گنج

۱۵- آیات ۵۴ تا ۶۰

۱۸ بیت

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ اَلْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (۵۴) أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ اَلرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ‌ دُونِ اَلنِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (۵۵) فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ (۵۶) فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ إِلاّٰ اِمْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰاهٰا مِنَ اَلْغٰابِرِینَ (۵۷) وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ اَلْمُنْذَرِینَ (۵۸) قُلِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ سَلاٰمٌ عَلیٰ عِبٰادِهِ اَلَّذِینَ اِصْطَفیٰ آللّٰهُ خَیْرٌ أَمّٰا یُشْرِکُونَ (۵۹) أَمَّنْ خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَنْبَتْنٰا بِهِ حَدٰائِقَ ذٰاتَ بَهْجَةٍ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهٰا أَ إِلٰهٌ مَعَ اَللّٰهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ (۶۰)

و لوط را هنگامی که گفت مر قومش را آیا می‌آیید آن کار زشت را و شما می‌بینید (۵۴) آیا بدرستی که شما هر آینه می‌آئید بمردان از روی شهوت از غیر زنان بلکه شمائید گروهی که جهل می‌ورزید (۵۵) پس نبود جواب قومش مگر آنکه گفتند بیرون کنید آل لوط را از قریۀ خودتان بدرستی که ایشان مردمانی‌اند که پاک می‌خواهند باشند (۵۶) پس رهانیدیم او را و اهلش را مگر زنش را که مقرر داشتیم او را که باشد از آن بازماندگان (۵۷) و بارانیدیم بر ایشان بارانی پس بد بود باران بیم‌داده‌شدگان (۵۸) بگو ستایش مر خدا را و سلام بر بندگانش که برگزید آیا خدا بهتر است یا آنچه شرک می‌آورند (۵۹) یا آنکه آفرید آسمانها و زمین را و فرو فرستاد برای شما از آسمان آب را پس رویانیدیم بآن باغهای صاحب بهجت نباشد مر شما را که برویانید درخت آنها را آیا الهی است با خدا بلکه ایشان گروهی‌اند که عدول می‌کنند (۶۰)

لوط هنگامی که گفت او قوم رامی کنید آیا که کاری ناروا
مر شما آیید بر فعلی قبیحوآنگهی بینید قبحش را صریح
بر رجال آیید هیچ آیا شمااز طریق شهوت از غیر نسا
بل شما باشید قومی بی تمیزکه ندانید از عواقب هیچ چیز
پس نبود او را جو اب از قوم اوجز که گفتند آل لُوطٍ أخْرِجُواْ
یعنی ایشان را برون از ره کنیدزآنکه ایشانند پاک و ما پلید
پس رهاندیم او و اهلش جز زنشکه مقدّر بُد هلاک از ذوالمنش
چونکه گشت آن قریه ها زیر و زبرسنگ باراندیمشان دیگر به سر
بَد بود باران قوم مُنذَرِینکه نکردند اعتنا بر مرسلین
مر خدا را گو سپاس و هم سلامبر عباد برگزیده اش بالتمام
بهتر است آیا خدای بی نیازآنکه یا انباز گیرید از مجاز
آن کس آیا کآفرید از قدرت اواین سماوات و زمین را تو به تو
ز آسمان کردیم نازل بر شماآب و رویاندیم با آن باغها
بوستانهایی که صاحب بهجت استتازه است و خرّمی را علت است
می نباشد مر شما را تا که سختزآن برویانید دانه یا درخت
نیستید اعنی شما قادر بر آنکه برویانید نبت از بوستان
هست آیا با خدا دیگر خدایکش مُمِد باشد به خلق ماسوای
بلکه ایشانند قومی که عدولکردهاند از راه عدل از بی اصول