گنج

۱۲- آیات ۹۱ تا ۹۸

۱۵ بیت

مَا اِتَّخَذَ اَللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا کٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ (۹۱) عٰالِمِ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ فَتَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۹۲) قُلْ رَبِّ إِمّٰا تُرِیَنِّی مٰا یُوعَدُونَ (۹۳) رَبِّ فَلاٰ تَجْعَلْنِی فِی اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (۹۴) وَ إِنّٰا عَلیٰ أَنْ نُرِیَکَ مٰا نَعِدُهُمْ لَقٰادِرُونَ (۹۵) اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ اَلسَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَصِفُونَ (۹۶) وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزٰاتِ اَلشَّیٰاطِینِ (۹۷) وَ أَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ (۹۸)

فرا نگرفت خدا هیچ فرزندی و نباشد با او هیچ الهی آن‌گاه هر آینه برده بود هر الهی آنچه آفرید و هر آینه برتری جسته بود برخیشان بر برخی دانم پاک بود از خدا آنچه وصف می‌کنند (۹۱) دانای نهان و آشکار پس برتر آمد از آنچه شرک آورند (۹۲) بگو پروردگار من اگر می‌نمایی مرا آنچه وعده داده می‌شوند (۹۳) پروردگار من پس مگردان مرا در گروه ستمکاران (۹۴) و بدرستی که ما بر آنکه بنمائیم ترا آنچه وعده می‌دهیم ایشان را هر آینه تواناییم (۹۵) دفع کن بآنچه خوب‌تر است بدی را ما داناتریم بآنچه وصف می‌کنند (۹۶) و بگو پروردگار من پناه می‌بریم بتو از وسوسه‌های شیاطین (۹۷) و پناه می‌برم بتو ای پروردگار من از آنکه حاضر شوند مرا (۹۸)

حق تعالی هیچ نگرفت از ولدنیست با او هم خدایی بالأبد
گر که بودی هر خدایی بُردی اوآنچه را خود آفرید از جستجو
همچنین بر بعض ، بعضی برتریمی بجستند از نشان همسری
زین تغالب می شدی برپا فسادعالم ایجاد میرفتی به باد
گفت زآن رو دو خدا گر می بدیاین جهان در لحظه ای فاسد شدی
پاک می باشد حق از هر چون و چندوز هر آنچه خلق، وصفش می کنند
اوست دانای نهان و آشکارزآنچه شرک آرند بر تر ز اقتدار
گو خدایا گر نماییم از عتابآنچه را که وعده کردی از عذاب
پس مگردانم ز قوم ظالمینمی مکن یعنی به آن قومم قرین
قادریم آن را به ذات بی شریکبر عقوبت مَانَعِدُهُم أن نُّرِیَک
دفع کن با خصلتی کآن بهتر استخصلتی را آنکه زشت و ابتر است
ما بسی داناتریم از هر جهتبر هر آنچه می کنند ایشان صفت
یا مرا از نسبت شرک و ولدیا تو را از سحر و از اوصاف بد
گو خدایا بر تو می گیرم پناهمن ز وسواس شیاطین ز انتباه
بر تو هم گیرم پناه ای ذوال مننزآنکه تا گردند حاضر نزد من