گنج

۱- آیات ۱ تا ۹

۳۳ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

بنام خدای بخشندۀ مهربان

اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (۱) مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اِسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ (۲) لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا اَلنَّجْوَی اَلَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ اَلسِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (۳) قٰالَ رَبِّی یَعْلَمُ اَلْقَوْلَ فِی اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۴) بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ اِفْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ فَلْیَأْتِنٰا بِآیَةٍ کَمٰا أُرْسِلَ اَلْأَوَّلُونَ (۵) مٰا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا أَ فَهُمْ یُؤْمِنُونَ (۶) وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ (۷) وَ مٰا جَعَلْنٰاهُمْ جَسَداً لاٰ یَأْکُلُونَ اَلطَّعٰامَ وَ مٰا کٰانُوا خٰالِدِینَ (۸) ثُمَّ صَدَقْنٰاهُمُ اَلْوَعْدَ فَأَنْجَیْنٰاهُمْ وَ مَنْ نَشٰاءُ وَ أَهْلَکْنَا اَلْمُسْرِفِینَ (۹)

نزدیک شد مر مردمان را حسابشان و ایشان باشند در بیخبری اعراض‌کنندگان (۱) نمی‌آید ایشان را هیچ پندی از پروردگارشان تازه آورده شده مگر که شنیدند آن را و ایشان بازی می‌کردند (۲) غفلت ورزند دلهاشان و پنهان داشتند راز را آنانی که ظلم کردند آیا این باشد مگر انسانی مانند شما آیا پس میائید سحر را و شما می‌بینید (۳) گفت پروردگار من می‌داند گفتار را در آسمان و زمین و اوست شنوای دانا (۴) بلکه گفتند فراهم آورده خوابهاست بلکه بدروغ بست آن را بلکه او شاعر است پس باید که بیاورد ما را آیتی هم چنان که فرستاده شدند پیشینیان (۵) نگرویدند پیش از ایشان هیچ قریه که هلاک کردیم آن را آیا پس ایشان می‌گروند (۶) و نفرستادیم پیش از تو مگر مردانی که وحی کردیم بایشان پس بپرسید از اهل ذکر اگر هستید که نمی‌دانید (۷) و نکردیم ایشان را جسدی که نخورند طعام را و نبودند جاودانیان (۸) پس راست کردیم ایشان را وعده پس رهانیدیم ایشان را و کسی را که می‌خواستیم و هلاک کردیم مسرفان را (۹)

بعد بسم االله که اصل و ابتداستنوبت تفسیر سورة انبیاست
مکّی است آن جمله گر دانی نکوبعد صد باشد ده و دو آیت او
گشت مر نزدیک مردم را حسابمعرضند ایشان و در غفلت به خواب
حشر صغری این بود که هر زمانبگذرد بر خلق و در خوابند از آن
چشم تا بر هم زنی حشری گذشتبس دریغ ار زآن یکی مفقود گشت
نامد ایشان را ز روی اعتبارهیچ پندی تازه از پروردگار
جز که آن را از پیمبر بشنوندوآنکه از غفلت به وی بازی کنند
بشنوند و هست بر چیز دگرقلبشان مشغول و از خود بی خبر
داشتندی مستتر نجوای خویشآن کسان که اِستم به خود کردند پیش
داشتند اعنی نهان این قول راکاین بود آیا جز آدم چون شما
احمد اعنی چون شما جز آدم استاینکه داعی بر نبوت هر دم است
می روید آیا به جادویی بر اوآدم آنکه بنگریدش رو به رو
چونکه بینید آدم است او نی ملکمی روید، افتید آیا تا به شک
زین مسارّه حق تعالی بر رسولکرد اخبار از گروه ناقبول
گفت ایشان را بگو اندر جوابداند آن پروردگارم بی حجاب
قول هر کس در سماوات و زمیناو بود شنوای دانا بالیقین
بلکه قرآن را بگفتند از شکستمیبود أضْغَاثُ أحلام آنچه هست
بل محمّد بافته است آن را به همبل بود او شاعری کامل رقم
گر چنین نبود بیارد پس به مامعجزی کز پیش کردند انبیا
بل به آن معجز فرستاده شدندیک تنه زآن بر دو صد لشکر زدند
هست این آیت جواب این کلامدر مقام حجت از ربّ الانام
نگرویدند از ظهور معجزاتاهل شهری پیش از ایشان از جهات
که نمودیم آن جماعت را تباهبگروند آیا پس ایشان ز انتباه
یعنی ار آن معجزات آری تو نیزنگروند این قوم پُر لجّ و ستیز
نی فرستادیم پیش از تو عیانجز رجالی وحی می شد سویشان
یعنی افرشته نبودند آن کسا نچون تو بودند آدمی صاحب لسان
پس بپرسید این بیان ز اهل کتابخود ندانید ار که بر وجه صواب
هم ندادیم آن بدن شان در اثرکه نباشد حاجت ایشان را به خور
هم نبودند انبیاء اندر جهاناینکه باشند این جماعت جاودان
راست گرداندیم پس آن وعده راکه به ایشان کرده بودیم از ولا
پس ز غم دادیم ایشان را نجاتخواستیم آن را که هم باز از ثقات
بود بر حکمت بقایش در اصولمر کنند اولاد او ایمان قبول
مسرفین را هم تبه کردیم بازکه بر ایمانشان نبود اقبال و ساز