گنج

۱۰- آیات ۴۸ تا ۶۴

۳۲ بیت

وَ اُذْکُرْ إِسْمٰاعِیلَ وَ اَلْیَسَعَ وَ ذَا اَلْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ اَلْأَخْیٰارِ (۴۸) هٰذٰا ذِکْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مَآبٍ (۴۹) جَنّٰاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ اَلْأَبْوٰابُ (۵۰) مُتَّکِئِینَ فِیهٰا یَدْعُونَ فِیهٰا بِفٰاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَ شَرٰابٍ (۵۱) وَ عِنْدَهُمْ قٰاصِرٰاتُ اَلطَّرْفِ أَتْرٰابٌ (۵۲) هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ اَلْحِسٰابِ (۵۳) إِنَّ هٰذٰا لَرِزْقُنٰا مٰا لَهُ مِنْ نَفٰادٍ (۵۴) هٰذٰا وَ إِنَّ لِلطّٰاغِینَ لَشَرَّ مَآبٍ (۵۵) جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ اَلْمِهٰادُ (۵۶) هٰذٰا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَ غَسّٰاقٌ (۵۷) وَ آخَرُ مِنْ شَکْلِهِ أَزْوٰاجٌ (۵۸) هٰذٰا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَکُمْ لاٰ مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صٰالُوا اَلنّٰارِ (۵۹) قٰالُوا بَلْ أَنْتُمْ لاٰ مَرْحَباً بِکُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنٰا فَبِئْسَ اَلْقَرٰارُ (۶۰) قٰالُوا رَبَّنٰا مَنْ قَدَّمَ لَنٰا هٰذٰا فَزِدْهُ عَذٰاباً ضِعْفاً فِی اَلنّٰارِ (۶۱) وَ قٰالُوا مٰا لَنٰا لاٰ نَریٰ رِجٰالاً کُنّٰا نَعُدُّهُمْ مِنَ اَلْأَشْرٰارِ (۶۲) أَتَّخَذْنٰاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زٰاغَتْ عَنْهُمُ اَلْأَبْصٰارُ (۶۳) إِنَّ ذٰلِکَ لَحَقٌّ تَخٰاصُمُ أَهْلِ اَلنّٰارِ (۶۴)

و یاد کن اسماعیل و الیسع و ذو الکفل را و همه از نیکانند (۴۸) این ذکریست و بدرستی که برای پرهیزکارانست هر آینه خوبی بازگشت (۴۹) بهشتهای جای اقامت دایم گشاده شده برای ایشان درها (۵۰) تکیه‌زنندگان در آنها می‌خواهند در آنها میوۀ بسیار و شراب را (۵۱) و نزد ایشانست زنان فرو هشته چشم هم سن (۵۲) اینست آنچه وعده داده می‌شدید برای روز شمار (۵۳) بدرستی که اینست هر آینه روزی ما نیست مر آن را هیچ بآخر رسیدنی (۵۴) اینست و بدرستی که از برای زیاده روان در عصیانست بدی بازگشت (۵۵) دوزخست که داخل می‌شوند در آن پس بد بستریست (۵۶) اینست پس باید که بچشند آن را آب جوشانست و چرک جراحت (۵۷) و دیگری از مثل او که اصنافست (۵۸) آن جمعیست انبوه داخل کرده شده با شما خوش مباد ایشان را که ایشانند در آیندگان در آتش (۵۹) گفتند بلکه شمائید مباد مرحبا شما را شما پیش فرستادید آن را برای ما پس بد قرارگاهیست (۶۰) گفتند پروردگار ما کسی که پیش فرستاد برای ما این را پس زیاد کن عقوبتش را دو چندان در آتش (۶۱) و گفتند چیست ما را که نمی‌بینیم مردانی را که بودیم می‌شمردیمشان از شریران (۶۲) آیا گرفتیم ایشان را باستهزا یا کردید از ایشان دیدها (۶۳) بدرستی که این هر آینه راست است که منازعه اهل آتش است (۶۴)

یاد ز اسماعیل کن هم ز اَلْیَسَعباز ذوالکِفل اعظم اهل ورع
برگزیده جمله بودند این کسانذکر نیک از حق بودشان در جهان
متقین را هست بر گشتی نکوبرگشوده باب جنّتشان به رو
متکی باشند در آن بر سریرمی بخوانند از فواکه خود کثیر
میوه ها لذات افزون از حد استکز لقاشان بر جمال سرمد است
قَاصِرَاتُ الطَّرْف یعنی آن زناننزدشان کوتاه چشم از دیگران
جملگی از راه سن بر سان همیا به حسن از یکدگر نایند کم
این است آن وعده که از یوم الحساببر شما می داد حق اندر ثواب
إنَّ هَذَا لَرِزقُنَا مَا لَهُمِن نَّفَاد اعنی نگردد قطع او
حال اهل جنّت این بود از نعیمنک شنو از حال اصحاب جحیم
إنَّ لِلطَّاغِینَ لَشَرَّ مَآبدوزخی کآیند در وی بی حساب
پس بسی باشد بدان آرامگاهاین است پس باید چشند اهل گناه
آن عذاب سخت و آب گرم و ریمگفت هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیم
هم عذاب دیگر است از شکل آننوع های مختلف در هر زمان
باشد آنها خُلق های زشت بدیا سخنهایی که گفتی از حسد
هر زمان کردی به نوعی طعن و غمزز اهل ایمان گه به فاش و گه به رمز
کردی آزار کسان از دست و لبمال مظلومان گرفتی بی سبب
اندر آیید این زمان با تابعانزآنچه کردید اندر این بئس المکان
إنَّ هَذَا فَو ج معَکُم مقتَحِممرحبا نبود بر ایشان در مهم
آن کسان آیندگان در آتشندکز شرار خُلق بَد آتش کِشند
تابعان آن دم به متبوعان جواباین چنین گویند در حال خطاب
بل بر آن باشید لایق تر شماکه بود بر جانتان لَا مَرْحَبَا
بالجحیم أنتُم لَنَا قَدمتُمُوهوز شما باشیم اینسان بر ستوه
هست دوزخ بهر ما بِئْسَ الْقَرَاروز شما داریم این رنج و شرار
می بگویند ای خدا آن کس که پیشداشت این را بهر ما از کفر خویش
کن زیاد او را دو چندان از عذابکه شدیم اینسان ز اضلالش به تاب
این چنین گویند با هم در مقالچیست ما را که نبینیم آن رجال
که ز اشرار آن کسان را در جهانمی شمردیم و نمی بود آن چنان
می گرفتیم آن کسان را ریشخندنیستند آیا به دوزخ در گزند
یا از ایشان کرده میل آن دیده هاکه نبینیم ایچ یک را ما به جا
یا بود قصد اینکه نفکندیم چشمسوی ایشان از تکبّر یا که خشم
پس به تحقیق و یقین از اضطرارذَلِکَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أهلِ نَّار