نقص و عیب
هم بدانید اینکه حق سبحانهُکرده بر اشیاء احاطه علم او
مر فرو بگرفته علم و قدرتشماسوی را در ظهور وحدتش