گنج

۹- آیات ۵۱ تا ۶۱

۱۸ بیت

یٰا أَیُّهَا اَلرُّسُلُ کُلُوا مِنَ اَلطَّیِّبٰاتِ وَ اِعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّی بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (۵۱) وَ إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ (۵۲) فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (۵۳) فَذَرْهُمْ فِی غَمْرَتِهِمْ حَتّٰی حِینٍ (۵۴) أَ یَحْسَبُونَ أَنَّمٰا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مٰالٍ وَ بَنِینَ (۵۵) نُسٰارِعُ لَهُمْ فِی اَلْخَیْرٰاتِ بَلْ لاٰ یَشْعُرُونَ (۵۶) إِنَّ اَلَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (۵۷) وَ اَلَّذِینَ هُمْ بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ (۵۸) وَ اَلَّذِینَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لاٰ یُشْرِکُونَ (۵۹) وَ اَلَّذِینَ یُؤْتُونَ مٰا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلیٰ رَبِّهِمْ رٰاجِعُونَ (۶۰) أُولٰئِکَ یُسٰارِعُونَ فِی اَلْخَیْرٰاتِ وَ هُمْ لَهٰا سٰابِقُونَ (۶۱)

ای پیغمبران بخورید از پاکیزه و بکنید کارهای شایسته بدرستی که من بآنچه می‌کنید دانایم (۵۱) و بدرستی که این ملت شماست که ملت واحد است و منم پروردگار شما پس بپرهیزید از من (۵۲) پس جدا جدا کردند امرشان را میانشان بارها هر گروهی باشند بآنچه نزد ایشانست شادمانان (۵۳) پس واگذار ایشان را در غفلتشان تا وقتی (۵۴) آیا می‌پندارند که آنچه مدد می‌کنیم ایشان را بآن از مال و پسران (۵۵) می‌شتابیم برای ایشان در خوبیها بلکه نمی‌دانند (۵۶) بدرستی که آنان که ایشان از ترس پروردگارشان خائفانند (۵۷) و آنان که ایشان بآیتهای پروردگارشان می‌گروند (۵۸) و آنان که ایشان بپروردگارشان شرک نمی‌آورند (۵۹) و آنان که می‌دهند آنچه را دادند از صدقات و دلهای ایشان ترسانست که ایشان بسوی پروردگارشان بازگشت‌کنندگان (۶۰) آنها می‌شتابند در خوبیها و ایشانند مر آنها را پیشی گیرندگان (۶۱)

ای پیمبرها خورید از طیّباتهم کنید اعمال نیکو در حیات
آگهم من بر هر آنچه می کنیداین شما را ملّتی باشد پدید
ملّتی واحد منم پروردگارهم شما را پس بترسید از عثار
پس نمودند امر دین را مردمانپاره پاره بینِ خود در هر زمان
شاد هر قومی بدا نچه نزد اوستبر گمانش آنچه هست او را نکوست
شرح این معنی نویسم گر تمامدر خروش آیند بر من خاص و عام
دلق و دستارم بدرّند از غضبکه به شرع و فقرشان باشد نسب
پس بِه ار باشد نهان در پرده رازسوی تفسیر کلام آییم باز
حق تعالی گفته در قرآن همهآنچه حق است آنچه باطل زین رمه
پس به گرداب ضلالت واگذاراین کسان را تا بمیرند از قرار
می کنند آیا گمان کز ما مددهستشان این قوم از مال و ولد
می شتابیم از پی خیراتشانبل نفهمند اینکه نبود آن چنان
این است استدراج نی سرعت به خیرکی بهایم را بود این فهم و سیر
وآن کسان کز خشیّت پروردگارمشْفِقُون باشند یعنی ترس کار
وآنکه بر آیات ربّشان بگروندشرک بر حق وآنکه می نارند چند
وآن کسان که می دهند از التفاتآنچه بدهند آن ز صدقات و زکات
قلب ایشان است ترسان از خداسوی حق گردند چون باز از ولا
بر نکوییها شتابند آن کسانسابقند از آن سبب بر مردمان