گنج

۱۶- آیات ۵۷ تا ۶۱

۳۰ بیت

وَ قٰالُوا إِنْ نَتَّبِعِ اَلْهُدیٰ مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا أَ وَ لَمْ نُمَکِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً یُجْبیٰ إِلَیْهِ ثَمَرٰاتُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنّٰا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (۵۷) وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَهٰا فَتِلْکَ مَسٰاکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاّٰ قَلِیلاً وَ کُنّٰا نَحْنُ اَلْوٰارِثِینَ (۵۸) وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ اَلْقُریٰ حَتّٰی یَبْعَثَ فِی أُمِّهٰا رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا وَ مٰا کُنّٰا مُهْلِکِی اَلْقُریٰ إِلاّٰ وَ أَهْلُهٰا ظٰالِمُونَ (۵۹) وَ مٰا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَمَتٰاعُ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ زِینَتُهٰا وَ مٰا عِنْدَ اَللّٰهِ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (۶۰) أَ فَمَنْ وَعَدْنٰاهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاٰقِیهِ کَمَنْ مَتَّعْنٰاهُ مَتٰاعَ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ مِنَ اَلْمُحْضَرِینَ (۶۱)

و گفتند اگر پیروی کنیم هدایت را با تو ربوده شویم از زمین خود آیا جای ندادیم مر ایشان را حرمی آمن که برده می‌شود بسوی آن ثمرهای همه چیز روزی از نزد ما و لیکن اکثر ایشان نمی‌دانند (۵۷) و بسا که هلاک گردانیدیم از قریه که بکفران انجامید معیشتش پس اینست مسکنهاشان که مسکون نشد از بعد ایشان مگر اندکی و هستیم ما وارثان (۵۸) و نباشد پروردگار تو که هلاک کند قریه‌ها را تا وقتی که برانگیزد در اصلش رسولی که بخواند بر ایشان آیتهای ما را و نیستیم ما هلاک گردانندگان قریه‌ها مگر و اهل آنها باشند ظالمان (۵۹) و آنچه داده شدید از چیزی پس مایه تعیش زندگانی دنیاست و پیرایه‌اش و آنچه نزد خداست بهتر و پاینده‌تر است آیا پس نمی‌یابید بعقل (۶۰) آیا پس کسی که وعده دادیمش وعدۀ خوب پس او یابنده آنست چون کسی است که دادیم او را مایۀ تعیش زندگانی دنیا پس اوست روز قیامت از حاضرکرده‌شدگان (۶۱)

آمد این آیت که گفتند آن فریقگر شویمت تابع دین و طریق
راستی را با تو آییم از پسنداین گروه از ارضمان بیرون کنند
ما ربوده می شویم از خانمانگر کنیم اظهار ایمان در عیان
در حرم با ایمنی آیا که جامر شما را ما ندادیم از عطا
آورند از هر کجا در وی ثمراز هر آن چیزی که آید در نظر
رزقشان دادیم ما از نزد خوداین چنین با بت پرستی بی ز حد
در زمین غیر ذی زرع این چنینرزق چون بدهیم ما بر مشرکین
پس کنند ار حرمت توحید ضمّمشرکان با احترامات حرم
در نیاریم آن کسان را پس چناناز تخوّف وز تخطّف در امان
لیک بسیاری نمی دانند اینکه بود روزی ز نزد ما یقین
پس سزاوار این بود کایشان ز ربدر عیان ترسند نز قهر عرب
ما هلاک از قریه ها کردیم بسکز معیّشت بودشان بسیار پس
شاد بودند از تعیّش ها فزونطاغی از نعمت شدند اندر قرون
یافت گیتی پس بر ایشان انقلابخانه هاشان گشت بشکسته و خراب
پس بود آن مسکن و مأوایشانخالی ار جویی نشان از جایشان
بین دیار قوم لوط و قو م عادسرنگون تا چون شد اینسان آن بلاد
بعد از ایشان کس نشد ساکن مگراندکی گر هیچ داری در نظر
وارثان ماییم ز ایشان در زمینبعد از ایشان نَحنُ کُنَّا وَارِثِین
نیست ربّت آنکه قومی را تباهسازد از اهل قری بیگاه و گاه
تا برانگیزد رسولی ذی سداداندر آن شهری که هست اعظم بلاد
تا بر آنها خواند آیت های ماهم کند اتمام حجتهای ما
ما نبودیم ایچ مهلک زآن بلادجز که بودند اهل آن ظالم نهاد
آنچه را داده شدید از هیچ شیءجز متاع دنیوی پس نیست وی
نیست برخورداری الاّ زین جهانمر شما را یا که زینت های آن
وآنچه باشد نزد حق بس اظهر استکآن شما را بهتر و باقی تر است
پس شما آیا نیندیشید هیچگر به سر دارید عقل و دید هیچ
پس کسی که وعده آیا داده ایموعدة نیکو ورا بی خوف و بیم
اوست پس یابنده آن موعود رایابد از حق وعده محمود را
چون کسی باشد که او را بهره مندکرده ایم از مال دنیا روز چند
پس بود روز قیامت بر عذاباو ز حاضر گشتگان یا در حساب