گنج

۱- آیات ۱ تا ۵

۱۸ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

تَبٰارَکَ اَلَّذِی نَزَّلَ اَلْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً (۱) اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی اَلْمُلْکِ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً (۲) وَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لاٰ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ وَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ لاٰ یَمْلِکُونَ مَوْتاً وَ لاٰ حَیٰاةً وَ لاٰ نُشُوراً (۳) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ اِفْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً (۴) وَ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ اِکْتَتَبَهٰا فَهِیَ تُمْلیٰ عَلَیْهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً (۵)

بنام خدای بخشایندۀ مهربان

افزون آمد آنکه فرو فرستاد جدا کننده حق را از باطل را بر بنده‌اش تا بوده باشد مر عالمیان را بیم دهنده (۱) آنکه مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین و فرا نگرفت فرزندی و نبود او را انبازی (شریکی) در پادشاهی و آفرید همه چیز را پس تقدیر کردش تقدیر کردنی (۲) و فرا گرفتند از غیر او الهانی که نمی‌آفرینید چیزی را و آنها آفریده می‌شوند و مالک نمی‌باشند برای خودهاشان ضرری و نه منفعتی و مالک نمی‌باشند مرگی را و نه زندگی را و نه حشری را (۳) و گفتند آنان که کافر شدند نیست آن مگر دروغی که بر بافت آن را و یاری دادند او را بر آن گروهی دیگران پس بحقیقت آمدند ستمی را و باطلی را (۴) و گفتند افسانه‌های پیشینیانست که نویسانید آن را پس آن را خوانده می‌شود بر او بامداد و شبانگاه (۵)

حق کثیر الخیر و صاحب برکت استکارساز بندگان هر ساعت است
نازل این قرآن به بنده خود نموداهل عالم را کند تا بیم زود
آن کسی کو راست از روی یقینپادشاهیِ سماوات و زمین
هیچ او نگرفت بهر خود ولدنه شریک او را به شاهی می بود
آفرید از هر چه، پس اندازه کردآن چنان اندازه ای ممتاز و فرد
مر مهیّا ساخت او را ز امتیازبهر افعالی کز او می خواست باز
برگرفتند اهل کفر الاّ خدایمر خدایان دگر از سوء رای
نافریدند آن خدایان هیچ چیزآفریده گشته اند آن جمله نیز
نیستشان قدرت به نفس خویشتنضرّ و نفعی را به پنهان یا علن
تا که از خود دفع آفاتی کنندیا که جلب نفع را راهی زنند
نه توانا تا بمیرانند مورهم نه قادر بر حیات و بر نشور
کافران گفتند این گفتارهانیست هیچ الاّ که إفک و افترا
بافته است آن را ز پیش خود به هممر محمّد(ص) بهر آمال و نعم
داده یاری هم به او قومی دگرتا به هم بربسته آن را سر به سر
پس به تحقیق آمدندی بر ستمهم به بهتانی که ناید در قلم
یا که بر قائل بود راجع ضمیریعنی این قول است بهتانی کثیر
هم بگفتند این سخنها بالعیانهست بر افسانۀ پیشینیان
بر نویسانده است آن را پس تمامخوانده گردد پیش او در صبح و شام