۲- آیات ۱۰ تا ۱۷
وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ اِئْتِ اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (۱۰) قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ (۱۱) قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ (۱۲) وَ یَضِیقُ صَدْرِی وَ لاٰ یَنْطَلِقُ لِسٰانِی فَأَرْسِلْ إِلیٰ هٰارُونَ (۱۳) وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ (۱۴) قٰالَ کَلاّٰ فَاذْهَبٰا بِآیٰاتِنٰا إِنّٰا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ (۱۵) فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۶) أَنْ أَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ (۱۷)
و هنگامی که ندا کرد پروردگار تو موسی را که برو بسوی گروه ستمکاران (۱۰) قوم فرعون آیا نمیپرهیزند (۱۱) گفت پروردگار من بدرستی که میترسم که تکذیب کنند مرا (۱۲) و تنگ میشود سینهام و نمیگشاید زبانم پس بفرست بسوی هارون (۱۳) و مر ایشانراست بر من گناهی پس میترسم که بکشند مرا (۱۴) گفت نه چنین است پس بروید شما دو تا بآیتهای ما بدرستی که مائیم با شما شنوندگان (۱۵) پس آمدند فرعون را پس گفتند که مائیم رسول پروردگار جهانیان (۱۶) که بفرست با ما بنی اسرائیل را (۱۷)
« در بیان خواستن موسی علیه السلام هارون را بیاری خود »