گنج

۹- آیات ۳۲ تا ۳۵

۱۵ بیت

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اُضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ اَلرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ (۳۲) قٰالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ (۳۳) وَ أَخِی هٰارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسٰاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ (۳۴) قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اِتَّبَعَکُمَا اَلْغٰالِبُونَ (۳۵)

در آر دستت را در گریبانت که بیرون آید سفید نورانی از غیر بدی و فراهم آور بسوی خود بالت را از ترس پس این دو تا دو دلیل‌اند از پروردگارت بسوی فرعون و جماعتش بدرستی که ایشان باشند گروه تباه‌کاران (۳۲) گفت ای پروردگار من بدرستی که من کشتم از ایشان تنی را پس می‌ترسم که بکشند مرا (۳۳) و برادرم هارون اوست فصیح‌تر از من بزبان پس بفرست او را با من مددکار که تصدیق نماید مرا بدرستی که من می‌ترسم که تکذیب کنند مرا (۳۴) گفت زود باشد که قوی گردانیم بازوی ترا ببرادرت و بگردانیم برای شما تسلّطی پس نخواهند رسید بشما دو تا بسبب آیتهای ما شما دو تا و آنکه پیروی کردن شما را غالب آیند (۳۵)

دست خود را بر گریبان بر فروتا سفید آید برون مِنْ غَیرِ سُوء
دستها کن جمع سوی خویش باززآنچه ترسیدی ز حیّه ز اهتزاز
جمع کن یعنی ز خشیّت نفس رانزد خصم آنگه که اندازی عصا
زآنکه خوفت موجب نقصان شودچون عصا اندازی و ثعبان شود
این دو پس باشند دو حجت به کارسوی فرعون و گروه از کردگار
زآنکه ایشانند قومی فاسقینرفته بیرون ز امر حق وز راه دین
گفت ای پروردگار از پیشترکُشته ام من زین جماعت یک نفر
می بترسم که کُشندم در قصاصزآنکه بُد فرعون را او عبد خاص
هست هارون افصح از من در لسانبا من او را پس فرست آنجا روان
تا که باشد در مکاره پشت منهم کند تصدیقم اندر انجمن
زآنکه می ترسم من از تکذیب قومتا رسد از قبطیانم، خشم و لوم
گفت بازوی تو را بی خوف و بیمبر برادر زود ما قوّت دهیم
هم بگردانیمتان بر دشمنانما مسلط از براهینی عیان
پس رسند ایشان نه هرگز بر شمامر زیانی را به آیت های ما
خود شما وآن کس که کرده پیرویمر شما را غالب آیند از نوی