گنج

۸- آیات ۲۸ تا ۳۳

۳۰ بیت

وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ إِلاّٰ کَافَّةً لِلنّٰاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ (۲۸) وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا اَلْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۲۹) قُلْ لَکُمْ مِیعٰادُ یَوْمٍ لاٰ تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سٰاعَةً وَ لاٰ تَسْتَقْدِمُونَ (۳۰) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهٰذَا اَلْقُرْآنِ وَ لاٰ بِالَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَوْ تَریٰ إِذِ اَلظّٰالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ اَلْقَوْلَ یَقُولُ اَلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا لَوْ لاٰ أَنْتُمْ لَکُنّٰا مُؤْمِنِینَ (۳۱) قٰالَ اَلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا لِلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ‌ صَدَدْنٰاکُمْ عَنِ اَلْهُدیٰ بَعْدَ إِذْ جٰاءَکُمْ بَلْ کُنْتُمْ مُجْرِمِینَ (۳۲) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا بَلْ مَکْرُ اَللَّیْلِ وَ اَلنَّهٰارِ إِذْ تَأْمُرُونَنٰا أَنْ نَکْفُرَ بِاللّٰهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْدٰاداً وَ أَسَرُّوا اَلنَّدٰامَةَ لَمّٰا رَأَوُا اَلْعَذٰابَ وَ جَعَلْنَا اَلْأَغْلاٰلَ فِی أَعْنٰاقِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۳۳)

و نفرستادیم ترا مگر عام مر مردمان را مژده دهنده و بیم کننده و لیکن اکثر مردمان نمی‌دانند (۲۸) و می‌گویند کی باشد این وعده اگر هستید راستگویان (۲۹) بگو مر شما راست وعده روزی که باز پس نمی‌مانید از آن ساعتی و پیش نمی‌افتید (۳۰) و گفتند آنان که کافر شدند نمی‌گرویم باین قرآن و نه بآنچه باشد میان دو دستش و اگر بینی هنگامی که ستمکاران بازداشته‌شدگانند نزد پروردگارشان بر می‌گردانند بعضیشان ببعضی سخن را می‌گویند آنان که ضعیف گرفته شدند مر آنان را که بزرگی جستند اگر نه شما بودید هر آینه بودیم ما گروندگان (۳۱) گفتند آنان که بزرگی جستند مر آنان را که ضعیف گرفته شدند آیا ما باز داشتیم شما را از هدایت بعد از آنکه آمد شما را بلکه بودید گناهکاران (۳۲) و گفتند آنان که ضعیف گرفته شدند مر آنان را که بزرگی جستند بلکه حیله شب و روز هنگامی که می‌فرمودید ما را که کافر شویم بخدا و بگردانیم مر او را همتایان و پنهان داشتند پشیمانی را چون دیدند عذاب را و گردانیدیم غلها را در گردنهای آنان که کافر شدند آیا جزا داده می‌شوند مگر آنچه بودند که می‌کردند (۳۳)

نی فرستادیمت الاّ آنکه عاممژده ده هم بیم ده خود بر انام
لیک نادانند اکثر مردماناز کمال و رتبۀ پیغمبران
وعده تان گویند کی باشد به راستصدق گر گویید و بی شک از خداست
گو شما را وعدة روزی است بسکه دمی نایید از وی پیش و پس
وآن قیامت یا بود وقت وفاتروز روشن گشتن است از سیّئات
می بگفتند آنکه خود کافر شدندما به قرآن نگرویم از ناپسند
نه به آنچه پیش از او آمد فرودکه در آن نعت پیمبر جمله بود
یعنی آن تورات و انجیل متینکه به موسی و مسیح آمد یقین
کافران حال رسول مستطابباز می جستند از اهل کتاب
وصف او گفتند باشد بی قصوربس به تورات و به انجیل و زبور
نفی کردند آن تمام از حقد و کینیافت این آیت نزول از رب دین
کاین چنین گویند کفار از عنادکه بر آنها نیست ما را اعتماد
ور ببینی ظالمان باز ایستندچونکه نزد رب خود خوار و نژند
بازگردانند مر بعضی سخنسوی بعض دیگر اندر آن زمن
رد قول هم نمایند از جدالمی بگویند آن ضعیفان در مقال
سرکشان را که نبودید ار شماما بُدیم از مؤمنان بی ماجرا
و اهل استکبار گویند این چنیندر جواب فرقۀ مستضعفین
بازتان ما داشتیم آیا ز راهبعد از آن کآمد شما را ز انتباه
ما نگرداندیمتان از راه دینبل شما بودید خود از مجرمین
باز گویند آنچه بیچاره بُدندبر کسان کز امر حق سرکش شدند
بل نه ما کافر شدیم از میل و آزمکر روز و شب بر اینمان داشت باز
امر می کردید وقتی که به مااینکه تا گردیم کافر بر خدا
هم بر او گیریم همتایان به کیشکفرمان بود از شما نه از جرم خویش
هر دو فرقه بعد از آن گفت و شنوددر ندامت غرقه اند و نیست سود
وآن ندامت را نهان دارند همچونکه بینند آن عذاب پر الم
یا شوند اندر پشیمانی نهانیا ندامت ظاهر آید زآن کسان
پیشوایان یا ز اتباع ضلالآن ندم پنهان کنند از ضعف حال
همچنین غلها نماییم آتشیناندر اعناق آنکه کافر شد به دین
بدتر از غفلت غلی بر گردنینیست تا باشد نشان کودنی
می شوند آیا جزاء داده مگربر هر آنچه می کنند از خیر و شر