گنج

۱۱- آیات ۳۱ تا ۳۴

۲۷ بیت

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۳۱) قُلْ‌ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ اَلرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ اَلْکٰافِرِینَ (۳۲) إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفیٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِیمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَی اَلْعٰالَمِینَ (۳۳) ذُرِّیَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۳۴)

بگو اگر هستید که دوست دارید خدا را پس پیروی کنید مرا تا دوست دارد شما را خدا و بیامرزد برای شما گناهان شما را و خداست آمرزندۀ مهربان (۳۱) بگو فرمان برید خدا و رسول را پس اگر رو گردانند پس بدرستی که خدا دوست ندارد کافران را (۳۲) بدرستی که خدا برگزید آدم را و نوح را و آل ابراهیم را و آل عمران را بر جهانیان (۳۳) فرزندان برخی از ایشان از برخی و خدا شنوای دانا است (۳۴)

« در بیان آنکه دوستی حبیب خدا دوستی خداست »

گو خدا را گر شما دارید دوستپیروی من دلیل حبّ اوست
اهل نجران را چنین گو در جوابکه کنند اظهار حبّ و انتساب
حبّ حق از راه تعظیم مسیحمینمایند ادعاء هست ار صحیح
گو کنید از دین احمد (ص) پیرویچون به حق دارید حبّ معنوی
چون درآیید اندر این دین مُبینحق شما را دوست دارد بالیقین
حبّ من جویید گر گویید راستحبّ محبوب خدا ، حبّ خداست
گر که محبوب تو را کس داشت دوستشاد گردی زو دلت در حبّ اوست
مصطفی(ص) باشد حبیب کردگارحبّ او دین است اندر اختیار
حبّ او را هر که در دل داد جاحق ببخشد جرم او را زآن ولا
حق تعالی در صراط مستقیمبر محب او غفور است و رحیم
همچنین بر هر که یارِ یار اوستبر رسول و اهل بیت (ع)، اقرار اوست
قُلْ أطِیعُواْ الله فِی الدِّین وَ الرَّسُولگر شما دارید عیسی را قبول
ور بگردانید رو از راه دینکآن بود حق لَایُحِب الْکَافِرِین
اصطفا حق داد مر تسلیم راآدم و نوح آل ابراهیم را
و آل عمران جمله را بر عالمینبودشان در هر غمی یار و معین
همچنین بعضی ز فرزندانشانبرگزید آن قوم را حق با نشان
این نشان علم است و عصمت در نظرلیک با نصّ ، نی به اجماع بشر
هر یک از پیغمبران از بعد خودکرده تعیین جانشینی معتمد
چون کسی کاندر نبوّت خاتم استدین او برپا بود تا عالم است
جانشین ننموده تعیین ای خلیلنیست برهان حاجت اینجا یا دلیل
عقل گوید درگذار این قیل و قالنیست برهان فرض در امر محال
تو کنی تعیین وصی ای بعد موتگویی از پیغمبر این گردیده فوت
باورم ناید تو نیز ار بخردیاین مکن باور ز نفس واحدی
پس چو تعیین وصی با احمد (ص) استگویی ار تعیین نکرده است او بد است
بشنود حق آنچه دارم اعترافبر علی (ع) و اهل بیتش (ع) بیخلاف
هم بود دانا به سرّ باطنمگر به حیدر (ع) و آلش از دل مؤمنم
کو به جهر و سرّ سمیع است و علیمگر روی معوج به ره یا مستقیم