گنج

۸- آیات ۲۹ تا ۳۳

۲۴ بیت

ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ اَلْعَتِیقِ (۲۹) ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اَللّٰهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ اَلْأَنْعٰامُ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا اَلرِّجْسَ مِنَ اَلْأَوْثٰانِ وَ اِجْتَنِبُوا قَوْلَ اَلزُّورِ (۳۰) حُنَفٰاءَ لِلّٰهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّٰهِ فَکَأَنَّمٰا خَرَّ مِنَ اَلسَّمٰاءِ‌ فَتَخْطَفُهُ اَلطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ اَلرِّیحُ فِی مَکٰانٍ سَحِیقٍ (۳۱) ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اَللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی اَلْقُلُوبِ (۳۲) لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَی اَلْبَیْتِ اَلْعَتِیقِ (۳۳)

پس باید ازاله نمایند کثافاتشان را و باید وفا کنند به نذرهایشان که طواف کنند خانه دیرینه را (۲۹) آنست و کسی که تعظیم کند حرمتهای خدا را پس آن بهتر است مر او را نزد پروردگارش و حلال شده است برای شما چهارپایان مگر آنچه خوانده می‌شود بر شما پس اجتناب کنید پلیدیها را از بتان و اجتناب کنید قول دروغ را (۳۰) مخلصان مر خدای را غیر شرک‌آورندگان باو و کسی که شرک آورد بخدا پس گویا در افتاده از آسمان پس ربایدش پرنده یا فرود آردش باو باد در جایی دور (۳۱) آنست کسی که تعظیم علامتهای خدا را پس بدرستی که از پرهیزگاری دلهاست (۳۲) مر شما راست در آنها منفعتها تا مدتی نام برده شده پس محل آن بسوی بیت عتیق است (۳۳)

پس گذارند آن مناسک را تمامپیش از این گفتیم شرحش در مقام
هم وفاء بر نذرهای خود کنندهم طواف خانه در هر حد کنند
خانۀ آزاد از طوفان و غرقیا کسان را از تملک نزد فرق
یعنی از تفریق بین مردمانتا شود مالک به خشتی کس بدان
این است امر حج که شد ذکر از نسقکرد هر تعظیم حرمت های حق
مر ورا نزد خدایش بهتر استهم جزائش در نکویی اکبر است
چارپایان بر شما باشد حلالنوبت احرام یا در کل حال
غیر از آنچه خوانده گردد بر شمایعنی آنچه میته است و ناروا
از پلیدی پس نمایید اجتنابوآن بود اصنام اندر انتساب
هم نمایید اجتناب از قول زوربت پرستی اصل کذب است و فجور
دین حق گیرید و میل آن سو کنیدبر خدا از غیر شرکی رو کنید
طاعتش یعنی نمایید از خلوصبیش یا کم در عموم و در خصوص
وآنکه شرک آرد به حق باشد چنانکاوفتاد او بر زمین از آسمان
پس ربایندش طیور جیفه خوارمی کنند اعضای او را تار و مار
بادش اندازد به جایی یا که دوراز مکانی مرتفع با صد قصور
حقّ امر این بود در نزد خردوآنکه تعظیم شعار االله کند
پس خود آن باشد ز تقوای قلوبکه بود پاکیزه از نقص و عیوب
یا مزکی از فساد اعتقادیا مبری از ضلال و ارتداد
آن شعائر شد مناسک را تمامخاص یا باشد به بدن اندر کلام
اشتران کآرند یعنی بهر نحرخوب و فربه از هر آن وادی و شهر
مر شما را اندر آنها سودهاستتا به وقت نام برده کآن هدی است
یا مراد از نفع آن باشد ثوابدر قیامت حاصل از حکم کتاب
پس محل آن مناسک یا که نحرسوی آن بیت العتیق آمد ز بهر
مر محل نحر حج اند ر مناستجای نحر عمره مکه بی خطاست