گنج

۳- آیات ۱۵ تا ۱۹

۱۴ بیت

قُلْ أَ ذٰلِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّةُ اَلْخُلْدِ اَلَّتِی وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ کٰانَتْ لَهُمْ جَزٰاءً وَ مَصِیراً (۱۵) لَهُمْ فِیهٰا مٰا یَشٰاؤُنَ خٰالِدِینَ کٰانَ عَلیٰ رَبِّکَ وَعْداً مَسْؤُلاً (۱۶) وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ مٰا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ‌ اَللّٰهِ فَیَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبٰادِی هٰؤُلاٰءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا اَلسَّبِیلَ (۱۷) قٰالُوا سُبْحٰانَکَ مٰا کٰانَ یَنْبَغِی لَنٰا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا اَلذِّکْرَ وَ کٰانُوا قَوْماً بُوراً (۱۸) فَقَدْ کَذَّبُوکُمْ بِمٰا تَقُولُونَ فَمٰا تَسْتَطِیعُونَ صَرْفاً وَ لاٰ نَصْراً وَ مَنْ یَظْلِمْ مِنْکُمْ نُذِقْهُ عَذٰاباً کَبِیراً (۱۹)

بگو آیا این بهتر است تا بهشت جاودانی که وعده کرده شدند پرهیزکاران باشد مر ایشان را پاداش و بازگشت (۱۵) مر ایشان‌راست در آن آنچه می‌خواهند جاودانیان باشد بر پروردگارت وعده خواسته شده (۱۶) و روزی که حشر کنند ایشان را و آنچه می‌پرستند از غیر خدا پس گوید آیا شما گمراه کردید بندگان مرا اینان با ایشان خود گم کردند راه را (۱۷) گفتند منزّهی تو نباشد سزاوار مر ما را که فرا گیریم از غیر تو از دوستان و لیکن کامیاب کردی ایشان را و پدرانشان را تا فراموش کردند ذکر را و بودند گروهی تباه (۱۸) پس بتحقیق تکذیب نمودند شما را بآنچه می‌گویید پس نتوانند گردانیدنی و نه یاری کردنی و هر که ستم کند از شما می‌چشانیم او را عذابی بزرگ (۱۹)

ای محمّد (ص) گو که آیا این جهانهست بهتر یا بهشت جاودان
آنچه می خواهند از پروردگاروعد مسئول است در دارالقرار
یاد روزی کن که حشر، این مشرکانمی شوند ایشان و معبودانشان
می پرستند آنچه را غیر از خداپس خدا گوید که هیچ آیا شما
گمره ایشان را نمودید از وجوهبندگان من که باشند این گروه
یا خود ایشان گم شدند از ره چنیناز غرض و اخلال عقل مستبین
پاک و بی مثلی تو، گویند ای خدانیست هیچ از ما سزاوار و روا
تا که از غیر تو ما گیریم دوستجز تو هر گیرد ولیّ گمراه اوست
لیک برخورداری ایشان را چنانبا پدرهاشان تو دادی از جهان
تا ببُردند از نظر یاد تو راصرف کردند از غلط داد تو را
زآنکه بودند این گروه از هالکینپس بتان تکذیبشان کردند هین
زآنچه میگویید و نبود هیچ نیککه شما گیرید کس با حق شریک
پس نبتوانند معبودان هلادفع مکروهی به یاری از شما
هر کند ظلم آرد او شرک از ضمیرمی چشانیمش عذابی بس کبیر