گنج

۱- آیات ۱ تا ۹

۳۴ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

حم (۱) تَنْزِیلٌ مِنَ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ (۲) کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (۳) بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ (۴) وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ وَ فِی آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنٰا وَ بَیْنِکَ حِجٰابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ (۵) قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحیٰ إِلَیَّ أَنَّمٰا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اِسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ (۶) اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْتُونَ اَلزَّکٰاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ‌ هُمْ کٰافِرُونَ (۷) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (۸) قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ اَلْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدٰاداً ذٰلِکَ رَبُّ اَلْعٰالَمِینَ (۹)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

حم (۱) فرو فرستادنیست از خدای بخشاینده مهربان (۲) کتابیست تفصیل داده شده آیتهایش قرآنی عربی برای گروهی که می‌دانند (۳) مژده‌دهنده و بیم‌کننده پس روی گردانیدند اکثرشان پس ایشان نمی‌شنوند (۴) و گفتند دلهای ما در حجابست از آنچه می‌خوانید ما را بآن و در گوشهای ما کرانیست و از میانه ما و میانه تو مانعیست پس عمل کن که مائیم عمل‌کنندگان (۵) بگو جز این نیست که من انسانم مثل شما وحی کرده می‌شود بمن جز این نیست اله شما الهی است یکتا پس رو آورید باو و آمرزش خواهید از او و وای مر مشرکانی را (۶) آنها که نمی‌دهند زکاة را و ایشان بآخرت ایشانند کافران (۷) بدرستی که آنها که گرویدند و کردند کارهای شایسته مر ایشان‌راست پاداشی بی‌منّت (۸) بگوی آیا شما هر آینه کافر می‌شوید بآنکه آفرید زمین را در دو روز و می‌گردانید مر او را همتایان آنست پروردگار جهانیان (۹)

آن حقیقت کاحمد (ص) است اندر ظهورموج اول باشد از دریای نور
جلوه گر گشت از مقام اقدمیدر صفات و در لباس آدمی
زین اشارت رفت اندر حا و میمدر نزول از حقّ رحمان الرحیم
یعنی از بخشندگار مهربانیافت تنزیل این کتاب حق نشان
فُصِّلَت آیاته یعنی نکویافته تفصیل آیت های او
هست قرآنی به تازی در بیانبهر قومی که بدانند این زبان
یا بدانند از نشان معرفتنکتۀ آیات را از هر جهت
این کتابی که بشیر است و نذیرمؤمنان و منکران را ناگزیر
مژده ده مر مؤمنان را در بهشتکافران را بیم ده بر جای زشت
فَأعرَضَ أکْثَرُهُم فَهُم لَایَسمَعُونْوآن بشارت را نیابند از درون
هستمان گفتند دلها در غلافزآنچه خوانیمان سوی آن بی خلاف
هم بود سنگینی اندر گوشمانآنچه خوانی نشنویم ایچ آن بیان
هست بین ما و بین تو حجابپرده چون باشد چه خوانی بر شتاب
پس عمل می کن تو بر آئین خویشزآنکه ما باشیم هم عامل به کیش
گو جز این نبود که من باشم بشرچون شما در شکل و طبع و خواب و خور
هم نباشد دعوتم از عقل دورتا طبایع را بود از آن نفور
وحی سوی من شود نبود جز اینکه بود معبود ما واحد یقین
پس نمایید استقامت سوی ویمغفرت خواهید هم زو پی به پی
ویل باشد مشرکین را نی نجاتکآن کسان ندهند از ضنّت زکات
اعظم است اندر رذایل این صفتنیستشان ایمان به روز آخرت
این صفت از بخل زاید در وجودمشرکین را بود اکثر بذل و جود
اختصاصش پس ز بهر مشرکینخود ز ترک تزکیت باشد یقین
قول تهلیل ار بود از مُدرکیبی تأمل نفس را سازد زکی
چون زکات مال کز روی وجوبپاک سازد مالها را از عیوب
همچنین توحید باری چون زکاتپاک سازد نفس را از ترّهات
لا اله الاّ االله ار گویی یکینفس مغشوشت شود پاک و زکی
می نمودند اهل شرک اطعام حاجلیک نی بر مؤمنان در احتیاج
وآن کسان کآورده اند ایمان به حقکرده اند اعمال نیکو بر نسق
اجرشان باشد بدون منّتییا بدون انقطاع از نوبتی
نگروید آیا شما می گو به قومآنکه را خلق زمین کرد او دو یوم
وآن دو یوم است امر و قول اندر نظرهم دگر یوم قضاء، یوم قدر
صورت است و ماده، یا قصد از آناندر این دو شکل ارض آمد عیان
اول است اجزای ارضیه تمامصورت نوعیه ثانی ز انتظام
بهر او همتا و اشباه آوریداوست ربّ العالمین کاین آفرید