گنج

۱۱- آیات ۵۹ تا ۶۷

۱۹ بیت

بَلیٰ قَدْ جٰاءَتْکَ آیٰاتِی فَکَذَّبْتَ بِهٰا وَ اِسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ اَلْکٰافِرِینَ (۵۹) وَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ تَرَی اَلَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اَللّٰهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْمُتَکَبِّرِینَ (۶۰) وَ یُنَجِّی اَللّٰهُ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا بِمَفٰازَتِهِمْ لاٰ یَمَسُّهُمُ اَلسُّوءُ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ (۶۱) اَللّٰهُ خٰالِقُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَکِیلٌ (۶۲) لَهُ مَقٰالِیدُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اَللّٰهِ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (۶۳) قُلْ أَ فَغَیْرَ اَللّٰهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیُّهَا اَلْجٰاهِلُونَ (۶۴) وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ (۶۵) بَلِ اَللّٰهَ فَاعْبُدْ وَ کُنْ مِنَ اَلشّٰاکِرِینَ (۶۶) وَ مٰا قَدَرُوا اَللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ اَلْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ مَطْوِیّٰاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۶۷)

آری بتحقیق آمد ترا آیتهای من پس تکذیب نمودی آنها را و سرکشی کردی و شدی از کافران (۵۹) و روز قیامت خواهی دید آنها را که دروغ بستند بر خدا رویهاشان سیاه شده آیا نیست در دوزخ مقام مر تکبرکنندگان را (۶۰) و می‌رهاند خدا آنان را که پرهیزکار شدند به سبب ایمانشان مس نکند ایشان را بدی و نه ایشان اندوهناک شوند (۶۱) خداست آفریننده همه چیز و اوست بر همه چیزی نگهبان (۶۲) مر او راست کلیدهای آسمانها و زمین و آنان که کافر شدند بآیتهای خدا آنها ایشانند زیانکاران (۶۳) بگو آیا پس غیر خدا را می‌فرماییدم که بپرستم ای نادانان (۶۴) و بتحقیق وحی کرده شد بتو و بآنها که بودند پیش از تو که اگر شرک آوری هر آینه نابود خواهد شد عملت و هر آینه خواهی شد البته از زیانکاران (۶۵) بلکه خدا را پس بپرست و باش از شکرکنندگان (۶۶) و نشناختند خدا را حق شناختنش و زمین همه گرفته شده در دست اوست روز قیامت و آسمانها پیچیده‌شدگانند در دست راستش پاکا او و برتر آمد از آنچه شریک می‌گردانند (۶۷)

حق بگوید بلکه آیاتم به توآمد و کردی تو تکذیب از عتو
سرکشی کردی بُدی از کافرینعقل و دین دادی گرفتی کفر و کین
بینی آنان را به روز رستخیزکه دروغی بر خدا بستند نیز
رو سیاه آیا نباشد پس به گاهدوزخ آن گردنکشان را جایگاه
حق رهاند متقین را از تعباز اطاعت که به فوز است آن سبب
نه رسدشان سوء حالی در یقیننه ز فقدانی شوند اندوهگین
آفرینندة هر آن چیزی خداستهم نگهبان او به هر چیزی بجاست
هم مقالید سماوات و زمینباشد او را وین بود بس مستبین
وآنکه کافر شد به آیات خداآن گروهند از زیانکاران به جا
گو به جز حق امر آیا می کنیدتا پرستم ای به جهل خود مرید
وحی ما کر دیم در احکام خویشسوی تو و آنانکه بودند از تو پیش
آوری گر شرک، اعمال تو بسجملگی باطل شود از پیش و پس
وز زیانکاران تو باشی بی سخنوین ا ست بر امّت خطاب از ذوال منن
بل خدا را کن پرستش باش هماز سپاس آرندگان اندر نعم
می نکردند ایچ تعظیم خداقدرِ قدر و قدر تعظمش بجا
آنچه بود اعنی سزای عظمتشبل سزای اندکی از عزّ تش
این زمین استش به قبضۀ اقتداردر قیامت وین سپهر اندر مدار
هست پیچیده شده با رفعتشدر کف تقدیر و پنجۀ قدرتش
ذات او پاک و بلند است از یقینزآنچه شرک آرند بر وی مشرکین