گنج

۱۳- آیات ۴۵ تا ۴۸

۱۶ بیت

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ (۴۵) قٰالَ‌ یٰا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ اَلْحَسَنَةِ لَوْ لاٰ تَسْتَغْفِرُونَ اَللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (۴۶) قٰالُوا اِطَّیَّرْنٰا بِکَ وَ بِمَنْ مَعَکَ قٰالَ طٰائِرُکُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ (۴۷) وَ کٰانَ فِی اَلْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ (۴۸)

و بحقیقت فرستادیم بسوی ثمود برادرشان را صالح که بپرستید خدا را پس آن‌گاه ایشان دو فریقه شدند که نزاع می‌کردند (۴۵) گفت ای قوم من چرا بشتاب می‌خواهید بدی را پیش از خوبی چرا آمرزش نمی‌خواهید از خدا باشد که شما رحمت کرده شوید (۴۶) گفتند شوم گرفتیم بتو و با آنکه با تو است گفت منشأ شر شما نزد خداست بلکه شما هستید گروهی که مبتلا می‌شوید (۴۷) و بودند در شهر نه نفر که افساد می‌کردند در زمین و اصلاح نمی‌کردند (۴۸)

« در بیان احوال قوم ثمود »

هم فرستادیم ما سوی ثمودمر برادرشان که صالح بود زود
اینکه بپرستید حق را در سیردو گُره گشتند و خصم یکدگر
هر یکی گفتند حق بر سوی ماستشرح آن گفتیم در اعراف راست
گفت دارید ای گروهم از چه بابقبل نیکویی به ز شتیها شتاب
از چه آمرزش نخواهید از خدارحم کرده مر شوید اندر جزا
در جوابش قوم گفتند از رمدبر تو بگرفتیم ما خود فال بد
وآنکه باشد با تو از راه و رسومجمله بر مایید نامیمون و شوم
گفت صالح این ز شومیِ شماستبر شما فال بد از نزد خداست
بل شما هستید قومی فتنه گرآزموده می شوید از خیر و شرّ
یعنی آنچه می کنید از خوب و زشتنزد حق ثبت است یکجا در سرشت
گر کسی گوید به راه توست چاهپیش پای خود ببین بیگاه و گاه
فال بد گویی مزن بر من نخستفال بد این فکر نامیمون توست
بود در شهری که صالح بُد در آننُه نفر در فتنه بیش از دیگران
رَهط زآن فرمود کاشراف بلدهستشان حکم جماعت در عدد
تابعین بر حکمشان دارند چشمبر کسان از خشمشان گیرند خشم
در زمین بودند ساعی بر فسادعاری از رسم صلاح و عدل و داد