گنج

۲- آیات ۱۰ تا ۱۴

۳۰ بیت

وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ (۱۰) ثُمَّ اِسْتَویٰ إِلَی اَلسَّمٰاءِ وَ هِیَ دُخٰانٌ فَقٰالَ لَهٰا وَ لِلْأَرْضِ اِئْتِیٰا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ (۱۱) فَقَضٰاهُنَّ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحیٰ فِی کُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا وَ زَیَّنَّا اَلسَّمٰاءَ اَلدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ اَلْعَزِیزِ اَلْعَلِیمِ (۱۲) فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صٰاعِقَةً مِثْلَ صٰاعِقَةِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ (۱۳) إِذْ جٰاءَتْهُمُ اَلرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اَللّٰهَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ رَبُّنٰا لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً فَإِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ (۱۴)

و گردانید در آن کوه‌های استوار از بالای آن و برکت داد در آن و تقریر کرد در آن خوردنیهای آن را در چهار روز مساوی برای خواهندگان (۱۰) پس پرداخت بآسمان و آن بود دودی پس گفت مر آن را و مر زمین را که بیائید خواه یا ناخواه گفتند آمدیم فرمان‌برداران (۱۱) پس قرار داد آنها را هفت آسمان در دو روز و وحی کرد در هر آسمان کاران را و آراسته کردیم آسمان دنیا را بچراغها و محافظتی اینست قرارداد خدای غالب دانا (۱۲) پس اگر روی گردانیدند پس بگوئیم دادم شما را صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود (۱۳) هنگامی که آمد ایشان را رسولان از میان دستهاشان و از پس سرشان که نپرستید مگر خدا را گفتند اگر خواسته بود پروردگار ما فرستاده بود ملائکه را پس بدرستی که ما بآنچه فرستاده شدید بآن کافرانیم (۱۴)

هم ز فوقش کوه های مرتفعراست کرد ار هست هوشت مجتمع
زآنکه ارض و کوه نزد امتیازوضع اثقال است بر اثقال باز
زین کند عبرت مگر ذی مُدرکینیست کش در آفریننده شکی
هر دو محتاجند این کوه و زمینبر نگهداری که هست اقوی یقین
داد برکت کوه ها را برقراراز معادن، وز منابع بی شمار
یا بود راجع ضمیران بر زمینبرکت ارض است یعنی این چنین
کرد تقدیر اندر آن ارزاق رادر چهار ایّام مر انفاق را
ز اوست کیفیّات اربع مر مرادیا عناصر در مزاج و در مراد
هر مرکب یابد از وی لاعلاجبالسویه اعتدال و امتزاج
هست یکسان آن ز بهر سائلینهر که مرزوق است یعنی در زمین
قصد پس فرمود خلق آسمانوآن بخاری بود و دودی در عیان
پس بگفت ارض و سماء را ائتِیَاطَوعاً أوکَرْهاً به امر و اذن ما
هر دو گفتند آسمان و هم زمینخالق خود را أتَینَا طآئِعِین
قصد از این ائتیان و امتثالاین دو را تکوین ذات است از مقال
کرد پس هفت آسمان را محکم اودر دو یوم اعنی دو حیث اعظم او
ماده است و صورت آن در حکم عقلوحی هر یک را نمود امرش به نقل
کرد یعنی وحی بر هر آسمانچیست تا کارش ز رفتار و نشان
آسمان اولین کو اقرب استدر صفاء و در لطافت اغلب است
مر مصابیحش چنین آراستیمصاف و پر زیبش چنین می خواستیم
یعنی این استارگان کاندر فراغمی درخشند از فلک همچون چراغ
شرح این را گفته ایم از پیشتراز مکرر رو به تکرار نظر
هم نگه ما داشتیم از آفتشوز شیاطین در کمال رفعتش
این است تقدیر اعنی اندازه ز حقغالب و دانا به وضع ماخَلَق
پس کنند اعراض گر از ناعقهپس بگو أنذَرتُکُم عَنْ صَاعِقَه
همچو بر عاد و ثمود اندر سبلو آمده بود آنکه ایشان را رسل
هم ز پیش و هم ز پشت آن گروهپند دادند از جوانب وز وجوه
آنکه نپرستید چیزی جز خداقوم گفت ار خواستی خود رب ما
تا که نپرستیم چیزی بی ز شکمی فرستادی به نزد ما ملک
پس به چیزی که فرستاده شدیدما به آن می نگرویم از هر وعید
زآنکه می باشید بر مانند ماآدمی هم شکل و هم پیوند ما