۱۳- آیات ۳۸ تا ۳۹
هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ اَلدُّعٰاءِ (۳۸) فَنٰادَتْهُ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ یُصَلِّی فِی اَلْمِحْرٰابِ أَنَّ اَللّٰهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْییٰ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۳۹)
در آنجا خواند زکریا پروردگارش را گفت ای پروردگار من ببخش مرا از نزدت فرزندی پاکیزه بدرستی که تو شنوندۀ دعائی (۳۸) پس ندا کردندش فرشتگان و او ایستاده بود نماز میکرد در محراب بدرستی که خدا مژده میدهد ترا بیحیی تصدیق کنندۀ بکلمۀ از خدا و مهتر و بازدارنده نفس از شهوتها و پیغمبری از شایستگان (۳۹)
چون زکریا دید اندر انحصارآن خلاف عادت آنجا آشکار
میوه های صیفی اندر فصل دیاز عنایات خدا در پیش وی
گفت یا رب ده به من ذریّتیکو ز من بر خلق باشد آیتی
در جوانی زو نشد فرزند و آلاین ز خود می دید در پیری محال
چون تو را قدرت به هر کاری بودشاید ار بخشی به ناداری ولد
تو نیوشندة دعائی ای مجیبکن دعای من اجابت عنقریب
پس نداء کردند او را در نمازمر ملایک بعد از آن عرض و نیاز
کز خدا بادت بشارت بر ولدکوست یحیی مصدّق با رشد
مر مصدّق بر کلامی از خداسیّد و محصور از رجس و خطا
بر کَلِم یعنی مصدّق بر مسیحمی نشد صادر ز وی وقتی قبیح
در کلمه نکتهای مخفی است بکرعارفان دانند و اهل ذکر و فکر
وآن منافی نیست با وجه مسیحسرّ توحید است و تحقیق ملیح
انبیاء بودند زآن آگه تمامهمچنین یحیای با فکر و مقام
کو پیمبر بود و هم از صالحینحق ستود او را به قرآن این چنین
ذوق معنی هیچت ار باشد به سهمرو به پیری جو توسّل، آن بفهم