گنج

۱۰- آیات ۴۰ تا ۴۵

۲۵ بیت

اَللّٰهُ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذٰلِکُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۴۰) ظَهَرَ اَلْفَسٰادُ فِی اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی اَلنّٰاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ اَلَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۴۱) قُلْ سِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ (۴۲) فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ اَلْقَیِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اَللّٰهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ (۴۳) مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ‌ صٰالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ (۴۴) لِیَجْزِیَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ اَلْکٰافِرِینَ (۴۵)

خدا آنست که آفرید شما را پس روزی داد شما را پس بمیراند شما را پس زنده کند شما را آیا از شریکان شما هست کسی که بکند از آن هیچ چیز منزه است او و برتر است از آنچه شرک می‌آورند (۴۰) ظاهر شد تباهی در بر و بحر بسبب آنچه کسب کردند دستهای مردمان تا بچشاند ایشان را برخی از آنچه کردند باشد که ایشان برگردند (۴۱) بگو سیر کنید در زمین پس بنگرید که چگونه بود انجام کار آنها که بودند از پیش بودند اکثر ایشان مشرکان (۴۲) پس راست دار رویت را برای دین راست و درست پیش از آنکه بیاید روزی که نیست باز گردانیدن مر او را از خدا روزی چنین جدا می‌شوند (۴۳) آنکه کافر شد پس بر اوست کفرش و آنکه کرد کار شایسته برای خودهاشان آماده می‌کنند (۴۴) تا جزا دهد آنان را که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته از فضل و کرمش بدرستی که او دوست نمی‌دارد کافران را (۴۵)

حق بود آن کو شما را آفریدرزقتان پس داد هم تا زنده اید
پس بمیراند شما را جمله نیزپس نماید زنده اندر رستخیز
هست آیا کس ز انبازانتانکه کند از هیچ چیز اینها عیان
هست یعنی آنکه بتواند نمودخلق و احیاء و اماته در شهود
پاک و برتر باشد آن خلاّق حیزآنکه شرک آرند از وجهی به وی
شد تباهی ظاهر اندر بحر و بردستهاشان کسب کرد آنچه ز شر
در زمین از قتل و اَسر و هدم و حرقدر بحور از آفتِ طوفان و غرق
باشد این از شومی کردارشانوز فساد نفس استمکارشان
تا چشاندشان به پاداش عملپاره ای از آنچه کردند از دغل
تا که شاید آن کسان آیند بازسوی عجز و بندگی از کبر و ناز
گو روید ای مشرکان اندر زمینپس چگونه بوده بینید از یقین
آخر آنانکه می بودند پیشزین گروه از مشرکین بودند بیش
آن بناها و عمارات و قصورگشته بی عین و اثر یکجا قبور
روی خود پس راست گردان از وجوهبهر دین استوار با شکوه
که رسیده ز استقامت بر کمالباش ثابت در وی اندر کل حال
پیشتر از آنکه یوم لَّامرَدبر تو آید از خداوند احد
آید آن روزی که نتوانید هیچبازگردانید او را در بسیج
باز آن را یا نگرداند خداکآن بود ثابت به علمش ز اقتضا
روزی آن کز هم جدا گردند بازاهل جنّت و اهل نار از امتیاز
هر که کافر گشت پس بر وی رسدمر جزای کفر او و اعمال بد
وآنکه نیکی کرد بهر خود ز پیشگسترانند آن کسان مأوای خویش
می کنند اعنی که تمهید فراشدر بهشت جاودان بی اغتشاش
تا که بدهد حق جزای مؤمنانزآنچه کردند از نکویی در جهان
قدر استحقاقشان بدهد جزاءحق ز بخششهای خود بر اقتضاء
کافران را حق ندارد هیچ دوستهم به مؤمن این ز بخششهای اوست