گنج

۵۱- آیات ۱۶۱ تا ۱۶۶

۳۱ بیت

وَ مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِمٰا غَلَّ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ ثُمَّ تُوَفّٰی کُلُّ نَفْسٍ مٰا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (۱۶۱) أَ فَمَنِ اِتَّبَعَ رِضْوٰانَ اَللّٰهِ کَمَنْ بٰاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (۱۶۲) هُمْ دَرَجٰاتٌ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ بَصِیرٌ بِمٰا یَعْمَلُونَ (۱۶۳) لَقَدْ مَنَّ اَللّٰهُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۱۶۴) أَ وَ لَمّٰا أَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهٰا قُلْتُمْ أَنّٰی هٰذٰا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۱۶۵) وَ مٰا أَصٰابَکُمْ یَوْمَ اِلْتَقَی اَلْجَمْعٰانِ فَبِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ لِیَعْلَمَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۶۶)

و نیست مر پیغمبر را که خیانت کند و کسی که خیانت کند بیاید بآنچه خیانت کرده روز رستخیز پس تمام داده شود هر تنی را جزای آنچه کسب کرده و ایشان ستم کرده نشوند (۱۶۱) آیا پس کسی که پیروی کرد رضای خدا را چون کیست که بازگشت کرد بخشمی از خدا و جایگاه او دوزخ است و بد است آنجا بازگشت (۱۶۲) ایشان را مرتبه‌هاست نزد خدا و خدا بیناست بآنچه می‌کنند (۱۶۳) بحقیقت منت گذاشت خدا برا گروندگان چون برانگیخت در ایشان رسولی از خودشان که بخواند بر ایشان آیتهای او را و پاک کندشان و بیاموزدشان کتاب و حکمت را و اگر چه بودند از پیش هر آینه در گمراهی روشن (۱۶۴) آیا و چون رسید شما را مصیبتی که بحقیقت رسانیدید دو چندان را گفتند از کجا بود این بگو آن باشد از نزد خودتان به درستی که خدا بر همه چیزی تواناست (۱۶۵) و آنچه رسید شما را روزی که روبرو شدند دو جماعت پس باذن خداست و تا بداند گروندگان را (۱۶۶)

وآنکه آید بر وی از ناراستیراستی ناید بر او جز کاستی
میرسد بر وی به مثل آن عملروز رستاخیز از غل و دغل
میرسد بر هر کس آنچه کرده کسببر کسی ناید ستم بر قسم و حسب
آنکه آیا خواست خوشنودیِ حقهست چون دارای خشم از ماسبق
یعنی از حق تافته بر خشم رودوزخ است و جای بد مأوای او
رتبه ها دارند آنها بر نشاننزد حق هر رتبه ای باشد عیان
اوست بینا بر همه اعمالشانوآنچه باشد در امور آمالشان
از خدا منّت بود بر مؤمنانمؤمنان را هم بود زین امتنان
که ز خودهاشان در ایشان مرسلیمی برانگیزاند فرد و افضلی
بهر ایشان خواند آیات خداپاکشان سازد ز ارجاس هوی
هم کتاب و حکمت آموزاند اوخود بر ایشان ز امر حق بیگفتگو
گر که می بودند چون ما قبلشانجز به گمراهی نبودند از نشان
بر شما آیا رسد چون یک محنکه دو چندان مثلش آمد در علن
از کجا گفتید این آمد به ماگو که بود آن وارد از نفس شما
ترک امر حق و فرمان رسولشد بر این خواری سبب بعد از قبول
حق به هر چیزی است قادر در امورنیست هیچ از بهر او عجز و قصور
در اُحد هم داشت یعنی قدرت اوکه شما را غالب آرد بر عدو
لیک هم می بود موقوف آن مهمکه نگردید از نهیبی منهزم
دیده را بر هم نهی گوئی چرامن ندیدم این است از جهل و عمی
چون شما با مشرکین اندر اُحدرو به رو گشتید و شد چیزی که شد
آن اصابت پس به اذن حق رسیدبر شما دانند آن را اهل دید
چشم چون بر هم نهی امر خداستکه نبینی آنچه میدیدی تو راست
دیده بگشا تا که آید اذن حقپس ببینی نقشها را بر ورق
کس ز خصم ار در غزا، هارب شودنیست فرمان که بر او غالب شود
نادر است ار کس شود غالب به حرببا وجود ترس و بیم از قتل و ضرب
هارب ارچه مؤمن است و حق طلبگر شود غالب نباشد بی سبب
گرچه بس نادر بود لیک اندر آنباعثی باشد هویدا یا نهان
بود حیدر(ع) بی مهابا در نبردزآن نشد مغلوب از مردان مرد
گر که میدان پر ز ببر و شیر بودبهر او چون عرصۀ نخجیر بود
می شدی تنها و خندان سوی رزمهمچو شه با شاهدی در عیش و بزم
لاجرم فرمان حق بود آنکه اوغالب آید روز میدان بر عدو