گنج

۱۰- آیات ۴۰ تا ۴۵

۲۸ بیت

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ یَقُولُ لِلْمَلاٰئِکَةِ أَ هٰؤُلاٰءِ إِیّٰاکُمْ کٰانُوا یَعْبُدُونَ (۴۰) قٰالُوا سُبْحٰانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنٰا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ کٰانُوا یَعْبُدُونَ اَلْجِنَّ أَکْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (۴۱) فَالْیَوْمَ لاٰ یَمْلِکُ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا وَ نَقُولُ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذٰابَ اَلنّٰارِ اَلَّتِی کُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ (۴۲) وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُکُمْ وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ (۴۳) وَ مٰا آتَیْنٰاهُمْ مِنْ کُتُبٍ یَدْرُسُونَهٰا وَ مٰا أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ قَبْلَکَ مِنْ نَذِیرٍ (۴۴) وَ کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ مٰا بَلَغُوا مِعْشٰارَ مٰا آتَیْنٰاهُمْ فَکَذَّبُوا رُسُلِی فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ (۴۵)

و روزی که حشر می‌کند ایشان را همه پس می‌گوید مر ملائکه را آیا اینها شما را بودند که پرستیدند (۴۰) گفتند دانیم پاک بودنت را تویی صاحب ما از غیر ایشان بلکه بودند می‌پرستیدند جن را اکثر ایشان بودند بآنها گروندگان (۴۱) پس امروز مالک نمی‌باشد بعضی‌تان مر بعضی را سودی و نه زیانی و می‌گوییم آنان را که ستم کردند بچشید عذاب آتشی را که بودید آن را تکذیب می‌کردید (۴۲) و چون خوانده شود بر ایشان آیتهای ما که روشنهاست گفتند نیست این مگر مردی که می‌خواهد که باز دارد شما را از آنچه بودند که می‌پرستیدند پدران شما و گفتند نیست این مگر دروغی افترا کرده شده و گفتند آنان که کافر شدند مر حق را چون آمد ایشان را نیست این مگر سحری آشکار (۴۳) و ندادیم ایشان را از کتابها که بدرس خوانده باشند آنها را و نفرستادیم بایشان پیش از تو هیچ بیم کننده (۴۴) و تکذیب کردند آنان که بودند پیش از ایشان و نرسیدند بده یک آنچه دادیم ایشان را پس تکذیب کردند رسولان مرا پس چگونه بود انکار من (۴۵)

یاد کن روزی که جمع آرد خدامشرکان را اندر آن یوم القضا
پس ملایک را بگوید کاین کسانعابدان بودندتان آیا عیان
پس بگویند آن ملایک کای اِلهزآن تو پاک و برتری بی اشتباه
یعنی از آنکه پرستد جز تو کستو ولیّ ما و مولایی و بس
قاصریم اندر عبودیّت تمامتا چه جای این چنین حد و مقام
دوستی نبود جوی مابین ماتا شویم از فعل بدکیشان رضا
می پرستیدند دیوان این کسانبیشتر و ایمانشان بودی بدان
جو یک از فَالْیَومَ لَا یَملِک خبربَعضُکُم لِبَعضٍ نَفعاً لا وَ ضَرّ
ما به استمکارگان گوییم هممیچشید این رنج آتش دم به دم
الَّتِی کَنْتُم بِهَا تُکَذِّبُوناین همان نار است یعنی در نمون
چونکه خوانده می شود بر کافرانجمله آیت های ما روشن چنان
می بگویند این چنین با یکدگرنیست این الاّ که مردی در نظر
که بخواهد بازما ن دارد عیانزآنکه آبامان پرستیدندی آن
وین سخن گویند نبود جز دروغکافتراء بر حق کند از بی فروغ
وآن کسان گفتند که کافر شدندبر حق اعنی بر رسول ارجمند
یا به اسلام و نبوّت یا کتابچون بدیشان آمد از حق در خطاب
کاین نباشد جز که سحری آشکارلفظ یا سحر است و معنی بی عیار
مشرکان را ما ندادیم از کتبدرس تا خوانند آن از قشر و لب
تا که بر بطلان قرآن و رسولاز دلیل آرند قولی با اصول
یا که اندر صحبت اشراک خودهیچ استدلالی آرند از سند
نیفرستادیم ما هم سویشانبیم ده پیش از تو مردی با نشان
حاصل اینکه مشرکان مکه راملتی نبود به جز جهل و عمی
نیستشان وجهی به ج هر و کین خودیا به تکذیب تو یا در دین خود
همچنین کردند تکذیب از عنادپیش از ایشان انبیاء را در بلاد
نی رسیدندی به عُشر آنچه ماداده ایم این فرقه را از هر نوا
یا ندادیم ایچ بر پیشینیانآنچه را دادیم ما بر مکیان
پس به تکذیب رسولان آمدندپس چگونه باشد از من ناپسند
یعنی انکارم بر ایشان در روشهم عذابم بر جزای بد منش