گنج

۴- آیات ۱۰ تا ۱۴

۳۲ بیت

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ اَلطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ اَلْحَدِیدَ (۱۰) أَنِ اِعْمَلْ سٰابِغٰاتٍ وَ قَدِّرْ فِی اَلسَّرْدِ وَ اِعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّی بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۱۱) وَ لِسُلَیْمٰانَ اَلرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ اَلْقِطْرِ وَ مِنَ اَلْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ اَلسَّعِیرِ (۱۲) یَعْمَلُونَ لَهُ مٰا یَشٰاءُ مِنْ مَحٰارِیبَ وَ تَمٰاثِیلَ وَ جِفٰانٍ کَالْجَوٰابِ وَ قُدُورٍ رٰاسِیٰاتٍ اِعْمَلُوا آلَ دٰاوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ اَلشَّکُورُ (۱۳) فَلَمّٰا قَضَیْنٰا عَلَیْهِ اَلْمَوْتَ مٰا دَلَّهُمْ عَلیٰ مَوْتِهِ إِلاّٰ دَابَّةُ اَلْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمّٰا خَرَّ تَبَیَّنَتِ اَلْجِنُّ أَنْ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ اَلْغَیْبَ مٰا لَبِثُوا فِی اَلْعَذٰابِ اَلْمُهِینِ (۱۴)

و بتحقیق دادیم داود را از خود مزیّتی ای کوه‌ها باز گردانید آواز خود را به او و ای مرغان شما نیز چنین کنید و نرم گردانیدیم برایش آهن را (۱۰) که بسازد زره‌های رسا و اندازه نگاه دار در یافتن و بکنید کار شایسته بدرستی که منم بآنچه می‌کنید بینا (۱۱) و مسخّر کردیم بر سلیمان باد را که در رفتن به بامداد یک ماه و شبانگاهش ماهی و جاری کرده بودیم برایش چشمه مس گداخته و از جن کس بود که کار می‌کرد میان دو دستش باذن پروردگارش و آنکه سر می‌پیچد از ایشان از فرمان ما می‌چشانیدیم او را از عذاب آتش سوزان (۱۲) می‌ساختند برای او آنچه می‌خواست از غرفها یا مسجدها یا قصرها و تمثالها و کاسها و حوضها و دیگهای برقرار یعنی از بزرگی نقل و تحویل نمی‌شد بکنید آل داود شکر و اندکی از بندگان من شاکرند (۱۳) پس چون گزارش دادیم بر او مرگ را دلالت نکرد ایشان را بر مرگش مگر جنبندۀ زمین که آن را ارضه و چوب خوره گویند که می‌خورد عصایش را پس چون بر وی در افتاد ظاهر شد جن که اگر بودند که می‌دانستند غیب را نمی‌ماندند در عذاب خوارکننده (۱۴)

« در بیان تفضلات حق تعالی در حق حضرت داوود(ع) و بیان حال سلیمان(ع) »

ما عطاء کردیم از نزدیک خودفضل و افزونی به داوود(ع) آنچه بُد
کوهها گفتیم تا با او کنندهر زمان تسبیح با صوت بلند
أوِّبِی یعنی که گردانید بازصوت خود با وی به تسبیح و نیاز
همچنین کردیم بر مرغان نداتا مگر گردند با او هم صدا
نرم کردیم آهن اندر دست اوتا زره سازد پی رزم عدو
بافتن را دار اندازه نگاهحلقه ها یعنی مساوی کن به گاه
هم بگفتیم او و اهلش را کنیدکارهای نیک بر شکر مزید
شکر نعمت های بیرون از شمارباشد اعمال نکو در روزگار
من به اعمال شما باشم بصیرنیست زآن پوشیده قدر یک شعیر
بر سلیمان باد را کردیم رامرفت راهِ دو مَه اندر صبح و شام
بُد مسخّر یعنی او را در صعودآن هواهای طبیعت از وجود
راه یک مه رفت در هر بامداددر سلوک بندگی با سیر باد
همچنین پیمودی اندر شام راهقدر ماهی در طریق انتباه
جاری او را ساختیم از ساختهعین قِطر اعنی مِس بگداخته
یعنی آن جسم ملول منجمدبُد روان در طاعت و تقوی به جد
هم ز جن بودند بعضی پیش اوکار می کردندش اندر پیش رو
جمله یعنی قوة وهم و خیالبُد به فرمانش به اذن ذوالجلال
باشد این تأویل با تنزیل جفتفلسفی تا ناورد لغوی به گفت
سرکشی وآن کس که کرد از جنیانز امر ما که بود مأمور او بدان
می چشاندیمش شود کآموختهاز عذاب و آتش افروخته
طبعی ار میکرد یعنی سرکشیدیوسان از حکم عقل از بی هشی
در ریاضت سخت او را می گداختتا تواند با مراد عقل ساخت
بهر او کردند دیوان آنچه خواستساختندی غرفه هایی که بناست
هم تَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کَالْجَوَابکأسه ها و حوضها از بهر آب
هم قُدُورٍ راسِیَات اندر قراردیگها یعنی بزرگ و استوار
آل دَاوُدَ اعمَلُواْ شُکْرًا لنوروَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِی الشَّکُور
موت پس بر وی چو شد از ماقضیمرده بود و تکیه بودش بر عصا
کس به موتش واقف ایشان را نکردغیر موری که عصاش از ته بخورد
پس فتاد و شد هویدا آنکه جنگر که می دانست غیب از مطمئن
می نکردندی درنگ اندر عذابنی کشیدی رنج تعمیر از شتاب
داشت یعنی قوة وهم ار که راهبر مقام سرّ بدون اشتباه
کی شدی مشغول بر اعمال پستتا به عُسرت حاصلی آرد به دست