إِنَّ اَلَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا اَلْحُسْنیٰ أُولٰئِکَ عَنْهٰا مُبْعَدُونَ (۱۰۱) لاٰ یَسْمَعُونَ حَسِیسَهٰا وَ هُمْ فِی مَا اِشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خٰالِدُونَ (۱۰۲) لاٰ یَحْزُنُهُمُ اَلْفَزَعُ اَلْأَکْبَرُ وَ تَتَلَقّٰاهُمُ اَلْمَلاٰئِکَةُ هٰذٰا یَوْمُکُمُ اَلَّذِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (۱۰۳) یَوْمَ نَطْوِی اَلسَّمٰاءَ کَطَیِّ اَلسِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمٰا بَدَأْنٰا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنٰا إِنّٰا کُنّٰا فٰاعِلِینَ (۱۰۴) وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّکْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ اَلصّٰالِحُونَ (۱۰۵) إِنَّ فِی هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِینَ (۱۰۶)
بدرستی که آنان که سبقت یافته مر ایشان را از ما خوبی آنها باشند از آن دورکردهشدگان (۱۰۱) نه میشنوند صدای جوش آن را و ایشان باشند در آنچه خواست نفسهاشان جاویدان (۱۰۲) غمگین نسازد ایشان را فزع اکبر و ملاقات کنند ایشان را ملائکه این روز شماست که بودید که وعده کرده میشدید (۱۰۳) روزی که در مینوردیم آسمان را چون در نوردیدن طومار برای نامهها هم چنان که آفریدیم اول خلقی را اعاده میکنم آن را وعده کردنی بر ما بدرستی که ما باشیم کنندگان (۱۰۴) و بتحقیق نوشتیم در زبور از بعد ذکر آنکه زمین بارث میبرندش بندگان من که شایستهاند (۱۰۵) بدرستی که در این هر آینه کفایت است مر گروه پرستندگان را (۱۰۶)
مشرکان بنهاده بودندی مقیمسیصد و شصت از بتان اندر حطیم
رفت و بنشست آن رسول خوش کلامنزدشان یک روز در بیت الحرام
کرد با آن قوم آغاز سخندر عبادت جز ز ذات ذوالمنن
ساخت ملزم بت پرستان را تمامدر مقام احتجاج اندر کلام
آیت حَصَبُ جَهَنَّم خواند پسقهرشان افزوده گشتی هر نفس
مشرکی گفتا که فردا در حرممن محمّد (ص) را کنم الزام هم
روز دیگر با وی آمد از لجاجدر حضور مشرکین در احتجاج
گفت گویی تو که معبودان تمامجز خدا دارند در دوزخ مقام
پس چه گویی در ملایک یا مسیحکه پرستیدندشان قومی صریح
گفت ایشان را مگر معبودشانبود دیو از شیوه مردودشان
که خود ایشان را بر آن می داشت بازنی ملایک یا مسیح پاکباز
آمد این آیت کسانی را که هستسابقۀ نیکی زمانشان از الست
آن گُره باشند از دوزخ به دوربود ز اپرستندگانشان بس نفور
نشنوند آواز آتش را به گوشهست در فِی مَااشْتَهَتشان جان و هوش
جاودان باشند در آنچه آرزونفس هاشان راست گاه جستجو
نیست کز ترسی شوند اندوهناکترسی اعظم از هر آن ترسی و باک
چون درآیند از قبور اندر زمانپیشواز آیندشان افرشتگان
می بگویند این بود روز شماکه بدان بودید موعود از خدا
باشد آن روزی که پیچیم از حکمآسمانها را چو طوماری به هم
ماند آثاری کجا از قشر و لُبگاه کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُب
همچنان کآغاز کردیم از نخستآفریدن را به ترتیبی درست
بازگردانیم آن را همچنانوعده چون کردیم بر عود آن زمان
آوریم آن وعده را بیشک بجافاعلیم آن را که دارد اقتضا
یعنی آن بر وجه علم و حکمت استنی گزافی بل ز روی قدرت است
ثبت فرمودیم ما اندر زبوراز پس تورات موسی در سطور
کارض جنّت هست میراث از قراربر عبادم آنکه شد شایسته کار
اندر این از بهر اپرستندگانخود کفایت باشد از روی عیان